ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

طنز در تاریخ

محمدباقر خُراسکانی را به تیغ جلاد می سپردند و تیغ جلاد کُند بود و درست نمی بریده است و خُراسکانی با خشم فریاد زده بر سر جلاد که " مردکه پدرسوخته! اول برو تیغ خود را تیز کن و بعد سراغ گردن محکوم بیا ". طنز گویاتر از این در تاریخ دارید؟

 

دکتر باستانی پاریزی، مصاحبه با کیهان فرهنگی

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها :


این روزها...

این روزها که می گذرد

شادم

این روزها که می گذرد

شادم

که می گذرد

این روزها

شادم

که می گذرد ....

 

"قیصر امین پور"

  
نویسنده : ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها :


کجاوه ناهم لِنگ

کجاوه ناهم لِنگ عنوان یکی از آخرین کتاب های دکتر باستانی پاریزی است که در سال 1390 منتشر شده است. از تعطیلات سه روزه آخر هفته استفاده کردم و نشستم و آن را خواندم. کجاوه ناهم لنگ مثل اغلب آثار دکتر باستانی شامل چند مقاله کوتاه و بلند است. بلندترین این مقالات (ص 126-210) که عنوان کتاب هم از نام آن گرفته شده، به معرفی متن سفرنامه خانمی کرمانی اختصاص دارد که در سال 1309 قمری/ 1892م، چهارسال پیش از قتل ناصرالدین شاه، به حج رفته و سفرنامه ای نوشته خواندنی. این خانم که نامش معلوم نیست، از کرمان به بندرعباس رفته و از آنجا با کشتی رهسپار بمبئی شده است. از بمبئی از راه دریای عمان و دریای سرخ به جدّه رفته و از جدّه به مکه و مدینه مشرّف و سپس راهی عراق شده و پس از آن، از راه کرمانشاه به تهران رفته و پس از حدود یک سال اقامت در تهران، از راه قم و کاشان و یزد به کرمان برگشته است.

فارغ از جزئیات خواندنی این سفر، باید به اهمیت سفرنامه ها اشاره کرد که معمولا حاوی اطلاعات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی فراوانی هستند. ما ایرانی ها اصولا در این خصوص کم کاری می کنیم؛ از میان دهها هزار حاجی که سالیانه راهی سفر حج می شوند، یا میلیونها زائری که به مشهد و عتبات می روند و جمعیت قابل توجهی که به شرق و غرب و شمال و جنوب کشور و عالم سفر می کنند، شمار بسیار اندکی به نوشتن خاطرات سفر خود مبادرت می کنند. تصور کنید؛ از میلیونها مسافری که از گذشته های دور تا به امروز به سفرهای مختلف رفته و می روند، فقط ده درصد آنان سفرنامه می نوشتند. آن موقع ما چه اطلاعاتی از دوره ها، شهرها و آدم های مختلف داشتیم.

من در کلاس همیشه به دانشجویان می گویم: برای تمرین نویسندگی، خاطرات بنویسید. سفرنامه نویسی همان خاطره نویسی است در سفر. و چه خوب است که تحصیل کرده ها و قلم به دست ها خود را به این کار ملزم کنند. البته نباید انتظار داشت که هر سفرنامه ای بلافاصله چاپ و منتشر شود. اگر سفرنامه خوبی باشد و حتی نویسنده آن خانمی گمنام باشد، 120 سال هم از نگارش آن بگذرد، باز کسانی پیدا می شوند که آن را تصحیح و چاپ کنند و درباره آن مقاله بنویسند. من خود سفرنامه های منتشر نشده ای دارم که عمر بعضی شان به بیش از سی سال می رسد. از آن جمله سفرنامه حجّ (حجّ ناتمام) که از نگارش آن ده سالی گذشته ولی فرصت چاپ پیدا نکرده است. من دلم را خوش کرده ام که اگر صد سال بعد هم نسخه ای از آن به دست کسی بیفتد و آن را بخواند و چیزی به دست آورد، بازهم غنیمت است. این طور نیست؟

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها :


تغافل

دیروز، پنج شنبه، فرصتی دست داد و سری به انتشارات امام زدم. یک ساعتی کتاب ها را برانداز کردم و چند کتاب خریدم و برگشتم. دقایقی را هم با کتابفروش محترم و معتبر شهر که خود مردی عالم و اهل قلم است، گفتگو کردم. از ایشان در باره وضعیت بازار کتاب پرسیدم. بجز افزایش قیمت ها به نکته ای دیگر اشاره کرد و آن کاهش تیرا‍ژ کتاب های منتشره بود. می گفت: حتی انتشاراتی های معتبری که قبلا کتب خود را در تیراژ پنج و سه هزار منتشر می کردند، اخیرا تیراژ کتابهایشان به زیر هزار و تنها چند صد نسخه سقوط کرده است.

فکر که کردم دیدم ما در بازار کتابمان با یک دوگانگی روبرو هستیم: از یک سو آمار عناوین کتب منتشره مدام در حال افزایش است. آخرین آماری که به خاطر دارم متعلق به دو سه سال پیش است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آمار عناوین کتب منتشره در یک سال را بالای 60 هزار عنوان اعلام کرده بود. اما از سوی دیگر، بر اساس آمار تیراژ کتب، شمار کتابخوانان ما نه تنها افزایشی نیافته بلکه احتمالا کاهش هم پیدا کرده است. بر این اساس در حالی که در طی سالهای اخیر آمار گروه فرهیخته نویسنده و مترجم افزایش یافته، آمار کتابخوانان کاهش یافته است و اگر کتابخوانی را مقدمه کتابنویسی بدانیم، احتمالا در آینده، شاهد کاهش آمار نسبی کتابنویسان و افت آمار عناوین کتب منتشره در کشور نیز خواهیم بود.

فکر که کردم دیدم بهانه هایی مثل گسترش اینترنت و ماهواره علت های قابل قبولی برای این وضع نیستند، زیرا اگر بودند، در مهد این صنایع و تکنولوژی ها یعنی مغرب زمین هم باید این اتفاق می افتاد که نیفتاده است. دیدم حتی این وضع را به گرانی و شرایط بد اقتصادی هم نمی توان نسبت داد زیرا هنوز هم در بازار نشر ما، کتاب – در مقایسه با کالاهای دیگر - ارزان است. بیشتر که فکر کردم دیدم این کار تنها نشانه یک تغافل فرهنگی و بی مسؤولیتی در برابر وظیفه آموزش و تربیت خود و دیگران است. به حال این غفلت باید چاره ای اندیشید.

 

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها :


تاریخ و دیگر علوم

در سالهای اخیر در کشور ما توجه به تحقیقات بین رشته ای افزایش یافته است. بر این اساس از ارتباط علومی مانند جامعه شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و حتی روانشناسی با تاریخ سخن به میان آمده است. در مفید بودن ارتباطات و تحقیقات بین رشته ای تردیدی نیست، اما به نظر می رسد در برقراری چنین ارتباطات و انجام چنین تحقیقاتی باید نکاتی را در نظر داشت:

الف. هم تاریخ و هم دیگر رشته های علوم، هریک موضوع، روش و ادبیاتی مخصوص به خود دارند. بر این اساس، مورخ باید پیش از هر چیز به شناختی نسبی از هریک از این علوم دست یابد و اینگونه، علاوه بر اشتراکات و ارتباطات، به تمایزات تاریخ و علوم دیگر توجه کند. عدم توجه به این نکته مهم، آفات زیانباری در پژوهشهای تاریخی بر جای می گذارد.

ب. ارتباط میان تاریخ و دیگر علوم و انجام تحقیقات بین رشته ای نباید منجر به قلب ماهیت علم تاریخ گردد. به عنوان مثال باید اشاره کرد که جامعه شناسی، علمی فرضیه محور است، ولی در پژوهش های تاریخی، تعریف فرضیه نه تنها ضرورتی ندارد بلکه گاه می تواند مضر باشد. ولی عجیب اینکه در حال حاضر در اکثر طرح ها و پژوهش های تاریخی، بر ارائه فرضیه و سامان دادن تحقیق حول آن اصرار می شود.

ج. بر همین اساس باید مراقب بود که در پژوهش های تاریخی، از ادبیات این علم استفاده گردد. تلاش برای بیان یافته های تاریخی با استفاده از زبان و ادبیات علوم دیگرمعمولا منجر به ایجاد ابهام و سوء تفاهم می گردد.

د. اطلاعات مربوط به هر علمی را باید از متخصصان آن علم گرفت. تنها علاقمندی به یک علم و مطالعه چند کتاب و جزوه در آن رشته، نمی تواند مجوزی برای اظهار نظر در آن حوزه و به دنبال آن، در هم آمیختن موضوع و روش آن با علمی دیگر باشد.

ذ. بنابراین به نظر می رسد، مورخان باید ضمن آشنایی با موضوعات، مفاهیم و روشهای علوم دیگر، بیش از اینکه از موضوع و روش سایر علوم تأثیر پذیرند، از بینش و زاویه نگاه عالمان دیگرعلوم متأثر شوند و به این وسیله نگاه خود را وسعت بخشند. محصول این تأثیر که عبارت است از گسترش نگاه مورخ ضمن حفظ اصالت موضوعات و روش های علم تاریخ، محصولی مفید و سودمند خواهد بود.    

  
نویسنده : ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها :