ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

CD

یکی از دست آوردهای تولید نرم افزارهای کامپیوتری، تولید و استفاده گسترده از CD های منابع است. این نرم افزارهای کامپیوتری این امکان را فراهم کرده اند که متن دهها و صدها کتاب و منبع مکتوب در فضایی کوچک قرار گیرند. امکانات جستجوی دقیق نیز در این نرم افزارها قرار داده شده و کاربر می تواند با دادن کلمات مورد نظر خود، در کوتاه ترین زمان ممکن به انبوهی از اطلاعات و داده های مورد نظر دست یابد، بدون این که لازم باشد به کتابخانه ای مراجعه کند، در سیستم باز یا بسته کتابخانه به دنبال منابع بگردد، آنها را در دست بگیرد، تورق کند، امانت بگیرد، با خود حمل کند و به منزل یا دفتر کار خود ببرد و ساعت ها و گاه روزها در لابلای صفحات یا فهرست های آن به دنبال مطالب مورد نظر خود بگردد.

اتفاق شگفت انگیزی که افتاده بسیار نیکو و مقبول است و موجب صرفه جویی در وقت و بالا رفتن دقت در مطالعه و استخراج مطالب از منابع می شود. در کشور ما مرکز کامپیوتری نور که در شهر قم فعالیت می کند، تاکنون هزاران عنوان کتاب از متون و منابع مختلف فارسی و عربی را در این نرم افزارها قرار داده و با بهایی اندک روانه بازار کرده است. این اتفاق را باید به فال نیک گرفت و از همه کسانی که در این زمینه فعالیت می کنند، تشکر و قدردانی کرد.

در این باره البته نکته دیگری هم هست که باید با دقت به آن توجه کرد. واقعیت این است که در رشته تاریخ و بسیاری دیگر از رشته های علوم انسانی، منبع شناسی یکی از لوازم کار دانشجویان، استادان و پژوهشگران است. کار منبع شناسی نیز از طریق مراجعه مکرر به منابع، مرور و مطالعه آنها صورت می گیرد. مثلا دانشجویی که در رشته تاریخ درس می خواند، در طول دوره تحصیل خود، با مراجعه مکرر به متون و منابع تاریخی، اندک اندک به شناخت مناسبی در باره نثر، سبک و محتوی یک کتاب و نیز شیوه کار نویسنده آن پی می برد. این آگاهی به مرور زمان و با مراجعه به دیگر منابع، به او قدرت مقایسه میان منابع و مؤلفان را می بخشد. این روند مستمر مراجعه به منابع و مأخذ، پس از دوران تحصیل و در جریان تحقیقات و پژوهش های بعدی نیز استادان، نویسندگان و محققان تاریخی را سخت به کار می آید، اما مراجعه به CD های متون و منابع به رغم فواید بسیار زیادی که دارد، مشکلی مهم و قابل توجه در این روند ایجاد می کند و مراجعه کنندگان را از آشنایی عمیق و گسترده با منابع، محروم می سازد. مثلا ممکن است کسی در طول یک تحقیق همه مطالب مورد نیاز خود را از تاریخ طبری براحتی از نرم افزاری استخراج کند ولی یک بار هم چشمش به مجلدات تاریخ طبری نیفتد، مقدمه آن را نخواند، اول و آخر آن را نبیند و دید جامعی نسبت به این کتاب مهم پیدا نکند. این نقیصه ای بسیار مهم و جدی است که نباید از آن غفلت کرد.

بر این اساس این جانب تصور می کنم، باید در باره استفاده از این قبیل نرم افزارهای الکترونیکی به تفکیک دست زد. به نظر می رسد؛ مراجعه به این نرم افزارها و استفاده از آنها برای کسانی که درجاتی از تحصیل و توانایی علمی را پشت سر گذاشته و به شناختی مناسب از متون و منابع و مؤلفان دست یافته اند، مفید است، اما برای دانشجویان و کسانی که در مراحل اولیه تحقیق و پژوهش قرار دارند، مشکلی اساسی ایجاد و در کار منبع شناسی آنان خللی جدی وارد می کند. بر این اساس برای این گروه، مراجعه به این نرم افزارها مناسب نیست و باید آنان را تا طی مراحلی از تحقیق و پژوهش علمی و شناخت مناسب متون و منابع و مؤلفان از این کار بازداشت. به خاطر داشته باشیم که همیشه بهترین راه کوتاه ترین راه نیست.

  
نویسنده : ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ بهمن ۱۳٩۳
تگ ها :


تکرار تاریخ؟!

جملاتی مانند « تاریخ تکرار می شود » ، « باز هم تاریخ تکرار شد» و یا برخی گزاره های مشابه را گاهی هنگام رخ دادن واقعه ای از زبان این و آن می شنویم. معمولا در این موارد، گویندگان چنین جملاتی، واقعه ای را که بعد از واقعه ای دیگر رخ داده، و به نظر آنان کاملا منطبق با واقعه قبلی است، مصداق تکرار تاریخ معرفی می کنند، اما واقعیت این است که این سخن مشهور، اصل و پایه ای ندارد و صرفا ناشی از یک خطای معرفتی است. به این دلیل که

الف. اگر یک واقعه تاریخی را اتفاقی بدانیم که به علل و دلایلی خاص، به دست فاعلانی  مشخص، در زمان و مکانی معین رخ داده است و تأثیراتی ویژه بر جای نهاده است، باید گفت امکان تکرار چنین واقعه ای هرگز وجود ندارد، زیرا در واقعه دوم، نه علتها و دلایل عینا تکرار می شوند، نه  فاعلان واقعه پیشین حضور دارند، نه زمان حادثه، زمان واقعه قبلی است و نه معمولا مکان واقعه اول، کاملا دست نخورده باقی مانده است. مسلما کمیت و کیفیت تأثیرات دو واقعه نیز نمی توانند مانند هم باشند.

ب. نکته دوم اینکه حکم دادن به تکرار واقعه ای تاریخی، مستلزم این است که قائلین به آن ادعا کنند؛ حقیقت واقعه اول و دوم را کاملا دریافته اند و مقایسه کامل آنها با هم نشان داده است که این دو واقعه از هر نظر منطبق برهم هستند. اما این ادعایی است که هیچ مورخی (به معنی دقیق کلمه) توانایی مطرح کردن آن را ندارد. زیرا درک تمامی ابعاد یک واقعه تاریخی نه منطقا و نه در عمل  ممکن نیست .

اما ظاهرا آنچه منجر به صدور چنین جملات و ادعاهایی می شود، تنها مشابهت هایی است که گاه میان دو واقعه وجود دارد. این مشابهت ها ممکن است کم نباشند، ولی هیچ گاه بیشتر از تفاوت های موجود میان آن دو واقعه نیستند. نتیجه آن که  این تنها نوعی ساده اندیشی است که از وجود شباهت هایی کلی  میان دو واقعه، چنین نتیجه گرفته شود که واقعه دوم تکرار واقعه اول است.

 

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ بهمن ۱۳٩۳
تگ ها :


معنی ماهروز

یکی از مراجعه کنندگان محترم که مراجعه به ماهروز را اخیرا شروع کرده اند، چند روز پیش از من پرسید؛ ماهروز یعنی چه؟ برایش توضیحاتی دادم. بعد با هم قرار گذاشتیم که پستی را که چند سال پیش در شروع کار وبلاگ ماهروز در این باره گذاشته بودم، تکرار کنم. شاید برای برخی از دوستان و مراجعه کنندگان دیگر هم مفید باشد.

 

ماهروز در لغت به معنی حساب روز و ماه و سال را نگه داشتن است. ایرانیان قبل از اسلام به جای کلمه «تاریخ» از این کلمه استفاده می کردند. در کتاب آثار الباقیه ابوریحان بیرونی از قول هرمزان، استاندار خوزستان که به دست مسلمانان اسیر و به مدینه برده شد، آمده است: ما نوعی تقویم داریم که آن را «ماه روز» می نامیم (ص 29). بنابراین ماهروز مترادف کلمه تاریخ است، به معنی تقویم و تعیین روز و ماه و سال. هم از اینروست که در ایران، ماه رمضان را «ماه روزه» می نامند. واقعیت این است که برخلاف آن چه ما تصور می کنیم، واژه روزه گرفتن به معنی امساک نیست بلکه به معنی حساب روزهای ماه را نگاه داشتن است. و چون در ماه رمضان، همگان حساب روزهای ماه را نگه می دارند، این ماه را در ایران «ماه روزه» می گویند.

 

  
نویسنده : ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٠ بهمن ۱۳٩۳
تگ ها :


لحن مورخان

یکی از تفاوت های مورخان با یکدیگر، لحنی است که هنگام گزارش وقایع تاریخی به کار می برند. مورخان بسیاری بوده و هستند که با لحنی قطعی به گزارش حوادث تاریخی می پردازند. آنان آسوده خاطر و با تکیه بر روایاتی که به صورت کتبی یا شفاهی به دست آنان رسیده، همه کلیات و جزئیات آن روایات را قطعی قلمداد کرده، بدون «اما» و «اگر» به گزارش تاریخ می پردازند و از گذشته چنان سخن می گویند که گویی آن وقایع هم اکنون در جلو چشم آنان در حال وقوع است.

این خطای معرفتی ناشی از عدم درک مسائل فلسفه نقدی و تحلیلی تاریخ نزد این مورخان است. آنان نه ماهیت حوادث گذشته را می شناسند، نه به محدود و مخدوش بودن اسناد و منابع تاریخی توجه دارند، نه درک درستی از پژوهش تاریخی دارند و نه عنصر زمان برایشان مفهومی دارد. در آن سو البته مورخان کمتری هستند که با درک درست این مسائل، به خود اجازه نمی دهند از گزاره های تاریخی با لحنی قاطع سخن بگویند. مبنای کار ایشان درک درست آنان از ماهیت پژوهش تاریخی است:

این دسته از مورخان می دانند که میان حوادث گذشته و آنان، به عنوان پژوهشگر تاریخ، شکافی بزرگ به نام زمان وجود دارد. دره ای عریض و عمیق که گذشتن از آن ممکن نیست مگر آن که بتوان بر روی آن پلی بست. مصالح و مواد پلی که می توان بر دره زمان بست و با آن به گذشته رفت، چیزی نیست جز اسناد و منابع و شواهد تاریخی، اما در این میان مشکلاتی مهم وجود دارد:

آنچه ما منابع تاریخی می نامیم، از دو مشکل اساسی رنج می برند:

الف. ناکافی بودن. واقعیت این است که آنچه از منابع گذشته به جا مانده و به دست ما رسیده، به هیچ وجه کامل و بیانگر تمامی کلیات و جزئیات حوادث مورد نظر نیست.

ب. عدم اطمینان به صحت و اتقان این منابع. واقعیت این است که درستی و استحکام این منابع همواره می تواند با شک تردید روبرو شود. چه کسی می تواند تضمین کند؛ آنچه در فلان کتاب نوشته شده، یا در فلان شعر آمده، یا در سندی درج شده، راست و درست است و در هنگام ثبت و ضبط اولیه آن یا در گذر از خلال دهه ها و سده ها سالم مانده و مخدوش نشده است؟

نتیجه این که ما مصالح کافی و مستحکمی برای پل زدن بر روی شکاف زمان در اختیار نداریم، بنابراین هیچ گاه نمی توانیم پلی کامل و مقاوم بر فراز دره زمان بزنیم و به گذشته برویم. توجه و یا عدم توجه به این دو مشکل، دو گونه رویکرد را در گزارش حوادث و وقایع رقم می زند:

در رویکرد اول همه چیز و واضح و روشن است. بنابراین با لحنی قطعی نیز گزارش می شود. اما در رویکرد دوم، به جز واقعیت های کلی و وقوع حوادث بزرگ (مثل جنگ جهانی اول، حمله مغول به ایران، وجود دولت صفوی، وقوع انقلاب کبیر فرانسه و...) چیزی قطعی نیست و همه چیز با نوعی تردید و تشکیک منطقی روبرو و حاصل کار نیز با لحنی نسبی و احتیاط آمیز بیان می شود.

ختم کلام این که باید توجه داشت: لحن قطعی نشانه بزرگی و عظمت کار مورخان نیست، بلکه با احتیاط سخن گفتن و گزاره های تاریخی را با «اما» و «اگر» بیان کردن نشانگر دقت علمی و شیوه درست پژوهش تاریخی است.       

  
نویسنده : ; ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ بهمن ۱۳٩۳
تگ ها :