ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

چرخش زبانی تاریخ

تقریبا در دهه 60 [میلادی]... [درعرصه تاریخ] پرسش ها و مسائل مربوط به اینکه « ما چه چیزی می شناسیم و چگونه آن را می شناسیم »، کم کم جای خود را به پرسش های مربوط به اینکه « چه چیزی می گوییم و چگونه آن را می گوییم » داد. برخی این تحول را « چرخش زبانی تاریخ » می نامند.

 

مایکل استنفورد، درآمدی بر فلسفه تاریخ، ترجمه احمد گل محمدی، ص 375

 

در توضیح این مطلب باید گفت:

تا پیش از این تحول، مدعای اصلی مورخان این بود که می توان به کنه حقایق و حوادث تاریخی پی برد. به همین دلیل آنان گزارش ها و روایت های تاریخی را برخوردار از « عینیت » می دانستند. اما پس از این تحول - کم و بیش - از این ادعای بزرگ دست شستند و بیش از توجه به کنه حقایق و حوادث تاریخی، به بررسی در باره تاریخ (به عنوان یک رشته علمی) و روش های آن پرداختند و توجه خود را از « شناخت وقایع » به « شناخت گزارش وقایع » معطوف کردند.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸
تگ ها :