ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

زاینده رود

زاینده رود که در متون مختلف تاریخی و جغرافیایی با نام هایی دیگر مانند: زندرود، زَرَن رود، زرّین رود، زرّینه رود و زِنده رود نیز از آن نام برده شده، مهمترین رودخانه در مرکز فلات ایران است. زاینده رود از زردکوه بختیاری سرچشمه می گیرد و بعد از طی حدود 300 کیلومتر به باتلاق گاوخونی می ریزد. عرض این رودخانه از حدود 10 متر تا 800 متر متغیر است و در شهر اصفهان بین 100 تا 300 متر است.


نامگذاری و سهمیه بندی آب این رودخانه را به اردشیر بابکان مؤسس سلسله ساسانی (224 – 241م )  نسبت داده اند. وجود پل قدیمی شهرستان که بنای فعلی آن را متعلق به دوره ساسانی دانسته اند، نشان می دهد که در دوره این سلسله، برای ساماندهی رودخانه زاینده رود، اقداماتی صورت گرفته است. گفته اند که در دوره صفویه این تقسیم بندی به ابتکار شیخ بهایی ( 963- 1031ق / 1546- 1622م) تجدید، و  آب رودخانه به  33 سهم تقسیم شد و توسط نهرهایی که اصفهانی ها آنها را مادی می گویند در میان روستاها و محلات شهر اصفهان پخش شد. بعضی از مشهورترین این مادی ها که امروزه بسیاری از آنها از بین رفته و یا خشک شده اند،  عبارت اند از: مادی نیاصَرم، مادی فرشادی، مادی شاه، مادی فَدَین و مادی تیران. بر زاینده رود پل های فراوانی بسته شده که شمار پل های تاریخی آن به 14 پل می رسد که 5 پل در شهر اصفهان قرار دارند. این 5 پل از غرب به شرق عبارت اند از: پل مارنان، پل الله وردیخان (سی و سی پل)، پل جویی (سعادت آباد)، پل خواجو و  پل شهرستان. قدیمی ترین این پل ها، پل شهرستان است که با حدود 100 متر طول کوتاهترین این پل هاست و بلندترین آنها سی و سی پل است که اندکی بیش از 300 متر طول دارد. ضمنا مرتفع ترین این پل ها، پل خواجو و کوتاهترین آنها پل جویی(سعادت آباد) است.  به گمان من زیباترین و خوش قواره ترین پل زاینده رود هم پل خواجوست.

زاینده رود در طول تاریخ شهر اصفهان از اهمیتی بی نظیر برخوردار بوده است. شاید به همین دلیل بوده که محدثان اصفهانی از قول امام علی (ع) روایت کرده اند که «  تداوُو بماءِ زندَروذ فَإنّ فیهِ شفاءُ کلُّ داءٍ » (خود را با آب زنده رود درمان کنید که شفای هر بیماری در آن است). البته اهل حدیث می دانند که این حدیث و اصولا احادیث مربوط به شهرها و بلاد از چندان اعتباری برخوردار نیستند، اما در تاریخ از توجه بزرگان به آب زاینده رود حکایت هایی آمده است.

ماه فرخی اصفهان که در سده 5 ق/ 11م می زیست، کتابی به عربی نوشته است به نام  محاسن اصفهان. سه قرن بعد یعنی در سده 8 ق/ 14م حسن بن محمد آوی این کتاب را به فارسی دلنشینی ترجمه کرده و البته در باب ها و فصول آن تغییراتی داده و مطالبی نیز بر آن افزوده است. حسن بن محمد آوی در این کتاب از گوارایی آب زاینده رود دو گزارش تاریخی داده است:

گزارش اول در باره عضدالدوله دیلمی از امیرال آل بویه ( 338-372ق/949-982م) است که سالی از بغداد به اصفهان آمد: « نقل است ازمعتمدان تواریخ که فنا خسرو عضدالدوله وقتی اصفهان را مشرّف فرمود به تشریف وصول، و غرض او زیارت پدرش رکن الدوله و تجدید عهد برادرانش مؤیدالدوله و فخرالدوله بود ».  بنا به گزارش آوی، عضدالدوله که می خواست عزت و شوکتی را که در بغداد به دست آورده بود، به رخ برادرانش بکشد، دستور داد که هرآنچه او و همراهانش لازم داشتند « از مطعومات و ملبوسات و مشروبات، تا آب و بقول (سبزیجات) و توابل (چاشنی ها) و ادویه (داروها) و اشربه ریاحین (عرقیات گیاهی) و غیر آن » را همراه بردارند. او در اصفهان در ساحل زاینده رود فرود آمد و خیمه گاهش را همانجا برپا کردند: « چون به شطّ زندرود رسید، و نزول فرمود، و به آذینی هر چه شایسته تر بارگاه برآورده، خیمه در خیمه و طناب در طناب کشیدند ». و در همین مکان بود که میزبانانش با او دیدار کردند. در این هنگام  « عضدالدوله استدعای آب کرد » و همراهان او ظرفی از آب فُرات که همراه آورده بودند، به او دادند که بنوشد. لازم به ذکر است که آب فُرات در شیرینی و گوارایی شهره بوده است و می گفته اند آدم تشته از نوشیدن آن سیر نمی شود. شاهد آن هم شعر سعدی که گفته است:

دیده از دیدنش نگشتی سیر

همچنان کز فُرات مُستَسقِی

اما جالب اینکه عضدالدوله « آب فُرات فرا گرفت و بریخت و گفت: با وجود زندرود، فُرات شُرب را نشاید » (ترجمه محاسن اصفهان، ص 33-32).

روشن است که عضدالدوله در اینجا قصد تظاهر و صحنه سازی نداشته است. چون برای به رخ کشیدن قدرت و شکوهش بهتر آن بود  آب فُرات را که در کنار پایتخت او جاری بود بنوشد. اما او چنین نکرد و واقعیتی را که به آن معتقد بود، بر زبان آورد و آب زاینده رود را گواراتر از آب فُرات دانست.

البته ممکن است گفته شود که عضدالدوله به هر حال ایرانی بوده است و چه بسا از سر تعصبات ملّی چنین سخنی گفته باشد. یا شاید اصلا می خواسته همراهان بغدادی اش را تحقیر کند. شاید هم چون بتازگی به بغداد رفته بوده، به نوشیدن آب فُرات عادت نداشته است. اما این احتمالات به نظر درست نمی آیند به این خاطر که مترجم محاسن اصفهان حکایتی دیگر هم آورده که اتفاقا به امیری عرب و  بغدادی مربوط است و دیگر نمی توان در باره او چنین احتمالاتی داد. این امیر که یک قرن پیش از عضدالدوله می زیسته است، الموفق بالله عباسی است که در نیمه سده 3ق/ 9م  از طرف برادرش مهتدی بر نواحی شرقی خلافت عباسی حکومت می کرد و در اصفهان مستقر بود. آبی گزارش کرده است که موفق وقتی از اصفهان به بغداد برگشت، « آب زندرود را جهت شرب نقل کرده و در صحبت خود داشت » (ص 33).

زاینده رود به عنوان شاهرگ حیات اصفهان و چندین شهر و صدها روستای این منطقه، در تمام فصول و تمام ساعات شبانه روز زیبا و چشم نواز است.  حتی در شب های سرد زمستان اصفهان نیز اگر کسی شال و کلاه کند و در کنار آن و بر روی پل های خلوتش قدمی بزند - بخصوص اگر شب مهتاب هم باشد – لذتی می برد که یُدرِک و لا یُوصَف.

اما امسال خبرهای خوشی از اصفهان و زاینده رود به گوش نمی رسد؛ رودخانه خشکیده و دیدن بستر خشک آن صفایی ندارد. و اصلا معلوم نیست این اتفاق چرا افتاده است؟ این را به خاطر این می گویم که زمستان گذشته و بهار امسال فصول پر برف و بارانی بودند و زاینده رود را در سال های کم باران تر نیز اینچنین خشک ندیده بودیم.

از اصفهان و زاینده رود خبرهای بد دیگری هم می رسد و آن اینکه متّه مترو که سرانجام  خیابان چهارباغ را خندق کرده و اکنون به بستر زاینده رود رسیده و  در 40 متری سی و سه  پل کار می کند، چند متری هم منحرف شده و یقولون - و العُهدةُ عَلی الرُّواة - که به رمپ پایه پل آسیب رسانده است. حتی اگر این خبر راست نباشد و امیدواریم که نباشد، آنچه رسما اعلام شده این است که متّه حدود 7 متر به طرف پایه های پل منحرف شده و در 33 متری پایه ها متوقف شده است. راستی آیا برای کندن تونل مترو ، در عرض شهر اصفهان، هیچ راهی دیگر بجز گذر دادن آن از 40 متری یک پل 400 ساله وجود نداشته است؟   

زاینده رود- پل خواجو

این عکس را من تابستان سال گذشته از پل خواجو گرفته ام.

زاینده رود- پل خواجو

این هم پل خواجو در تابستان امسال

  
نویسنده : ; ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :