ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

منابع تاریخی و تقسیمات آنها

این پست را در پاسخ یکی از مراجعه کنندگان محترم نوشته ام که در باره تقسیمات منابع تاریخی پرسیده بودند. در این باره البته حرف و نظر بسیار است اما من به اجمال و اختصار عرض می کنم که منابع تاریخ یک دوره یا یک حادثه تاریخی را می توان به دو دسته کلی تقسیم بندی کرد: ١. منابع ادبی، ٢. منابع غیر ادبی.

١.منابع ادبی

منظور از منابع ادبی آثار مکتوبی هستند که به روایت یک حادثه یا یک موضوع تاریخی پرداخته اند. مثلا همه کتاب هایی که در باره تاریخ دوره غزنویان نوشته شده اند، منابع ادبی تاریخ این دوره یا « ادبیات تاریخی » آن را تشکیل می دهند. این منابع البته یکسان و یکدست نیستند و می توان آنها را دو دسته کلی تقسیم کرد:

الف. منابع دست اول

منابع دست اول به منابعی گفته می شود که نویسندگان آنها خود شاهد حوادث و وقایع این دوره بوده اند و آنچه نوشته اند از مشاهدات خود ایشان است. به عنوان مثال می توان از تاریخ بیهقی نام برد. ابوالفضل بیهقی دبیر دربارغزنویان بوده و بسیاری از آنچه را در کتاب تاریخ خود ثبت کرده، مشاهدات خود او بوده است.

ب. منابع دست دوم

این عنوان معمولا بر منابعی اطلاق می شود که نویسندگان آنها خود شاهد حوادث و وقایع نبوده اند بلکه آنچه را در این باره از دیگران  شنیده یا خوانده اند، نقل کرده اند. مثلا می توان به کتاب تاریخ غزنویان اثر نویسنده معاصر، کلیفورد ادموند باسورث اشاره کرد که بر اساس تاریخ های قدیمی به رشته تحریر درآمده است.

پژوهشگران تاریخ برای منابع دست اول ارزش و اهمیتی بیشتر قائل هستند، ولی در معرفت شناسی جدید، منابع دست دوم  و یا حتی دست چندم نیز از اهمیتی خاص بر خوردارند. چرا که به نظر معرفت شناسان جدید، با گذشت زمان، زمینه ای فراهم می آید که از منظری دیگر به حادثه یا دوره ای تاریخی نگریسته شود و به همین دلیل آنچه مثلا نویسنده ای که ١٠٠ سال بعد از حادثه ای زندگی می کرده، در این باره نوشته به دلیل نگاه متفاوت او دارای اهمیتی است که منابع قدیمی تر فاقد آن هستند.  بر این اساس، هیچ کتاب تاریخی نمی تواند ما را از مراجعه به کتابی دیگر بی نیاز کند.

٢.منابع غیر ادبی

منظور از منابع غیر ادبی، ابزار، آثار و وسایلی هستند که از یک واقعه یا دوره ای تاریخی باقی مانده اند، و با بررسی و دقت نظر در آنها می توان به ابعادی از تاریخ آن واقعه یا دوره پی برد. از جمله این گونه منابع می توان به ساختمانهای تاریخی، ظروف، لباس ها، اسلحه ها، سکه ها، کتیبه ها، نقاشی ها و  دیگر آثار باقی مانده از دوره یا حادثه ای تاریخی اشاره کرد.

این گونه منابع در واقع اسناد دست اول و ارزشمندی هستند که اطلاعات مهمتر و مطمئن تری را در اختیار پژوهشگران تاریخ قرار می دهند. به عنوان مثال از سکه های یک دوره می توان آگاهی هایی ارزشمند در باره اقتصاد، هنر خطاطی و اعتقادات مذهبی در یک دوره و نیز تاریخ دقیق حکومت امیران و ... کسب کرد. کتیبه های هر دوره تاریخی نیز اطلاعاتی مهم و غیر قابل تردید در باره امیران، آغاز و انجام حکومت آنان، اعتقادات مذهبی، هنرهای معماری و خوشنویسی، تاریخ ساخت یک بنا و برخی حوادث مهم هر دوره در اختیار قرار می دهند. به عنوان مثال به نظر من یکی از منابع جالب توجه تاریخ دوره صفویه، نقاشی های باقی مانده در کاخ چهل ستون اصفهان است که اطلاعاتی مهم در باره قیافه پادشاهان، شکل و شمایل درباریان، لباس های اشراف، مجالس بزم و طرب، ابزار و آلات موسیقی، غذاهای مورد استفاده در این مجالس و نیز میادین جنگ، ابزار و آلات جنگی، لباس های لشکریان و ... را عرضه می کنند.   

در پایان باید اشاره کنم که بسیاری از آثار غیر تاریخی نیز در تحقیقات تاریخی کمک های فراوانی به مورخان می کنند. از آن جمله باید به آثار ادبی اشاره کرد  که دارای اهمیتی منحصر به فرد هستند. امیدوارم در آینده پستی را نیز به جایگاه آثار ادبی در تحقیقات تاریخی اختصاص دهم.     

  
نویسنده : ; ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ دی ۱۳۸٧
تگ ها :