ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

عذر تاخیر

این روزها نتوانستم مطلب تازه ای برای ماهروز بنویسم. سرم شلوغ است. بجز مشغله های جاری و معمول، ایام امتحانات است با مشکلات خاص آن. برای خالی نبودن عریضه شما را ارجاع می دهم به پستی که چندسال پیش در باره ایام امتحانات نوشته ام. برای خواندن آن اینجا را کلیک کنید.

  
نویسنده : ; ساعت ٥:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳٩٤
تگ ها :


علم تاریخ

واقعیت این است که وضعیت رشته تاریخ در کشور ما و از جمله در دانشگاهها چندان بسامان نیست. البته طی سالهای اخیر هم بر تعداد دانشگاههایی که در آنها تاریخ تدریس می شود، افزوده شده، هم  شمار دانشجویان تاریخ رو به فزونی نهاده است، هم بر تعداد نشریات تاریخی اضافه شده و هم اینجا و آنجا سمینارها و کنفرانس های تاریخی برگزار می گردد. اینها همه علامتهای خوبی هستند و می توانند نشانه ارتقاء جایگاه این رشته تلقی گردند، ولی متأسفانه باید گفت که چنین نیست و این افزایش کمی با افزایش کیفیت تؤام نبوده است و معمولا در کلاسهای درس تاریخ، نشریات این رشته، سمینارها، کنفرانسها و ... چندان سخن نویی مطرح نمی شود و تکرار بیش از ابتکار به چشم می آید. در تحلیل این وضع می توان سخنان بسیار گفت، اما به نظر می رسد اساسی ترین مشکل، مهجور ماندن علم تاریخ در کشور ماست. منظور از علم تاریخ، علمی است که در آن تعاریف، کلیات، موضوع، اصول، مبانی و بخصوص روشهای این رشته مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. هم اکنون در دانشگاههای ما در هیچ یک از سه مقطع لیسانس، فوق لیسانس و دکترای تاریخ، درسی با عنوان « روش تحقیق در تاریخ» تدریس نمی شود و آنچه دانشجویان این رشته ها می خوانند درسی دو واحدی با عنوان « روش تحقیق» است که به هیچ وجه جوابگوی چنین نیازی نیست. نتیجه این وضع آن است که دانشجویان و پژوهشگرانی که در مراکز علمی ما تربیت می شوند، در رشته ای به تدریس و تحقیق خواهند پرداخت، که اصول، مبانی و روشهای آن را نیاموخته اند و معلوم است که نتیجه کار آنان مطلوب نخواهد بود. البته در این میان باید حساب استثناها را جدا کرد، ولی وضعیت عمومی تاریخ و مورخان ما فعلا از همین قرار است. جالب اینکه در این میان به دلیل روشن نبودن چهارچوب های علمی این رشته، زمینه برای کسانی که بدون داشتن تخصص وارد این عرصه می شوند نیز فراهم می گردد. حاصل کار عبارت است از کلاسهای بی کیفیت، مقالات نازل، کنفرانسها و سمینارهای کم محتوی و نهایتا وضعیتی نابسامان در تحصیل و تدریس و تألیف تاریخ. به نظر نگارنده تنها راه حل این مشکل آن است که در کنار این همه گروههای آموزشی و پژوهشی تاریخ که در کشور فعالیت می کنند، رشته ای با عنوان « علم تاریخ» راه اندازی گردد و اندک اندک گسترش یابد. در این رشته باید در هر سه مقطع آموزشی، تعاریف، اصول، کلیات، مبانی و بخصوص روشهای علم تاریخ تدریس گردد. این کار البته با مشکلاتی جدی روبرو خواهد بود، اما نمی توان به این دلیل در شروع آن تأخیر کرد زیرا مهمترین کاری که باید برای نجات رشته تاریخ از این وضعیت انجام داد همین است؛ راه اندازی رشته علم تاریخ.

  
نویسنده : ; ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ دی ۱۳٩٤
تگ ها :


با دقت بخوانید

«مسلمانان می بینند که خطر، میراث پدرانشان و آنچه که از کودکی با آن خو گرفته اند و آنچه را که در حین تحصیل و از کتاب های تخصصی آموخته اند تهدید می کند. آنان می بینند شمار دینداران روز به روز کاهش می یابد و در مقابل تعداد افرادی که به سردرگمی دچار شده اند، افزایش می یابد. آنان می دانند حوزه هایی که دین در آن نقش کلیدی داشته کاهش یافته است و از خوار شمردن مقدسات و آشکار کردن این عقیده آگاهند. آنان به خوبی می دانند مردم در زندگی اجتماعی و خصوصی خود از اخلاق و ارزش های دینی فاصله گرفته و آشکارا این ارزش ها را زیر پا می نهند. آنان به چشم خود افراد سرگشته ای را می بینند که در پی یافتن معنای زندگی هستند لکن در چنگال مدعیان دروغین و عرفان های ساختگی اسیر می شوند. آنان این همه را به چشم می بینند و از آن آگاهند اما وسیله ای برای مقابله با آن ندارند و آن هنگام که گمان می کنند ابزار مورد نیاز را یافته اند در حقیقت در دام گروه های تروریستی و گرداب خشونت و اعمال زور گرفتار شده اند».

اینها چند سطر از صفحه 198 کتاب خواندنی اسلام میان حقیقت و تجلی تاریخی، اثر عبدالمجید شرفی، نویسنده معاصر تونسی، است که در سال 2000میلادی منتشر و در سال 2008 تجدید چاپ شده است. این کتاب توسط دکتر عبدالله ناصری طاهری ترجمه و در سال 1393 توسط انتشارات کویر منتشر شده و امسال نیز به چاپ دوم رسیده است.  

کتاب در دو فصل تدوین شده است. فصل اول: ویژگی های پیام محمد (ص)، فصل دوم: قرآن در تاریخ.

نویسنده که از نواندیشان دینی به شمار می آید، در این کتاب در پی تبیین این نکته مهم است که آنچه در قرآن آمده و معیار مسلمانی به شمار می آید، در درازای تاریخ اسلام، بخوبی فهم نشده و اندک اندک توسط آنچه که برداشت ها و سلایق و در نهایت علوم دینی به شمار می آید، به حاشیه رفته و نتیجه آن دور شدن جامعه اسلامی از جوهر مسلمانی و در افتادن به ورطه خطراتی سهمگین است که در سطور بالا به آن اشاره شد. نویسنده تبیینی جامع از این روند ارائه داده است.

فصل اول کتاب البته گسترده تر و عمیق تر است اما مطالب فصل دوم که بیشتر به تبیین شکل گیری و مسیر حرکت علوم اسلامی اختصاص دارد، دارای تفصیل کمتری است و بیشتر شامل دیدگاه ها و تحلیل های نویسنده است و کمتر با شواهد و نمونه های علمی و تاریخی مستند شده است. احتمالا نویسنده بر این تصور بوده که خواننده کتاب با این شواهد و نمونه ها آشناست. در مواردی انگشت شمار نیز برداشت های نویسنده از نمونه های تاریخی از عمق و دقت لازم برخوردار نیست و این اگرچه از به کلیت اثر شرفی لطمه ای نمی زند، اما نکته ای است که خوانندگان محقق و پژوهشگر باید به آن توجه داشته باشند.

مطالب کتاب مشترکات فراوانی با دیدگاه های نواندیشان دینی از شمال آفریقا تا مصر و ترکیه و ایران دارد. اسلام میان حقیقت و تجلی تاریخی کتابی خواندنی است که ترجمه خوب و روان دکتر طاهری زمینه فهم درست آن را فراهم آورده است. آن را با دقت بخوانید.

 

  
نویسنده : ; ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ دی ۱۳٩٤
تگ ها :