ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

پاییز...

ایمان بیاوریم به آغاز فصل زرد

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٢
تگ ها :


مقتل حسین (ع)

...تیرى بر اسب حسین آمد و بیفتاد، و حسین پیاده گشت و سست شد از تشنگى. و روز به وقت نماز دیگر شد. حسین بنشست و هر که فراز آمد که او را بکشد، اندیشه کرد و گفت چه کنم خون او به گردن خویش در نکنم، و بازگشت. و حسین را پسرى بود یک ساله شیرخواره، نامش عبدالله. آواز او بشنید، دلش بسوخت و او را بخواست و در کنار نهاد و همى گریست. و مردى از بنى اسد تیرى بینداخت و به گوش آن کودک فرو شد و همان گاه بمرد. حسین آن کودک از کنار بنهاد و گفت: انّا للّه و انّا الیه راجعون. یا ربّ، مرا بدین مصیبتها شکیبایى ده. و بر پاى خاست و از تشنگى بی طاقت شده بود، و بر لب رود فرات رفت و جایى همى جست که مگر آب تواند خوردن. شمر گفت: ویلکم، دست باز مدارید که آب خورد که او از تشنگى مرده است، چون آب خورد زنده شود. و حسین به روى اندر افتاد و آب به دهن اندر گرفت. تیرى بر دهنش زدند و حسین آب بریخت و آن تیر از دهن بیرون کشید و بازگشت، و خون از دهنش همى دوید. و بر در خیمه بیستاد. عمر سعد آهنگ کشتن وى کرد. چون نزدیک رسید، حسین گفت: تو آمدى به کشتن من؟ عمر سعد خجل شد و بازگشت، و پیادگان را گفت: چرا مانده‏ اید و او را به میان اندر نگیرید و نکشید؟

پیادگان گرد حسین اندر آمدند، و حسین حمله برد و از پیادگان چندى بینداخت... پس حسین با این پیادگان حرب همى کرد تا سى و چهار جاى جراحت کردندش به شمشیر و نیزه و تیر، و خون بسیار از وى برفت و تشنگى بر وى سخت‏تر شد از آن جراحتها. پس شمر با شش تن از خاصگان آهنگ وى کردند، و حسین با شمشیر آهنگ ایشان کرد. مردى زرعه نامش، شمشیرى بر دست حسین زد و دستش از کتف بینداخت. حسین بیفتاد و باز برخاست و آهنگ آن پیاده کرد، باز بیفتاد. پیاده از پس او اندر آمد و حربه‏ اى بزدش بر پشت و از سینه بیرون آورد. حسین بیفتاد. مرد حربه از وى بیرون کشید و جان با حربه از تن وى بیرون آمد...

پس شمر عمر را گفت: امیر عبیدالله فرموده است که اسبان بر تن حسین بران. بیست سوار یکى اسحق بن حیوه و اخنس بن مرثد با هجده کس دیگر بفرمود تا اسبان بر تن حسین همى راندند تا استخوانهاش بشکست...

و عمر نامه نوشت سوى عبیدالله، سر حسین به دست خولى بن یزید الاصبحى بفرستاد. و دیگر روز عمر کشتگان خویش را به گور کرد... و آن شهیدان و اولاد را آنجا بگذاشتند... پس تن حسین بى سر و پاى با آن کشتگان سه روز در دشت کربلا افتاده بود و کسى نیارست بر گرفتن. پس مردمان غاضریّه بیامدند، و غاضریّه دیهى است بر لب فرات و اندر او بهرى مردمان بنى اسد بودند، بیامدند و گفتند: اى مسلمانان، این کشتگان شیران و گرگان و سگان همى خورند، از خداى بترسید. همه گرد آمدند و حسین را آنجا بی سر به گور کردند...

تاریخ بلعمی، ج 4، ص 11-710

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٢
تگ ها :


دانش اضافی

در پست گذشته به مناسبت اشاره کرده بودیم که دانشجویان تاریخ از «دانش اضافی» اندک و ناچیزی برخوردارند. اکنون در این پست در باره این مفهوم سخن می گوییم.

«دانش اضافی» آن دسته از دانسته ها و اطلاعاتی است که به کمک آنها فهم بهتری از یک متن تاریخی کسب می کنیم. این دانسته ها و معلومات می تواند دانسته هایی در حوزه جغرافیا، زبان و ادبیات، جامعه شناسی، اقتصاد، سیاست، روانشناسی، ریاضیات، باستانشناسی و هرگونه اطلاعات و دانش دیگری باشد که خواننده یک متن تاریخی، قبلا کسب کرده است و در هنگام مطالعه، با استفاده از آنها متن را بهتر می فهمد. مثلا فرض کنید خواننده در یک اثر تاریخی این خبر را بخواند که «رضا شاه به دلیل مخالفت های مکرر سید حسن مدرس او را به خواف تبعید کرد». خواننده این خبر اگر دانش اضافی مناسبی در باره خواف داشته باشد، ماهیت و معنی عمل رضاشاه را بهتر درک می کند. اگر او در جغرافیا خوانده باشد که خواف یکی از شهرهای دورافتاده شرق کشور، از توابع خراسان (در نزدیکی مرز افغانستان) بوده و دارای آب و هوایی گرم و خشک است، پی می برد که رضا شاه با این کار نه تنها مدرس را از پایتخت دور کرده، بلکه رفت و آمدهای او با رجال،  سیاسیون و علمای مرکز و حتی خراسان را تقریبا به صفر رسانده است و علاوه بر این، با فرستادن او به نقطه ای گرم و خشک و کویری، به لحاظ روحی و جسمی نیز او را تحت فشار قرار داده است. حال اگر خواننده این خبر، سفری نیز به خواف داشته باشد و آنچه را در کتب در باره این شهر خوانده، با دیده های خود ترکیب کند، بیشتر و بهتر به ماهیت رفتار رضا شاه پی می برد. طبیعتا کسی که فاقد اطلاعات فوق در باره این شهر باشد، برداشتی ناقص، محدود و گاه مخدوش از این خبر پیدا می کند.

کسب دانش اضافی منبع واحدی ندارد و آن را می توان از طریق مطالعه کتب و آثار تخصصی، مطالعه مجلات و روزنامه ها، شرکت در سمینارها و کنفرانس های علمی، دیدن فیلم، مشاهده تئاتر، خواندن رمان و شعر، گفتگو با اهل علم و ادب و فرهنگ و... به دست آورد.

اگرچه آمار دقیقی از کسب این قبیل اطلاعات توسط دانشجویان با مراجعه به منابع مذکور در دست نیست، ولی شواهد و نشانه ها حاکی از این است که در کل «دانش اضافی» آنان در سطح نازلی قرار دارد. به عنوان مثال سطح اطلاعات تخصصی و حتی عمومی جغرافیایی - که نقشی بسیار مهم در فهم متون تاریخی دارد - در میان دانشجویان ناچیز و گاه ناامید کننده است. سطح آگاهی های سیاسی، اجتماعی، ادبی، اقتصادی، آماری و عددی نیز اگر بیشتر از آگاهی های جغرافیایی نباشد، از آن بیشتر نیست. در چنین وضعیتی یکی از راههای تقویت سطح علمی دانشجویان تاریخ، دامن زدن به مطالعه مکتوبات، و مشاهده سوژه هایی است که بر میزان «دانش اضافی» آنان بیفزاید. برای این کار، باید نشست های کتابخوانی، برگزاری جلسات نمایش فیلم، تشویق به خواندن مقالات تخصصی وعمومی غیر درسی، سفرهای علمی و... را دامن زد و اینچنین آنان را تشویق کرد که به دنیاهایی دیگر – بجز کلاس و متون درسی – سری بزنند. یکی از راههای جبران این نقص، آموختن روش «مطالعه فعال» است. امیدوارم فرصتی پیش بیاید و در آینده در باره «مطالعه فعال» سخن بگوییم.

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ آبان ۱۳٩٢
تگ ها :


... کلام تلخ ...

ویژگی ها و خصوصیات دانشجویان تاریخ در دوره های مختلف یکسان نیست. من که اکنون درآستانه سی امین سال ورود به دانشگاه قرار دارم، در طول تحصیل و تدریس خود، دانشجویان بسیاری را در دوره های مختلف دیده و درک کرده ام.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٢
تگ ها :


روزگار قریب

چند سال پیش، کارگردان مشهور سینما،‌ کیانوش عیاری، سریالی ساخت به نام «روزگار قریب». این سریال به نمایش زندگی پزشک مشهور، متخصص و متعهد، دکتر محمد قریب، پرداخته بود. در طی چند سال گذشته، این سریال چند بار دیگر از شبکه های مختلف تلویزیون پخش شد و هم اکنون نیز از یکی از شبکه های تلویزیون در حال پخش مجدد است.

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ آبان ۱۳٩٢
تگ ها :