ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

خانه جلال

در پست قبلی اشاره ای شده بود به گزارشی که چند سال پیش از خانه جلال آل احمد در خلیف آباد اسالم تهیه کرده بودم. دیروز که 18 شهریور بود چهلمین سالگرد مرگ جلال بود. یادم آمد از آن گزارش که همان سال ها در روزنامه همشهری چاپ شد.  دوست داشتم بخشی از آن را در این پست بگذارم، اما آن شماره روزنامه دم دستم نبود. گفتم مختصری در این باره توضیح دهم و دو عکس را هم که با فاصله 25 سال گرفته شده اند بگذارم که یادی باشد از مرحوم آل احمد.


جلال در تابستان سال 1348 در ساحل روستای خلیف آباد اسالم خانه ویلایی کوچکی ساخت و آن تابستان را در آنجا به استراحت پرداخت. اما  در روزهای آخر تابستان یعنی بعد از ظهر 18 شهریور در همان خانه از دنیا رفت، ولی آن کلبه ساحلی ماند و تا 10 – 12 سال پیش بقایای آن بر جا بود. من یک بار در سال 1372 به دیدن خانه جلال رفتم. آن موقع تنها دیوارهای آن باقی بود و همه چیزش به غارت رفته بود. از آن گزارشی نوشتم که همراه با تصویری که از آن تهیه کرده بودم، در روزنامه همشهری به چاپ رسید و البته طبق معمول توجه کسی را جلب نکرد. اما این پایان ماجرا نبود. یادم می آید دو سه سال بعد (سال 1375) روزنامه ها خبر تازه ای در باره این خانه منتشر کردند و آن اینکه مردی روستایی که برای تخریب دیوارهای باقی مانده آن خانه و استفاده از مصالح آنها اقدام کرده بود، بر اثر ریزش یکی از آن دیوارها جان داد. و این ظاهرا پایان کار خانه جلال آل احمد بود. دیروز بعد از ظهر تلویزیون فیلم مستندی را پخش می کرد و محل این خانه را نشان می داد که دیگر چیزی آن باقی نمانده بود.  حالا این دو عکس را ببینید:

خانه جلال آل احمد - اسالم 

این عکس خانه جلال است در تابستان 1348 یعنی 40 سال پیش

 

 

خانه جلال آل احمد - اسالم

همان خانه 25 سال بعد. این عکس را من در تابستان 1372 گرفته ام.

کیفیت ضعیف عکس را بر من ببخشید. در آن سفر حتی دوربینی ساده همراه نداشتم. رفتم از یک عکاسی یک دوربین کرایه کردم. خراب بود و خوب کار نمی کرد و نمی شد با آن عکسی بهتر از این گرفت.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :