ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

حافظ و انتخابات !

حافظ را بحق لسان الغیب گفته اند. بیشتر ما عادت داریم در مواقعی که در باره موضوعی دچار ابهام می شویم، فال حافظ می گیریم. من خود بارها این کار را کرده ام و معمولا جواب گرفته ام. گاه نیز از تناسب سخن حافظ با شرایط و موقعیت مدنظر شگفت زده شده ام.

از حدود دو هفته پیش که موضوع انتخابات ریاست جمهوری بالا گرفت، تا همین دوسه روز پیش سه بار فال حافظ گرفتم و هربار پاسخ حافظ جالب بود.

بار اول حدود دو هفته پیش بود. در دانشکده با دو تن از دوستان در باره انتخابات حرف می زدیم. اوضاع هنوز مبهم بود و واقعا نمی شد چیزی را پیش بینی کرد. دیوان حافظ را برداشتم و تفألی زدم. پاسخ حافظ هم مبهم بود. غزلی آمد که هیچ تناسبی با موضوع انتخابات و کاندیداها و سرنوشت آنها نداشت. فردایش در کانال تلگرامی ماهروز پستی گذاشتم و ضمن اشاره به این موضوع نوشتم: «به دوستان گفتم حافظ هم فعلا گیج است. فکر کنم منتظر اعلام نظر سنجی هاست».

بار دوم هفت هشت روز پیش بود. سرشب بود و در خانه بودم. به اوضاع و احوال انتخابات فکر می کردم. باز به یاد حافظ افتادم. دیوان او را از قفسه کتاب برداشتم. نیت کردم و باز فالی گرفتم. این بار حافظ روشن تر پاسخ داد؛ این غزل آمد با ابیاتی که مناسب حال بود:

هاتفی از گوشه میخانه دوش

گفت ببخشند گنه می بنوش

عفو الهی بکند کار خویش

مژده رحمت برساند سروش...

گرچه وصالش نه به کوشش دهند

هر قدر ای دل که توانی بکوش...

داور دین شاه شجاع آنکه کرد

روح قدس حلقه امرش بگوش

ای ملک العرش مرادش بده

وز خطر چشم بدش دار گوش

حافظ به کوشش و امید و دعا توصیه کرده بود.

این گذشت تا دو سه روز پیش که باز هم در خانه فالی از حافظ گرفتم. این بار شاعر شیرازی به صراحت پاسخ داد و موضعش را روشن کرد:

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود

تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود

چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت

تدبیر ما به دست شراب دوساله بود

آن نافه مراد که می خواستم ز بخت

در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود

از دست برده بود خمار غمم سحر

دولت مساعد آمد و می در پیاله بود...

دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه

یک بیت ازین قصیده به از صد رساله بود

آن شاه تند حمله که خورشید شیرگیر

پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود

دیوان حافظ را بستم در حالی که به سرنوشت انتخابات و پیروزی آقای روحانی یقین پیدا کرده بودم. این روزهای آخر کاملا آرام بودم و منتظر رخ دادن حادثه ای که می دانستم چه خواهد بود. حافظ نتیجه انتخابات را روشن کرده بود.

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩٦
تگ ها :


تاریخ و تصویر

تاریخ آگاهی یافتن به احوال گذشتگان است، اما مورخان در  این مسیر با یک شکاف مهم روبرو هستند و آن فاصله موجود میان حال و گذشته است. کوشش اصلی مورخان پل بستن بر این شکاف است. آنان این کار را با کمک شواهد تاریخی صورت می دهند.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٦
تگ ها :


ذکر استاد جلیلی

استاد ما، دکتر مهدی جلیلی، روز شنبه بیست و ششم فروردین 1396 شمسی بر اثر ابتلا به یک بیماری صعب از دنیا رفت. جنازه او روز دوشنبه 28 فروردین با حضور کثیری از خویشان و آشنایان و همکاران بخصوص اساتید و دانشجویان دانشکده الهیات در صحن جمهوری اسلامی حرم مطهر رضوی به خاک سپرده شد.

دکتر جلیلی در سال 1325 شمسی در یکی از روستاهای شهر طبس به دنیا آمد. در دهه چهل شمسی دوره لیسانس خود را در رشته فقه در دانشکده معقول و منقول (الهیات) دانشگاه فردوسی مشهد گذراند. در همین برهه به مدت پنج سال در آستان قدس رضوی به کار پرداخت. سپس برای تحصیل در دوره کارشناسی ارشد و دکتری به تهران رفت. در سال 1358 شمسی از پایان نامه دکتری خود باعنوان مدارس و مراکز آموزشی در شمال آفریقا دفاع و مدتی را نیز در دانشکده الهیات دانشگاه تهران تدریس کرد. در سال 1361 به مشهد بازگشت و در دانشکده الهیات استخدام شد و از آن تاریخ تا اوایل این ترم به مدت 35 سال به تدریس مشغول بود.

دکتر جلیلی مقالاتی نوشت که در مجلات علمی و نیز دائرة المعارف بزرگ اسلامی منتشر شده است. جزواتی خوب و مفید نیز برای برخی از واحدهای درسی دانشکده تالیف کرد. سالهایی را رئیس مرکز خراسان شناسی بود و در گذر سالها خدمت در دانشگاه در سمت هایی مانند: مدیر گروه تاریخ و تمدن اسلامی، معاون و قائم مقام دانشکده و معاون اداری مالی دانشگاه فردوسی انجام وظیفه کرد. سالها مسؤول کمیته علوم انسانی هیات ممیزه دانشگاه بود و مدتی نیز این سمت را در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بر عهده داشت. دکتر جلیلی در دوسه سال اخیر از بیماری صعب رنج می برد و همین اندک اندک از توش و توان او کاست و قوایش را تحلیل برد به گونه ای که این ترم  بعد از هفته اول، از حضور در کلاس درس عذرخواهی کرد.

من از سال 1363 دانشجوی ایشان شدم وبعدها این افتخار را داشتم که همکار ایشان شوم. سالهایی را نیز تا همین اواخر، هم اتاق بودیم. یکی دو سفر نیز باهم رفتیم. خاطرات بسیاری از آن استاد مرحوم در ذهنم باقی است که اکنون فرصت نگارش و تدوین آنها نیست. امیدوارم تا فرارسیدن چهلم ایشان فرصت نوشتن آنها را پیدا و آن را در ماهروز منتشر کنم «تا نگویند که از یاد فراموشانند».

  
نویسنده : ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٦
تگ ها :


غزل امروز

احمدُالله علی مَعدِلة السلطانِ

احمد شیخ اویس حسن ایلخانی

 

خانِ بن خان و شهنشاهِ شهنشاه نژاد

آنکه می زیبد اگر جان جهانش خوانی

 

دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد

مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی

 

ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند

دولت احمدی و معجزه سبحانی

 

جلوه بخت تو دل می برد از شاه و گدا

چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی

 

برشکن کاکل تُرکانه که در طالع توست

بخشش و کوشش قاآنی و چنگزخانی

 

گرچه دوریم به یاد تو قدح می گیریم

بُعد منزل نبود در سفر روحانی...

 

ای نسیم سحری خاک درِ یار بیار

تا کند حافظ ازو دیده دل نورانی

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٦
تگ ها :


افضل

شامگاه دوشنبه هفته پیش 14 فروردین 1396 شمسی، دکتر افضل وثوقی استاد پیشکسوت گروه زبان و ادبیات فرانسه دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی درگذشت. او متولد سال 1314 در سقز کردستان بود. در دانشگاه تبریز لیسانس زبان فرانسه گرفت. سپس به عنوان معلم به خراسان آمد و سالها در گناباد معلمی کرد.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ فروردین ۱۳٩٦
تگ ها :


آباجان

آباجان فیلمی است از هاتف علیمردانی با هنرمندی دو بازیگر مشهور، فاطمه معتمد آریا و سعید آقاخانی، که در ایام تعطیلات نوروزی آن را همراه خانواده در سینما هویزه دیدم.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٦
تگ ها :


پاسخ دهید

«چه کسی می تواند در حال خواندن متنی تاریخی با اطمینان بگوید که این گزاره در تطابق کامل با امر واقعی و عینی است؟»

 

رساله ی تاریخ، بابک احمدی، ص 54

  
نویسنده : ; ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩٦
تگ ها :