ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

نشست تاریخ محلی

چهارمین نشست تاریخنگاری محلی با عنوان «اولین نشست تاریخ محلی در خراسان» روز چهارشنبه 25 دیماه 1392 به میزبانی کتابخانه و مرکز اسناد آستان قدس رضوی، صبح و بعداز ظهر در سالن ساختمان بنیاد پژوهش های آستان قدس برگزار شد.

در این نشست که در چهار مجلس برگزار شد، شانزده مقاله و سخنرانی ارائه شد. عناوین مجالس چهارگانه این نشست از این قرار بود: «مبانی و کلیات تاریخ محلی خراسان»، «آسیب شناسی فعالیت های تاریخ محلی خراسان در دوره معاصر»، «اسناد تاریخ محلی  خراسان» و «موضوع نگاری در تاریخ محلی خراسان».

در این نشست اساتید، دانشجویان و نیز نویسندگان و محققان غیردانشگاهی  حضور داشتند. پس از خراسانی ها، بیشترین سهم را در برگزاری این نشست اصفهانی ها داشتند. دانشگاه اصفهان از چند سال پیش با راه اندازی دوره دکتری تاریخنگاری محلی، به تربیت دانشجویانی در این رشته پرداخته است که بسیاری از آنان به همراه آقای دکتر نورایی که مؤسس این دوره هستند، در این نشست حاضر بودند و مقالات و سخنرانی هایی ارائه دادند.

در این نشست من نیز مقاله ای با عنوان "گزارش از بازسازی کتاب فتوح خراسان مدائنی" ارائه کردم. اما مهم تر از آن فرصتی بود که برای دیدار با اساتید، دانشجویان و محققان فعال در این زمینه فراهم آمد. به عنوان مثال از همکاران مازندرانی شنیدم که در این استان مرکز غیردولتی خوب و مجهزی با عنوان ساری شناسی راه افتاده است. آماری نیز که مدیر کتابخانه آستان قدس در باره شمار اسناد موجود در آرشیو این کتابخانه ارائه کرد و نیز گزارش مسؤول مرکز اسناد آستان قدس جالب توجه بود و نشان می داد که چه امکانات مناسبی برای تحقیقات محلی نویسان در مشهد فراهم آمده است.

به نظر می رسد، در باب تاریخنگاری محلی تحرک مناسبی در کشور آغاز شده است، اما در این باره مشکلات و آسیب هایی نیز وجود دارد که باید به آنها توجه داشت. انشاء الله در پست های آینده به برخی از این مشکلات خواهم پرداخت.

  
نویسنده : ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ دی ۱۳٩٢
تگ ها :


معلم تاریخ

گاهی که فرصتی دست می دهد و به زادگاهم، بهبهان، می روم، بعضی از دبیران و معلمان دوره تحصیلم را می بینم. از آن جمله دبیر تاریخ دوره دبیرستان آقای محمد فؤادی است. آقای فؤادی را بیشتر از دیگر معلمانم می بینم و گاهی برای ملاقات به منزلش می روم. آن سالهایی که دبیرستان می رفتم، آقای فؤادی، معلمی جوان بود. لیسانس حقوق داشت، اما تاریخ درس می داد و خوب هم درس می داد. بعدها در رشته تاریخ، فوق لیسانس گرفت و مدتی را هم در دانشگاه های آزاد و پیام نور  تدریس کرد. آقای فؤادی دبیری با شخصیت، جذاب و موفق بود و رمز موفقیتش عمدتا در خلق و خوی نیکویش بود. جدا از ارتباط درسی و کلاسی، با دانش آموزان رابطه شخصی بسیار خوبی داشت. به همین دلیل بیشتر بچه ها به او علاقمند بودند. از زمان شاگردی من در کلاس های درس آقای فؤادی اکنون 30 سال گذشته است، ولی در این همه سال، ما همیشه با هم رابطه داشته ایم. آقای فؤادی به لحاظ خلق و خوی همان معلم جوان آن سالهاست. اگرچه اکنون بازنشسته شده و دیگر جوان نیست، اما دلی جوان دارد و بسیار پرانرژی است. او بعد از بازنشستگی، فوق لیسانس حقوق گرفته و الآن نیز برای شرکت در کنکور دکتری تاریخ آماده می شود. این بار که به دیدنش رفتم، گفت: فکر می کردم فقط خودم پیر شده ام، شما هم که پیر شده اید. با خنده گفتم: آقا! نگران نباش؛ من و شما هنوز دلمان جوان است و پشتکارمان هم از جوانها بیشتر است. آقای فؤادی ذهن تاریخی مسأله یاب و دقیقی دارد. وقتی به ایشان و بسیاری از دبیران آن سالها فکر می کنم، می بینم که آنان از بسیاری از ما که اکنون استاد و مدرس دانشگاه هستیم، نه تنها چیزی کم نداشته اند بلکه از جنبه هایی برتر هم بوده اند. ویژگی های خاص زمانی، اقامت در محیط های کوچک و محدود به شرایط پیرامون خود شدن، باعث می شود که بعضی استعدادها، آنچنان که باید، شکفته و دیده نشوند. آقای فؤادی بزرگوارانه مرا «استاد» خطاب می کند، اما همانگونه که این بار به خود ایشان هم گفتم؛ ما دانش آموزان آن سالها، اگر چیزی یا کسی شده ایم، از اثر روش و منش نیک معلمان خوبی مانند ایشان است.

شنبه 14 دیماه 1392- منزل آقای فوادی

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ دی ۱۳٩٢
تگ ها :


تعذیر

چند روزی امده ام مسافرت. دسترسی چندانی به اینترنت ندارم. امیدوارم تا اواسط هفته بتوانم پست تازه ای بگذارم. از این بابت از همه مراجعه کنندگان محترم عذرخواهی می کنم.  

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ دی ۱۳٩٢
تگ ها :


تکرار تاریخ !

جملاتی مانند «تاریخ تکرار می شود»، «باز هم تاریخ تکرار شد» و یا برخی گزاره های مشابه را گاهی هنگام رخ دادن واقعه ای از زبان این و آن می شنویم. معمولا در این موارد، گویندگان چنین جملاتی، واقعه ای را که بعد از واقعه ای دیگر رخ داده و به نظر آنان کاملا منطبق با واقعه قبلی است، مصداق تکرار تاریخ معرفی می کنند، اما واقعیت این است که این سخن مشهور، اصل و پایه ای ندارد و صرفا ناشی از یک خطای معرفتی است؛ به این دلایل:  

الف. اگر یک واقعه تاریخی را اتفاقی بدانیم که به علل و دلایلی خاص، به دست فاعلانی  مشخص، در زمان و مکانی معین رخ داده و تأثیراتی ویژه بر جای نهاده است، باید گفت امکان تکرار چنین واقعه ای هرگز وجود ندارد، زیرا در واقعه دوم، نه علتها و دلایل عینا تکرار می شوند، نه  فاعلان واقعه پیشین حضور دارند، نه زمان حادثه، زمان حادثه قبلی است و نه معمولا مکان واقعه اول، کاملا دست نخورده باقی مانده است. مسلما کمیت و کیفیت تأثیرات دو واقعه نیز نمی توانند مانند هم باشند.

ب. حکم دادن به تکرار واقعه ای تاریخی، مستلزم این است که قائلین به آن ادعا کنند؛ ماهیت واقعه اول و دوم را کاملا دریافته اند و مقایسه کامل آنها با هم نشان داده است که این دو واقعه از هر نظر منطبق برهم هستند. اما این ادعایی است که هیچ مورخی (به معنی دقیق کلمه) توانایی مطرح کردن آن را ندارد؛ زیرا درک تمامی ابعاد یک واقعه تاریخی نه منطقا و نه در عمل ممکن نیست.

ظاهرا آنچه منجر به صدور چنین گزاره هایی می شود، تنها مشابهت هایی است که گاه میان دو واقعه وجود دارد. این مشابهت ها ممکن است کم نباشند، ولی هیچ گاه بیشتر از تفاوت های موجود میان آن دو واقعه نیستند. بنابراین نوعی ساده نگری است که از وجود شباهت هایی کلی  میان دو واقعه، چنین نتیجه گرفته شود که واقعه دوم تکرار واقعه اول است.

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ دی ۱۳٩٢
تگ ها :