ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

ایرج و جلال

بولوار ایرج و جلال

 

مدتی پیش خبری در مشهد پیچید که نام بولوار ایرج میرزا را به جلال آل احمد تغییر داده اند. اخیرا نیز از این اتفاق و توضیحاتی که شهرداری مشهد در این باره داده است، عکسی منتشر شد. در این باره به چند نکته اشاره می کنم:


الف. بزرگان بزرگند و قابل احترام به خاطر بزرگی و نقاط قوتشان. هیچ کس را به خاطر نقاط ضعفش تقدیر نکرده و نمی کنند. بنابراین اگر خیابانی به نام ایرج میرزا یا هر کس دیگری نامیده می شود، به خاطر نقاط قوت اوست نه نقاط ضعفی که به هر حال آدمیان غیرمعصوم از آن مبرّا نبوده و نیستند. حکایت است که در مسجد، زنی از خطیب که گویا ابوحنیفه یا احمد حنبل بود، سؤالی شرعی پرسید. خطیب گفت:  نمی دانم. زن گفت: پس چرا بر بالای منبر نشسته ای؟ گفت: من به اندازه دانسته هایم بالا نشسته ام؛ اگر قرار بود بر اساس جهلم بالا بروم، باید بر منبری تکیه بزنم که پله های آن تا نزدیکی ستارگان ادامه داشته باشد.

ایرج میرزا از شاعران خوش سخن و صاحب سبک دوره قاجار است که به رغم وجود برخی هجویات تند در اشعارش، به خاطر زبان ساده، سلیس و روان و نیز جنبه هایی دیگر از محتوای اشعارش مورد احترام است. برخی از قطعات بسیار زیبای ایرج میرزا از جمله « قلب مادر »، در تاریخ ادبیات ما هموندی ندارند.

ب. در تابلوی شهرداری مشهد ایرج میرزا به بنیانگذاری ادبیات پرنوگرافیک متهم شده است. جا دارد از نویسندگان این تابلو پرسید؛ آیا تاکنون دیوان سوزنی سمرقندی یا کلیات عبید زاکانی و یا حتی مثنوی مولانا را نخوانده اند؟ نیز باید از ایشان سؤال کرد مگر ایرج میرزا پیش از این شاعران مشهور می زیسته است که فضل تقدم بنیانگذاری این نوع ادبیات را به ایشان بخشیده اند؟

ج. سخنانی از آن دست که در شعر ایرج آمده است، در شعر دیگران هم آمده است. سخنان خلاف آداب و نیز حمله به برخی از اهل علم نه تنها در سخنان شاعران و ادیبانی مانند سوزنی و عبید بلکه حتی در کلام کسانی مانند خیام، سعدی و حافظ نیز به چشم می خورد؟ با وجود این ما این بزرگان را به خاطر موارد مثبتی که در شعر آنهاست، تقدیر می کنیم. اگر جز این باشد که شهرداری ها باید از همین امروز شروع  کنند به پاک کردن نام بیشتر خیابان ها.

د. قصد نداشتم به این نکته اشاره کنم، اما به دلیل اینکه نام خیابان ایرج میرزا را به جلال آل احمد تغییر داده اند ، مجبورم در باره مرحوم آل احمد نیز توضیحاتی بدهم. پیش از آن البته بگویم که من شخصا به آن مرحوم و آثار او علاقه بسیار دارم، تمامی نوشته های او را -  و  بعضی از آنها را چندین بار - خوانده ام . حتی در بزرگداشت او مقالاتی هم نوشته و منتشر کرده ام. یک گزارش هم از خانه او در خلیف آباد اسالم که در آنجا از دنیا رفت، تهیه کرده ام که سالها پیش در روزنامه همشهری چاپ شده است. من آل آحمد را از هر جهت شایسته می دانم که مدرسه ها و خیابان ها و اماکنی به نام او نامگذاری شوند. اما آیا تغییر دهندگان نام خیابان ایرج میرزا به جلال آل احمد می دانند که جلال در ایام جوانی به دلیل ترجمه کتابی در باره پیامبر اسلام (ص) با تکفیر بعضی از علماء روبرو شد و حتی نزدیک بود جانش را بر سر این کار از دست بدهد؟ ( در این باره به کتاب برادرش شمس آل احمد به نام  از چشم برادر مراجعه کنید ). جز این آیا می دانند که آل احمد رمانی دارد به نام سنگی بر گوری که در باره آن نیز می توان همان حکمی را داد  که آنان در تابلو نوشته خود در باره شعرهای ایرج میرزا داده اند؟ نیز آیا می دانند حتی کتاب مشهور در خدمت و خیانت روشنفکران جلال هم از بعضی قضاوت های تند  در باره روحانیت خالی نیست؟ سخن این است که اگر می توان چنین چیزهایی را – درست یا غلط -  بر جلال بخشید، چرا نتوان بر ایرج بخشید؟ این یک تناقض است که ما  از سخنان و گفتار و کردار برخی برنجیم، ولی همان سخنان و رفتار را در آثار و زندگانی کسانی دیگر نادیده بگیریم.

ذ. ختم کلام اینکه متن تابلو ی شهرداری از اغلاط و ابهامات نگارشی خالی نیست. مثلا جزء اقدامات ایرج میراز به « سنخیت سازی نمادها ارزشی دین اسلام و تخفیف شأن آن » اشاره شده که  اصلا معلوم نیست یعنی چه؟ مناسب است نویسندگان چنین متونی، به درست نویسی کلمات و جملات – به قول اداری ها - توجه لازم مبذول فرمایند.

   

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :