ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

پرکارترین مورخان

چند روز پیش،هفدهم مرداد، روز خبرنگار بود. واقعیت این است که مطبوعات در دنیای جدید نقشی مهم و منحصر به فرد در انتقال آگاهی ها به مخاطبان خود دارند. در تمام روزها و هفته ها و ماهها و فصل های سال، گروهی قابل توجه از نویسندگان به نوشتن و انتشار مطبوعات مشغول اند. آنان خبر تهیه می کنند، گزارش می نویسند، مقاله تألیف و منتشر می کنند و هنوز از انتشار این شماره نشریه خود فراغت نیافته، قلم خود را برای نوشتن مطالب شماره بعد تیز می کنند. به این صورت خبرنگاران را می توان خادمان علم و ادب و فرهنگ و هنر قلمداد کرد و طبیعی است که باید از آنان تقدیر کرد و با ایشان همراهی و همدلی نمود.

البته در خصوص کار خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات نکته ظریفی وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه شده است و آن نقش تاریخی این گروه است. واقعیت این است که مطالبی که خبرنگاران می نویسند و منتشر می کنند، یک کاربرد سریع دارد و آن انتقال اطلاعات و اخبار به مخاطبان امروزی است؛ خوانندگان این نشریات را تهیه می کنند، می خوانند و کنار می گذارند. چون دیگر به کارشان نمی آید. ظاهرا بر همین اساس است که یک ضرب المثل انگلیسی می گوید: هیچ چیزی کهنه تر از روزنامه دیروز نیست. اما این تنها یک رویه ماجراست. رویه دیگر آن این است که خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات - حتی اگر خود هم توجه نداشته باشند – در واقع مورخان روزگار خود هستند. آنان به طور پیوسته اخبار پیرامون خود را می نویسند و ثبت می کنند و با این کار منابع خوبی برای کار پژوهشگران تاریخ در آینده فراهم می آورند. بر همین اساس است که بسیاری از کتابخانه ها و مراکز پژوهشی آرشیو پر و پیمانی از مطبوعات و نشریات مختلف فراهم می کنند و آنها را برای آیندگان حفظ و نگهدای می کنند.

اکنون همه پژوهشگران تاریخ می دانند که نگارش تاریخ هیچ دوره ای از دوره های اخیر بدون مراجعه به مطبوعات آن دوره و ممکن و کامل نیست. بر همین اساس است که آنان باید بیش از همه قدردان زحمات خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات باشند. خبرنگاران مورخان روزگار ما هستند؛ پرکارترین مورخان در دنیای جدید.

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٤
تگ ها :


تاریخ و ادبیات

بارها در کلاس، بخصوص در کلاس درس فلسفه تاریخ، به دانشجویان گفته ام راست ترین اطلاعات تاریخی را می توان از کتاب های ادبی به دست آورد. این جمله مسبوق به این گزاره است که مطمئن ترین اطلاعات و آگاهی های تاریخی را می توان از آثاری به دست آورد که با هدف ثبت تاریخ و ارائه اطلاعات تاریخی خلق نشده اند.

بر این اساس پژوهشگر تاریخ نمی تواند تنها به خواندن آثار تاریخی بسنده کند. او باید طیف وسیعی از منابع و آثار از جمله متون نظم و نثر را با دقت مورد بررسی قرار دهد و از لابلای آنها مطالبی را بیرون بکشد و تحلیل کند تا بتواند گوشه هایی از تاریخ دوره، اشخاص، اجتماعات، سلسله یا سرزمین مورد نظر خود را روشن کند.

برای استفاده تاریخی بردن از متون و منابع ادبی، دو گونه می توان عمل کرد:

نخست. از آنجا که برخی از شعرا و نویسندگان این آثار - بر اساس اهدافی متفاوت از کار مورخان – به شماری از حوادث تاریخی و گاه جزییات آنها اشاره کرده اند، پژوهشگر تاریخ می تواند به آنها رجوع و این قبیل مطالب را از آنها استخراج کند و مورد استفاده قرار دهد. مثلا از مدایح عنصری شاعر در باره سلطان محمود غزنوی می توان به اطلاعات تاریخی هم دست یافت. قصیده بلند بالای انوری در باره هجوم غزها به شهرهای خراسان، نیز قصیده قطران تبریزی در وصف زلزله تبریز نمونه هایی دیگر به شمار می آیند که هریک جزییات زیادی از این دو واقعه را در خود منعکس کرده اند. اما در این خصوص یکی از بهترین نمونه ها دیوان حافظ است. اگرچه نزد ما برداشت های معنوی و گاه حتی تخیلی از اشعار حافظ رواج دارد، ولی واقعیت این است که حافظ در اشعار خود به فراوانی – به تصریح و اشاره – به رویدادها و اشخاص تاریخی روزگار خود پرداخته است. در این باره بنگرید به کتاب ارزشمند و خواندنی از کوچه رندان اثر مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب تا ببینید که حافظ شیرین سخن چه اطلاعات تاریخی ذیقیمتی را در باره اوضاع شیراز و فارس و مردمان و حاکمان و بینش ها و روش های آن روزگار به دست داده است.

به هرحال همواره با رجوع به متون نظم و نثر هر دوره می توان به اطلاعاتی تاریخی در باره آن دوره دست یافت. اطلاعاتی ارزشمند که درجه تحریف و نادرستی آنها به مراتب کمتر از آثار تاریخی است.

اما شیوه دوم در استفاده از این قبیل آثار و منابع، تحلیل محتوای مطالب آنها و برداشت های ثانوی از این متون و منابع است. مثلا با تحلیل محتوای اشعار تعدادی از شعرای یک دوره خاص – حتی اگر در آنها به حوادث تاریخی اشاره صریحی هم نشده باشد - می توان به آگاهی هایی در باره فرهنگ آن زمانه، ارزش های حاکم در جامعه، اوامر و نواهی اجتماعی، احساسات جمعی، نگرش ها و باورهای مذهبی و ... دست یافت. این قبیل برداشت ها وقتی با شواهد و استنادات موجود در منابع تاریخی تؤام شود، اطلاعاتی مطمئن در اختیار پژوهشگر تاریخ قرار می دهد.

بر اساس آنچه گفتیم پژوهشگران تاریخ را باید یکی از مشتریان دائمی آثار و متون نظم و نثر به شمار آورد. دانشجویان تاریخ هم این کار را باید از دوره دانشجویی شروع کنند. استادان هم می توانند با خواستن از دانشجویان برای استخراج تاریخ دوره یا شخص یا سلسله ای خاص از لابلای متون ادبی، آنان را در به کار بستن این روش راهنمایی کنند. ختم سخن این که در عرصه مطالعات تاریخی، همگان باید آثار و منابع ادبی را بسیار مهم و جدی قلمداد کنند. 

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ امرداد ۱۳٩٤
تگ ها :


دوره های تاریخی

تاریخ اقوام و ملت ها به دوره های مختلفی تقسیم می شود. معمولا خط فاصل این دوره ها، حوادث مهم سیاسی است و مهم ترین این حوادث تغییر سلسله های حکومتگر است. مثلا تاریخ ایران پیش از اسلام به دوره مادها، هخامنشیان، سلوکیه، اشکانیان و ساسانیان تقسیم می شود و تاریخ سده های اخیر کشور ما نیز بترتیب به دوره های صفوی، افشاریه، زندیه، قاجار و پهلوی قابل تفکیک است.

برافتادن یک سلسله و بر سر کار آمدن سلسله ای تازه معمولا تغییراتی گسترده در کارگزاران و عمال حکومتی ایجاد می کند و بر همین اساس برخی تصور می کنند که با این کار همه چیز جامعه (سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر، دین و مذهب، آداب و رسوم و ...) دستخوش تغییر و دگرگونی می شود یا این که باید بشود. به همین دلیل یا منتظر این قبیل تغییرات می مانند و یا برای تغییر همه این امور دست به کار می شوند. اما واقعیت این نیست. واقعیت آن است که تغییر یک سلسله حکومتی اگرچه بیش و کم کارگزاران حکومت را تغییر می دهد، بلافاصله منجر به تغییراتی فراگیر در همه عرصه های اجتماعی و حتی سیاسی نمی گردد. مثلا در عرصه سیاست، سیاست خارجی دولت جدید ضرورتا با دولت قدیم متفاوت نیست. نظام و تشکیلات اداری حکومتی کاملا تغییر نمی کند. حتی کارگزاران دولتی هم یکپارچه عوض نمی شوند. بر همین اساس تغیرات اجتماعی، فرهنگی، هنری، مذهبی و اعتقادی نیز محدود است و ممکن است به صورت تدریجی صورت پذیرد.

بنابراین سقوط یک دولت و بر سر کار آمدن یک دولت جدید را مترادف با تغییراتی همه جانبه در عرصه های مختلف تلقی کردن مقرون به صواب نیست؛ اولا همه تغییرات یک جامعه وابسته به تغییرات سیاسی نیست، ثانیا در حالی که همه عرصه های سیاسی نیز در دولت های جدید تغییر نمی کند، چگونه می توان انتظار داشت عرصه های دیگر به طور همه جانبه دچار تغییر و دگرگونی شود؟

واقعیت این است که هر دوره تاریخی را می توان به نواری رنگی تشبیه کرد که اگر هم قرار باشد رنگ آن تغییر کند، این کار به صورت آرام و تدریجی صورت می پذیرد؛ اندک اندک از تندی رنگ آن کاسته می شود و این افول آرام، به شکل گیری رنگی دیگر منجر می شود که سرانجام ممکن است جای رنگ پیشین را بگیرد. ضمن این که بخش هایی از طیف رنگ های دوره های تاریخی همواره برقرار است و هیچ گاه از بین نخواهد رفت.  

بر این اساس تاریخ های خاص را تنها می توان سال های آغاز و انجام کار حاکمان و امیران سلسه ها دانست، اما تغییر و دگرگونی های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، فکری، مذهبی، هنری و ... دارای تاریخ هایی معین و مشخص نیستند. این شیوه ها و سبک های زندگی پیش می روند، دستخوش تغییر و اصلاحاتی آرام می شوند و در دوره های مختلف ادامه حیات می دهند؛ گاه از بین می روند ولی گاه در زیر پوسته ای از رنگ های تازه، حیات خود را استمرار می بخشند؛ برای دهه ها، سده ها و هزاره ها...

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤
تگ ها :