ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

نوروز مبارک

ای ز تو نور دل و دیدار ما

گردش اندیشه بیدار ما

 

ای ز تو رویان زمستان و بهار

ای تو گرداننده لیل و نهار

 

ای ز تو تغییر حال و سال ها

حال ما را کن تو خوشتر حال ها

 

دکتر شفیعی کدکنی

  
نویسنده : ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها :


ما و مدرنیته

حکایت ورود فرآورده های دنیای مدرن به کشور ما حکایت عجیبی است. آشنایی ما با فرهنگ و تمدن غرب چندان دقیق و درست نبود؛ واقعیت این است که ما در مسیر تماس با تمدن غرب، پیش از آنکه با اندیشه و فلسفه دنیای متمدن آشنا شویم، با فرآورده های مادی آن آشنا شدیم و پیش از یادگیری فرهنگ استفاده از این فرآورده ها، به استفاده از آنها پرداختیم.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :


قصه ظهر جمعه

جمعه گذشته، ظهر منزل آشنایی میهمان بودیم. تعمیرکاری را صدا زده بود تا یکی از وسایل خانه اش را نصب کند. جوان تعمیرکار، مرا با کسی دیگر که زبان درس می دهد، اشتباه گرفته بود. گفتم من زبان درس نمی دهم. گفت: پس چه چیزی درس می دهید؟ گفتم: تاریخ. بدون هیچ مقدمه و معطلی گفت: « شما که تو  کار تاریخید، بگویید ببینم فلان اتفاق کی خواهد افتاد؟ » ( ایشان از اتفاقی مشخص نام برد ).

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :


یک راهنمای خوب

محمد صبور صادق زاده

این آقا، محمد صبور صادق زاده است؛ راهنمای آرامگاه فردوسی در توس. آقای صادق زاده ویژگی های خاصی دارد که به نظر من او را به یک راهنمای بسیار خوب تبدیل کرده است. پیش از هر چیز باید بگویم که متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق بناهای تاریخی کشور ما راهنما ندارند. آنهایی هم که دارند معمولا راهنمایان مطلع و متخصصی ندارند و همین راهنمایان ناوارد، گاه اطلاعاتی نادرست را به بینندگان آثار تاریخی منتقل می کنند. من در دیدارهای متعددی که از بناهای تاریخی داشته ام، متوجه این مشکل شده ام و همیشه با خود فکر کرده ام که چرا میراث فرهنگی برای بناهای تاریخی ثبت شده و یا حداقل آنهایی که اهمیت و مراجعه کنندگان بیشتری دارند، راهنمایانی مناسب به کار نمی گیرد؟

خوشبختانه آرامگاه فردوسی دارای راهنمای خوب و شایسته ای است. آقای صادق زاده اولا قامت رشیدی دارد و از بیشتر مخاطبان خود یک سر و گردن بلندتر است، ثانیا صدای غرّایی دارد که تا لب می گشاید، همگان را تحت تآثیر خود قرار می دهد. او به ظرایف کار خود آگاه است و از زبان فاخری که گاه با واژه های کهن فارسی آمیخته است استفاده می کند، از این گذشته در باره آنچه توضیح می دهد اطلاعات خوب و درستی دارد، اشعار مناسبی نیز  در حافظه دارد که جابجا در میان سخنان خود می خواند. دیروز (چهارشنبه 19 اسفند) که با دانشجویان کلاس تاریخ هنر به دیدار آثار و ابنیه تاریخی منطقه توس (میل اخنگان، آرامگاه فردوسی، هارونیه و مسجد و مدرسه تابران ) رفته بودیم، مطابق معمول از ایشان خواستم بیاید و در باره مجسمه های نصب شده بر دیوار آرامگاه که مهم ترین داستان های شاهنامه را به تصویر کشیده اند، برای دانشجویان توضیح بدهد. آمد و وظیفه خود را بخوبی انجام داد و من همانجا بود که تصمیم گرفتم این پست را به معرفی این خدمتگذار شایسته میراث فرهنگی اختصاص دهم.  

آقای صادق زاده سخنان خود را در جلو نقش زال و سیمرغ « به نام خداوند جان و خرد » آغاز کرد و در جلو تابلوی نبرد ضحّاک و فریدون با این شعر زیبای فردوسی به پایان رساند:  

 

فریدون فرّخ فرشته نبود

ز مُشک و ز عنبر سرشته نبود

ز داد و دِهِش یافت این نیکویی

تو داد و دِهِش کن فریدون تویی

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :


در سرزمین دیو سفید!

دوشنبه تا چهارشنبه هفته گذشته (دهم تا دوازدهم اسفند) رفته بودم تهران. دلیل اصلی این مسافرت شرکت در جلسه دفاع از طرح پایان نامه (پروپوزال) آقای گوهری بود.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :


گمشده دنیای اسلام

پیامبر اکرم الگو و اسوه مسلمانان بود. آنان سخنان او را می شنیدند و به اعمال و رفتارش می نگریستند و از آن سرمشق می گرفتند. بر این اساس بود که کار اسلام رونق گرفت و مسلمانان از رقیبانشان پیشی گرفتند. اما نکته عجیب آنکه هر چه زمانه جلوتر آمد، به رغم تلقین و تکرار نام آن حضرت، سیره و سنت ایشان فراموش شد و مسلمانان بیش از پیامبر، از سخنان و رفتار شخصیت های دیگر پیروی کردند. به نظر می رسد ریشه مشکلات فعلی دنیای اسلام نیز همین است که مسلمانان چندان که در پی رهبران فکری، اجتماعی و سیاسی خویش افتاده اند، از سیره و سنت پیامبر الگو نمی گیرند. به گمان من برای فائق شدن بر تشتت موجود در دنیای اسلام، ضعف و فتور معنوی حاکم بر آن، بی اخلاقی ها، انحرافات، سرخوردگی ها و بی ثباتی ها، مسلمانان تنها یک راه در پیش رو دارند و آن مسلمانی ورزیدن به شیوه و سنت پیامبر است. جز این هیچ راهی برای اصلاح نابهنجاری های دنیای اسلام قرین توفیق نخواهد بود. امروز گمشده بزرگ جامعه اسلامی، پیامبر اکرم است. اگر مسلمانان او را یافتند و یک بار دیگر از سخن و عملش پیروی کردند، می توانند به رفع مشکلات خود امیدوار باشند، در صورت عدم تحقق این موضوع، در بر همان پاشنه ای خواهد چرخید که تاکنون چرخیده است.  راه ها و روش های دیگر، توانایی حل مشکلات بزرگ دنیای اسلام را ندارند و خود گاهی به مشکلی تازه تبدیل می گردند. بنابراین مسلمانان برای خروج از اوضاع نابسامان خود راهی ندارند بجز: 1. شناخت پیامبر 2. مسلمانی کردن به شیوه آن حضرت.     

  
نویسنده : ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :


این نغمه محبت

نویسنده وبلاگ « من راز فصل ها را می دانم » در ذیل پستی با عنوان « کی شبیه چه شعریه» توضیح داده است که هر وبلاگی او را به یاد چه شعری می اندازد. در لیست اولیه ایشان، از تاریخچه خبری نبود. از ایشان خواستم لطف کنند و نظر خود را در باره تاریخچه نیز بنویسند. بزرگواری کردند و این پست خود را اصلاح کردند و تاریخچه را نیز به فهرست خود افزودند. ایشان نوشته اند که وبلاگ تاریخچه مرا به یاد این شعر دکتر شفعی کدکنی می اندازد:

پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند

دیوار زندگی را زین گونه یادگاران

وین نغمه محبت بعد از من و تو ماند

تا در زمانه باقی‌ست آواز باد و باران

خوشحالم که این وبلاگ مصداق این شعر زیبا قرار گرفته است.

  
نویسنده : ; ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :


چالش میان فارسی و عربی

چالش میان فارسی و عربی عنوان کتابی است مهم و ارزشمند. نوشته دکتر آذرتاش آذرنوش که اولین بار در سال 1385 توسط نشر نی چاپ شد و چاپ دوم آن نیز در سال 1387 در 402 صفحه منتشر گردید. نویسنده در این کتاب به بررسی جامعه شناختی و تاریخی زبانهای فارسی و عربی پرداخته و دائره گستردگی این دو زبان را در مکان ها و زمان های مختلف بررسی کرده است. وضعیت زبان دَری در سده های اول و دوم هجری و نیز تأثیر زبان فارسی بر شعر و ادبیات عرب در فاصله سده های چهارم تا ششم هجری از دیگر مطالب مطرح شده در این کتاب است.

بعضی مطالب جالبی که نویسنده به آنها پرداخته است، عبارت اند از فارسی ستیزی بعضی ایرانیان از آن جمله ابوریحان بیرونی، صاحب بن عبّاد، ابوحاتم رازی، ابوالحسن عامری، ثعالبی و زمخشری. استقصاء‌ و ثبت جملات و تعابیر فارسی موجود در متون عربی نخستین سده های تاریخ اسلام که توسط دکتر آذرنوش صورت گرفته نیز گرچه بی سابقه نیست، اما بسیار جالب و جذاب است. جز این باید به گردآوری احادیث موجود در مدح و ذم زبان های فارسی و عربی و بحث و بررسی در باره آنها اشاره کرد.

عناوین سه بخش اصلی کتاب از این قرار است:

کتاب نخست: از سلمان تا آهوی کوهی

کتاب دوم:‌ از یتیمه تا خریده

کتاب سوم: از آهوی کوهی تا چنگیز

این کتاب یکی از بهترین کتاب هایی است که در حوزه فرهنگ و ادبیات فارسی و عربی طی سال های اخیر در کشور ما منتشر شده و خوشبختانه پس از انتشار، به زبان های انگلیسی و فرانسه نیز ترجمه شده است. این چند سطر از پیگشفتار کتاب را نیز بخوانید:

« از روند عمومی تاریخ و مسکن گزیدن عرب ها در ایران آگاهیم، اما درست نمی دانیم جامعه عرب نژادِ تازی زبان چگونه با توده ایرانیان فارس زبان رابطه برقرار می کرد، چگونه دسته های بی شمار عرب در جامعه ایران تحلیل رفتند، چرا زبان عربی با همه توانمندی های دینی و ادبی و علمی و سیاسی نتوانست جای زبان فارسی را بگیرد، فارسی کجا بود و پیش از آن که سر برکشد چرا دیرزمانی در تاریکی پایید. کَی و کجا به نگارش درآمد و چگونه زبان رسمی ایران شد، این زبان نوپا که پشتوانه ای بس کهن داشت چگونه می توانست زبان نیرومند و مقدس عربی را در کنار خود تحمل کند، یا چه شد که عربی فراگیر، اندک اندک دامن در کشید تا زبان رقیب، همه جا پا بگیرد و عربی را در حوزه دین و دانش محدود کند؟ »

 

  
نویسنده : ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :


تنها درس تاریخ

تنها درسی که تاریخ می آموزد این است که کسی به درس او گوش نمی دهد.

 

سخنی منسوب به هگل

 

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :