ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

شریعتی و تاریخ اسلام

چند سال پیش، در سالگرد دکتر شریعتی، خبرنگار خبرگزاری ایسنا تماس گرفت و درخواست کرد که به سوالاتی در باره آثار و اندیشه های او پاسخ دهم. شش سوال را مطرح کرد که به سه تا از آنها که به اندیشه ها و آثار تاریخی دکتر شریعتی اختصاص داشت جواب دادم. فکر کردم این روزها که سالگرد اوست آنها را به عنوان یک پست در ماهروز بگذارم.  

ادامه مطلب   
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳٩٤
تگ ها :


آموختن و نیاموختن از تاریخ

برخی از بزرگان و صاحب نظران، تاریخ را مایه عبرت و آموختن، معلم بزرگ انسان و منبعی ارزشمند برای کسب تجربه دانسته اند. شعر زیبایی از رودکی هست که به همین موضوع اشاره دارد:

هر که نامخت از گذشت روزگار

نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

هرکه را ایزدش لختی هوش داد

روزگار او را بسنده اوستاد

این اندیشه البته مخالفانی هم دارد. یادم می آید اولین بار در کتاب تاریخ در ترازو نظر مخالف مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب را در این باره خواندم. دکتر زرین کوب این سخن مشهور را که «تاریخ آئینه عبرت است» رد کرده بود. بعدها در کتاب بسیار مهم و خواندنی درآمدی بر تاریخ پژوهی اثر مایکل استنفورد با مبانی منطقی این گزاره آشنا شدم. جالب ترین نظر در این باره، نظر هگل بود: «تنها درسی که از تاریخ می توان آموخت این است که انسانها از تاریخ چیزی نمی آموزند».

طرفداران این نظریه می گویند: اگر انسانها از تاریخ چیزی می آموختند و عبرتی می اندوختند، اینچنین و به دفعات خطاهای خود را تکرار نمی کردند. آنان معتقدند هر آنچه را از تاریخ می توان آموخت، با مراجعه به عقل سلیم هم می توان دریافت. بر این اساس هدف و نتیجه خواندن تاریخ تنها کشف واقعیت های گذشته است و نباید از آن چیزی بیش از این انتظار داشت.

فعلا و در این فرصت کوتاه قصد بررسی جزئیات این نظرات را ندارم، اما مایلم با نقل جمله ای از یکی از بزرگان تاریخ، فرصت نگریستن به این موضوع را از زاویه ای دیگر نیز برای شما فراهم کنم. امام علی (ع) را سخنی عمیق و تأمل برانگیز است که «ما أکثَرَ العِبَر و أقلَّ الاِعتبار» (چقدر مایه های عبرت زیاد، اما عبرت آموزی اندک است» (نهج البلاغه، حکمت 289).

بر این اساس امام تاریخ را سرشار از مایه های آموختن و عبرت دانسته ولی معتقد است این انسانها هستند که انگیزه و ابزار آموختن از وقایع گذشته را فاقدند. امام مشکل را از تاریخ و ماهیت تاریخ نمی داند بلکه از سرشت آدمیان می داند که گرفتار غفلت می شوند و از عبرت آموزی بازمی مانند. این سخن امام اگرچه با نظر مخالفان آموختن و کسب عبرت از تاریخ نقطه اشتراکی دارد، اما با آن تفاوت ظریفی نیز دارد و آن این است که علت نیاموختن را تاریخ و محدودیت های آن نمی داند، بلکه کوتاهی کردن یا سرشت خاص آدمیان اعلام می کند.

  
نویسنده : ; ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٤
تگ ها :


« تاریخ هم شد رشته ؟ »

برای انجام کاری به یک همشهری نسبتا عالی رتبه مراجعه کرده بودم. بار اول بود که ایشان را می دیدم. رشته و کارش ربطی به تاریخ نداشت. رفته بودم تا وساطت کند و مشکلی حل شود. در دفتر بزرگش از من پذیرایی کرد و گفت برایم چای آوردند. بعد پرسید: رشته شما چیست؟ گفتم: تاریخ. خیلی رک و صریح گفت: تاریخ هم شد رشته؟ به چه درد می خورد؟ چیزی نگفتم. چای را که آوردند، تا از گرما بیفتد و آن را بنوشیم، بهانه ای جور کردم و برایش از گذشته و مفاخر شهرمان حرف زدم. بیست دقیقه ای طول کشید. سراپا گوش شده بود. حرفهایم که تمام شد، گفت: خیلی جالب بود. شما بنشینید همین حرف ها را بنویسید. من هزینه چاپ آنها را تقبل می کنم. گفتم: همین ها که گفتم و شما خوش تان آمد، تاریخ بود. هنگام خداحافظی از من خواست مقاله ای را که در این باره نوشته بودم، در اختیارش قرار دهم. چند روز بعد آن را برایش فرستادم.

این خاطره را نوشتم چون می دانم اهل تاریخ مرتب با این سوال روبرو هستند که تاریخ به چه دردی می خورد؟ واقعیت این است که این سؤال معمولا مسبوق به تحلیل و نقد و نظر علمی و ناشی از بررسی در فلسفه انتقادی  و تحلیلی تاریخ نیست. بنابراین راه مواجهه با آن هم وارد شدن به مجادلات علمی و اندر فواید تاریخ استدلال کردن نیست. در هنگام قرار گرفتن در معرض این سؤال بهتر است ببینید سؤال کننده از چه و کجا و کِی خوشش می آید، تاریخ همان را برایش بگویید. علاقمند خواهد شد.

واقعیت این است که ممکن و لازم نیست همه آدم ها به همه شخصیت ها و دوره ها و آثار و اماکن تاریخی علاقمند باشند. بگذارید هر کس از هر چه خوشش می آید، تاریخ همان را بخواند و بداند. البته یک چیز هست که همگان از آن خوششان می آید؛ تاریخ شهر و زادگاه آدمی (حبّ الوطّن). این موضوع را دست کم نگیرید. گفتن و نوشتن تاریخ های محلی (تاریخ نگاری محلی) یکی از راههای مهم پیوند دادن افراد با تاریخ است. امتحان کنید.

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٤
تگ ها :


تحفه دوست

تشکیلات اسلامی عنوان فارسی کتاب النظم الاسلامیه انورالرّفاعی است که توسط دوست گرامی من، دکتر سیدجمال موسوی، به فارسی ترجمه شده و مدتی پیش توسط انتشارات آستانقدس رضوی (به نشر) منتشر شده است. این کتاب می تواند درسنامه بسیار مناسبی برای درس «تاریخ تشکیلات اسلامی» در گروه های تاریخ و تمدن اسلامی باشد. دکتر موسوی در مقدمه کتاب دو سه جا هم از سر بزرگواری از این دوست خود نام برده و او را نواخته است.

یادم می آید چهار پنج سال پیش برای شرکت در جلسه ای به دانشکده الهیات دانشگاه تهران رفته و مطابق معمول در دفتر دکتر موسوی رحل اقامت افکنده بودم. ایشان کتاب النظم الاسلامیه را نشانم داد و گفت: دوست دارم آن را ترجمه کنم. گفتم: چرا شروع نمی کنی؟ دکتر در لب تاپ خود صفحه ای باز کرد. بسم الله ای نوشت و سطر اول کتاب را ترجمه کرد. گفتم: سیدجان نگران نباش ناشرش هم پیدا می شود.

به مشهد که برگشتم، چند روز بعد از انتشارات آستانقدس رضوی تماس گرفتند که آیا کار انتشاراتی مناسبی دارید که چاپ کنیم؟ گفتم: من ندارم اما دکتر موسوی دارد. در باره کتاب و مؤلف و مترجم توضیحاتی دادم. پذیرفتند. تماس هایی برقرار شد و به نشر مرا به عنوان داور انتخاب کرد. بزودی ناشر و مترجم قراردادی امضاء کردند و کار پیش رفت. ترجمه متن عربی که تمام شد، دکتر موسوی و ناشر ویراستاری علمی آن را به من سپردند. با علاقه تمام این کار را پذیرفتم و به پایان بردم. تمام متن فارسی را با متن عربی سطر به سطر و کلمه به کلمه تطبیق دادم و نکاتی را ثبت کردم و یادآور شدم. مراحل نشر اندک اندک پیش رفت و سرانجام کتاب اواخر سال گذشته از زیر چاپ درآمد؛ با طرح جلد و فونت و صفحه آرایی خوب و مناسب. پیشنهاد می کنم کتاب را بخوانید و از محتوی و ترجمه خوب و درست مترجم و دقت نظرهای علمی ایشان بیاموزید و لذت ببرید. دکتر موسوی متخصص تاریخ تشکیلات اسلامی است، عربی را خوب می داند و به فارسی بسیار سلیس و روان می نویسد.

اخیرا که به تهران رفته بودم، دکتر موسوی نسخه ای از کتاب را به من هدیه کرد. او خیلی اهل شوخی نیست، اما در صفحه اول کتاب به جدی و شوخی نوشت: «تقدیم می شود به دوست ارجمند و فرهیخته ام عبدالرحیم قنوات دام ظلّه العالی علی رئوس احبّائه و طلّابه».

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٤
تگ ها :


سالروز آزاد سازی خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر - بهار 1394

 

مسجد جامع خرمشهر - پاییز 1359

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٤
تگ ها :