ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

افسانه ارینب

«ضمن بحث و ارائه نظر درباره شخصیت حسین بن علی(ع) و قیام و شهادت ایشان، گاه به داستان زنی اُرینب نام اشاره می شود که یزید عاشق او شد و معاویه شوهرش را فریفت تا او را طلاق دهد و به همسری یزید درآید، اما هنگامی که فرستاده معاویه برای خواستگاری او می رفت، امام (ع) خواست تا پیشنهاد ازدواج وی را نیز مطرح سازد؛ ارینب ازدواج با امام را ترجیح داد، اما امام(ع)  او را به همسر سابقش برگرداند و گفت که غرض وی از این ازدواج بازگرداندن او به همسرش بوده است، و بدین سان عشق یزید و نقشه معاویه ناکام ماند. اهمیت این داستان در آن است که در بعضی از منابع این رویداد برساخته را از زمینه ها و دلایل تقابل حسین بن علی(ع) با یزید شمرده اند. در این مقاله روایات مختلف مربوط به این داستان بررسی و حقیقت ماجرا آشکار می گردد».

آنچه آمد، چکیده مقاله ای است از این جانب با عنوان «خلط روایات تاریخی: افسانه اُرَینِب» که در آخرین شماره مجله تاریخ و تمدن اسلامی به چاپ رسیده است. برای دریافت متن کامل مقاله به صورت Pdf می توانید روی این آدرس کلیک کنید.

http://up.toca.ir/images/wpfmu8t3vozij05vuvom.pdf

 

 

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩۱
تگ ها :


اوراق ما

چندی پیش یکی از دانشجویان، آقای سعید نظری، پیشنهاد کرد که فهرستی از مقالاتی که تاکنون نوشته و منتشر کرده اید فراهم کنید. قبلا هم چندبار همسرم همین پیشنهاد را کرده بود، اما انگیزه ای برای انجام این کار نداشتم.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ مهر ۱۳٩۱
تگ ها :


اوراقنا اکبادنا

گسترش انتشار کتاب و مطبوعات در دنیای امروز، کاری جدید را ایجاد کرده است که آن را به فارسی ویراستاری نامیده اند. ویراستاری یعنی اصلاح یک متن مکتوب و پیراستن آن از اغلاط نگارشی. ناشران کتب و مطبوعات، معمولا متونی را که نویسندگان برای انتشار در اختیار آنان قرار می دهند، به دست ویراستاران می سپارند تا آنها را از اغلاط و لغزش های نگارشی پیراسته کنند.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ۱۳٩۱
تگ ها :


دموکراسی خوارج!

بعضی از نویسندگان و نظریه پردازان سیاسی، در مقایسه میان دیدگاههای فرق مختلف در تاریخ اسلام، ادعا می کنند که خوارج نسبت به دیگران که از نوعی نظام حکومتی خانوادگی جانبداری کرده اند، دموکرات تر هستند. به این دلیل که آنان رهبری جامعه را منحصر به خاندانی خاص نمی دانند و به انتقال آن از راه وراثت اعتقادی ندارند.

من اصولا تطبیق و از آن بدتر انطباق واقعیات تاریخ با افکار و اندیشه های امروزی را درست نمی دانم، اما واقعیت این است که مراجعه به تاریخ نشان می دهد؛ خوارج به رغم شعارهای خود، در عمل هیچ گاه دموکرات (آن گونه که بعضی نظریه پردازان می گویند) نبوده اند و انتخاب رهبران در میان آنان نیز هیچ گاه با ساز و کارهای دموکراتیک صورت نپذیرفته است. آنان در برابر نظر حاکمان بعد از پیامبر که با نسبت دادن حدیثی به آن حضرت (الائمه من قریش) حکومت را در انحصار  قبیله بزرگ قریش قرار داده بودند، اعلام کردند که خلیفه می تواند یک سید قرشی و یا یک غلام حبشی باشد. این البته شعاری عدالت طلبانه بود، اما واقعیت آن است که آنان خود هیچ گاه نخواستند یا نتوانستند آن را تحقق ببخشند: دو دولت مشهور خوارج در سده های آغازین تاریخ اسلام، بنی رستم و بنی مِدْرار بودند که هردو در شمال آفریقا تشکیل شدند. در دولت بنی رستم (160- 296ق)، بنیانگذار آن یعنی عبدالرحمن بن رستم، هنگام مرگ شورایی هفت نفره تشکیل داد تا امیر بعد از او را انتخاب کند. جالب اینکه وی پسرش عبدالوهاب را نیز جزء این شورا قرار داد و همه چیز به گونه ای پیش رفت که پسر بر جای پدر نشست و بازهم اصل وراثت تعیین کننده رهبر جامعه شد. مخالفین این انتخاب موروثی نیز سرکوب شدند و رهبر آنان به قتل رسید. پس از عبدالوهاب نیز فرزندان و نوادگان او یکی پس از دیگری حاکم شدند و حکومت در این خاندان انحصاری شد. در دولت بنی مدرار (140- 309 ق) نیز اوضاع از همین قرار بود؛ آنان از همان ابتدا درگیر منازعه قدرت شدند و سمکو بن واسول به کمک قبیله خود، عیسی بن یزید بنیانگذار این دولت را به قتل رساند و خود جای او را گرفت. پس از او نیز فرزندان و نوادگانش به حکومت رسیدند.

نگارنده قصد محکوم کردن خوارج را به این دلیل ندارد، زیرا آنان در برابر واقعیات روزگار خود و ابتناء حکومت بر عصبیت قومی و خاندانی، چاره ای جز این نداشتند، ولی نمی تواند تعجب خود را از کار کسانی که چنین مقایسه هایی صورت می دهند و چنین نظراتی را مطرح می کنند، ابراز نکند. به نظر می رسد ارائه چنین نظراتی ناشی از مقدم داشتن «تحلیل» بر «تبیین» و «توصیف» است. به این معنی که بعضی بدون خواندن جزئیات تاریخ یک دوره، یک گروه و یا یک حادثه و عدم توانایی توصیف و تبیین دقیق آن، به نظریه پردازی در باره آن روی می آورند و این یکی از بزرگترین آفات داوری تاریخی است.

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱
تگ ها :