ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

سختگیری

گروه ما، یعنی گروه تاریخ و تمدن اسلامی دانشگاه فردوسی، گروهی است سختگیر! هم در حضور و غیاب دانشجویان در کلاس، هم در دادن تکالیف درسی به آنان و هم در گرفتن امتحانات سخت و نفسگیر. این را هم دانشجویان می دانند، هم مسؤولان آموزشی دانشکده و دانشگاه و هم خود ما اعضای آن. چندی پیش یکی از مدیران آموزشی دانشگاه به من می گفت: در میان گروه های علوم انسانی دانشگاه، تنها گروهی که دارای تأخیر در فراغت از تحصیل است، گروه شماست. علاوه بر این باید اضافه کنم؛ تعداد دانشجویانی که به دلیل سختگیری ما، به توالی یا تناوب مشروط  می شوند و متاسفانه اخراج، کم نیستند.

در این زمینه بارها میان اعضای هیأت علمی گروه، ما و دانشجویان، و ما مسؤولان آموزشی، گفتگوهایی هم صورت گرفته است. شخصا می دانم و دیده ام که کار شماری از دانشجویان در کلاس ها و امتحانات به اشک و اندوه ختم می شود. با وجود این ما قصد نداریم ازین مشی و شیوه دست برداریم. نه به این دلیل که مایل به اذیت کردن دانشجویانیم و یا اینکه کینه و بغضی نسبت به آنان داشته باشیم. آنچه این گونه تدریس و تکلیف و امتحان را در گروه ما شکل و استمرار بخشیده، حرف های بچه گانه ای نیست که گاه بر زبان بعضی کسانی که دچار مشکلاتی می شوند، جاری می شود، بلکه توجه به نتیجه این روش و موفقیت آن است.

دانشجویان گروه ما از چند سال پیش تاکنون به طور متوالی در آزمونهای کارشناسی ارشد و دکتری رتبه های خوبی می آورند و در دوره های تحصیلات تکمیلی هرکجا درس بخوانند، به عنوان دانشجویانی خوب و گاه برجسته شناخته می شوند. این را بسیاری از همکاران ما در دانشگاه های دیگر به خود ما گفته اند. به عنوان نمونه در کنکور امسال کارشناسی ارشد، 11 دانشجوی گروه ما رتبه هایی بین 4 تا 40 کسب کرده اند و این به این معنی است که تمامی آنها می توانند در دوره های روزانه یکی از دانشگاه های دولتی پذیرفته شوند. یکی از دانشجویان گروه نیز در کنکور دکتری رتبه دوم را کسب کرده و به احتمال زیاد در مراحل بعد این آزمون نیز موفق خواهد شد.

این اتفاق برای اولین بار نیفتاده بلکه در سالهای گذشته نیز اوضاع از همین قرار بوده است. چند روز پیش به دانشجویان گفتم: بر این اساس، مشی و شیوه سختگیرانه گروه که نتایج نشان می دهد نفع آن نصیب دانشجویان می شود، همچنان ادامه خواهد یافت. در این میان دوستان دانشجو می توانند دو گونه عمل کنند: یا به این شیوه تن ندهند، دائم غرولند کنند، درس نخوانند، کوششی نکنند و نهایتا گرفتاری های تحصیلی پیدا کنند، و یا این که خود را با این شیوه هماهنگ کنند، درس بخوانند، تکالیف کلاسی را به جدّ انجام دهند، مطالعه و تحقیق کنند و نهایتا راه آینده تحصیلی خود را هموار نمایند.

  
نویسنده : ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :


حجر بن عدی

در خبرها آمده بود که گروه های تندرو و سلفی، قبر حجر بن عدی را در نزدیکی شام تخریب و جنازه او را خارج و به مکانی نامعلوم منتقل کرده اند. زشتی این کار - که با هیچ یک از مبانی و آموزه های انسانی و دینی سازگار نیست - به اندازه ای است که هم علمای شیعه و هم دانشمندان اهل سنت آن را نکوهش کردند.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :


هدیه معلم

 

«خودخواهی آن نیست که جوری که می خواهیم زندگی کنیم؛ خودخواهی آن است که از دیگران بخواهیم جوری که ما می خواهیم زندگی کنند».

اسکار وایلد

 

مثل یک شاگرد تنبل، با یک روز تأخیر زنگ زدم به آقای دکتر عالم زاده که روز معلم را به ایشان تبریک بگویم. جالب اینکه بعد از سلام و احوالپرسی، تا من به خود بیایم، ایشان در گفتن تبریک پیشدستی کردند. سخن خیلی زود از تبریک فراتر رفت و مطابق معمول به نکات و اشارات علمی ایشان رسید. بی اغراق می گویم از ده بیست دقیقه تماس تلفنی با دکتر عالم زاده، می توان بیش از یک ترم حاضر شدن در بعضی کلاس ها مطلب آموخت. به هرحال گفت و شنودی شیرین و آموختنی بود. در انتهای سخن، آقای دکتر گفت: به عنوان حسن ختام می خواهم جمله ای از اسکار وایلد برایت بخوانم. گفتم بفرمایید. آقای دکتر جمله بالا را که یادداشت کرده بودند، آرام و با دقت خواندند و توضیحی مختصر نیز در باره آن دادند. گفتند: جمله عمیقی است. بعد ادامه دادند: آن را بگذار در وبلاگت و مطلبی نیز در باره گوینده آن بنویس تا مراجعه کنندگان را مفید باشد. گفتم: حتما این کار را خواهم کرد.

با آقای دکتر که خداحافظی کردم، گشتم دنبال اطلاعاتی در باره اسکار وایلد و معلوم شد:

اسکار وایلد (Oscar wilde) (1854- 1900 م) شاعر، داستان نویس و نمایشنامه نویس ایرلندی در شهر دوبلین به دنیا آمد. پدرش، سِر ویلیام وایلد، مردی فرهنگدوست و چشم پزشک بود. مادرش، جین وایلد، شاعری سرشناس و مترجم آثار بزرگانی مانند الکساندر دوما و لامارتین بود. اسکار در دانشگاه های ترینیتی، مگدالن و آکسفورد تحصیل کرد. او در سال 1900م در گمنامی در پاریس درگذشت. داستان های اسکار وایلد اغلب حاوی این پیام است که انسان از طریق عشق ورزیدن به دیگران می تواند انسانیت خود را ثابت کند و به زیبایی درونی نائل شود. او با فرهنگ و ادبیات مشرق زمین نیز آشنایی داشت و داستان «بلبل و گل سرخ» را با تأثیر از یکی از شعرهای حافظ نوشت. گویا این بیت: «بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد/ باد غیرت به صدش خار، پریشان دل کرد». از  او  اشعار، داستانها، نمایشنامه ها و نامه هایی باقی مانده است.

  
نویسنده : ; ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :


اردو

دیروز، پنج شنبه 5 اردی بهشت، با دانشجویان ورودی سال 88 رفتیم اردو. معمولا ترمی یک بار برای دیدن بناهای تاریخی مربوط به درس تاریخ هنر، دانشجویان را می برم اردو. در سالهای اخیر امکان برگزاری اردوهای طولانی مدت کم شده است، به همین دلیل ما معمولا به اردوهای یک روزه می رویم.

بناهای باقی مانده موجود در محدوده شهر تاریخی توس که از رادکان تا مرکز و حواشی توس فعلی گسترده است، هم به دلیل تنوع و هم به دلیل تعلق داشتن به دوره های مختلف، برای دیدار دانشجویان درس تاریخ هنر مناسب است. در این منطقه نمونه هایی از برج ها، مسجد، مدرسه، خانقاه، و آرامگاه هایی از عصر سلجوقی تا دوره معاصر وجود دارد: مسجد و مدرسه جنب هارونیه متعلق به دوره سلجوقی است، برج تاریخی رادکان و بنای هارونیه متعلق به دوره ایلخانی، میل اخنگان و دیوار توس متعلق به دوره تیموری و آرامگاه فردوسی از نمونه های معماری معاصر است. آرامگاه برخی شعرای معاصر خراسانی از جمله مهدی اخوان ثالث نیز از جذابیت های این منطقه است.

به هرحال دیروز رفتیم اردو. حدود 8 صبح حرکت کردیم و غروب بود که برگشتیم. ابتدا به دیدن برج رادکان رفتیم که در روستای رادکان - در حدود 60 کیلومتری جاده قوچان - قرار دارد. به علت بارش باران و وزش باد، هوا بسیار سرد بود و کسانی که احیتاط نکرده و لباس گرم برنداشته بودند، حسابی از سرما لرزیدند. از آنجا آمدیم توس. ابتدا از مسجد و مدرسه سلجوقی بازدید کردیم و بعد از هارونیه. از آنجا رفتیم به دیدن میل تاریخی و زیبای اخنگان و بعد هم برای استراحت و صرف نهار برگشتیم به محوطه جلو آرامگاه فردوسی.

اگرچه آماده کردن نهار به دلیل بارش باران طول کشید، اما همزمان با آماده شدن غذا، باران هم قطع شد. نهار را در هوایی خوب دور هم خوردیم و بعد به دیدن آرامگاه فردوسی و دیوار تاریخی توس رفتیم. در کنار دیوار توس و در زیر آفتاب بعد از ظهر، دانشجویان گرد آمدند و با هم در یک گفتگوی صمیمی شرکت کردند. آنان معتقدند هرچه روزهای دانشکده و خاطرات آن کسل کننده است، روزهای اردو، شیرین و دوست داشتنی اند. به نظر من هم، اردوهای دانشجویی از مفیدترین برنامه های ایام تحصیل دانشجویان به شمار می آید؛ در این برنامه ها، دانشجویان آموخته های خود را محک می زنند، در یک کار گروهی شرکت می کنند و تجربه های جدید به دست می آورند. به نظرم تجربه های مفید یک اردوی دانشجویی گاه از یک ترم کلاس رفتن و درس خواندن بیشتر است.  

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :