ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

نیشابور

هنر و فرهنگ ما در این ایام دو شخصیت نامدار خود را از دست داد: دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، ادیب، پژوهشگر و شاعر برجسته معاصر برای تدریسی طولانی مدت راهی آمریکا شد و استاد پرویز مشکاتیان موسیقدان بزرگ، ناگهانی از دست رفت.


جالب اینکه این هردو شخصیت نامور نیشابوری بودند. و این نشان می دهد که شهر تاریخی نیشابور بعد از آن همه فراز و فرودهای سهمگین که به عمر خود دیده، همچنان این توانایی را دارد که شخصیت هایی برجسته در عرصه فرهنگ و هنر تربیت کند. من به این مناسبت سطرهای اول پیشگفتار دکتر شفیعی کدکنی بر کتاب تاریخ نیشابور اثر ابوعبدالله حاکم نیشابوری (م 505ق) را برگزیده ام. آنها را با دقت بخوانید. عصاره تاریخ نیشابور است: 

 

« این نیشابور، در نگاه من، فشرده ای است از ایران بزرگ. شهری در میان ابرهای اسطوره و نیز در روشنای تاریخ، با صبحدمی که شُهرۀ آفاق است. از یک سوی لگدکوب سُمِّ اسبهای بیگانه، در ادوارِ مختلف، و از سوی دیگر همواره حاضر در بستر تاریخ، با ذهن و ضمیری گاه زندقه آمیز و فلسفی، در اندیشه خیّام، و گاه روشن از آفتاب اشراق و عرفان، در چهرۀ عطّار. تاریخ این سرزمین را باید از گوشه و کنارِ کتابهای کهنه و سفالهای عتیقِ موزه های بیگانه و سنگ ِ قبرهای شکسته فراهم آورد؛ چرا که چیزی برای او باقی نگذاشته اند و هرچه داشته با فیروزه هایش، در غارتِ شبانه تاتار، گاهی نگینِ انگشتری زاهدانِ ریائی شده ست و گاهی خورجینِ اسب روسپیانِ را آراسته است ». 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :