ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

تاریخ و تکنولوژی

تاریخ آگاهی یافتن به احوال گذشتگان است. اما مورخان در  این مسیر با یک شکاف مهم روبرو هستند و آن فاصله موجود میان حال و گذشته است. کوشش اصلی مورخان پل بستن بر این شکاف است. آنان این کار را با کمک شواهد تاریخی صورت می دهند. شواهد تاریخی مواد مختلف و متنوعی هستند که از آن جمله می توان به اسناد، ابنیه، سکه ها، لباس ها، متون و ... اشاره کرد.


مورخ با بررسی دقیق این شواهد کوشش می کند به معرفتی حتی المقدور دقیق نسبت به گذشته دست یابد. البته در این مسیر مشکلات مورخان بسیار زیاد است، زیرا هم شمار آثار و شواهد به جا مانده از گذشته اندک است و هم آنچه باقی مانده معمولا دچار ضعف و کاستی هایی است. به علاوه تفسیر این شواهد نیز دشوار و پیچیده است. در چنین روندی، هرچه شواهد تاریخی بیشتر و کامل تر یا به عبارت دیگر واقع نماتر باشد، حاصل پژوهش مورخان مطمئن تر و مقبول تر است.

تکنولوژی به عنوان پدیده ای جدید و بسیار تأثیر گذار در زندگی بشر، از آغاز کار، کمک های گسترده و متنوعی به مورخان کرده و نقشی مهم در تدارک دیدن بیشتر و بهتر شواهد تاریخی ایفا کرده است. در این نوشته، پرداختن به تمامی این موارد مد نظر ما نیست بلکه تنها به تکنولوژی ضبط تصاویر یعنی عکاسی و فیلم برداری نظر داریم.

واقعیت آن است که تا قبل از اختراع صنعت عکاسی، مورخان برای ثبت گزارش های تاریخی عمدتا به تهیه گزارش هایی مکتوب از آنها می پرداختند و آیندگان نیز راهی بجز مراجعه به همین متون مکتوب نداشتند. مکتوبات مورخان در حالی که کمک هایی قابل توجه و گاه منحصر به فرد به فهم رویدادهای گذشته می کردند، خود دچار مشکلات و نارسایی هایی بودند؛ هم از کمبودهای طبیعی رنج می بردند و هم از نقایصی که عمدا به آنها راه می یافت.

در گذشته های دور بشر، میلیونها جنگ و صلح و سفر و جشن، عزا و مراسم و... رخ داده است، اما ما از هیچ کدام از آنها تصویری در دست نداریم و ناچار اطلاعاتمان در آن باره ها اندک و آسیب پذیر است. در تاریخ می خوانیم که مغول ها به نیشابور « آمدند، سوختند،‌ بردند و رفتند »، اما هیچ تصویر روشنی از ورود سپاه مغول به این شهر در دسترس نیست، صحنه ای از گریز مردم، آن خانه های ویران و سوخته، کوچه های خونین و... در اختیار ما نیست. در تاریخ می خوانیم که وقتی تیمور به شیراز وارد شد، حافظ را احضار کرد و میان آن دو، مکالمه ای جالب درگرفت. اما هیچ تصویری از این مجلس به دست ما نرسیده است. هیچ پرتره اصیلی از ابن سینا موجود نیست. هیچ فیلمی از مجلس درس باشکوه محمد زکریای رازی در شهر ری در اختیار ما قرار نگرفته است. از شهر هزار و یک شب (بغداد) هیچ تصویری واقعی ثبت و ضبط نشده است. بنابراین برای شناخت تمامی این وقایع و آدم ها و مکانها، تکیه ما تنها به گزارش های مکتوب مورخان است. این درست است که ما مورخ برجسته ای مانند ابوالفضل بیهقی داریم که صحنه محاکمه و نیز « بر دار کردن » حسنک وزیر را مانند یک تصویربردار ثبت کرده و حتی رنگ و جنس و نوع لباس شخصیت های اصلی داستان را ذکر کرده است، ‌اما براستی اگر فیلمی از این وقایع در اختیار ما بود، آگاهی ما نسبت به آن صد چندان نمی شد؟ این درست است که همین بیهقی میدان جنک دندانقان را به آن خوبی گزارش کرده است، اما نمی توان آرزو نکرد که ای کاش از این حادثه، فیلم یا عکسی نیز به دست ما رسیده بود.

در همه این موارد ما مجبوریم برای پر کردن خلاء معرفتی خود، به تصورات و یا به تعبیری دیگر تخیلات خود تکیه کنیم. ما از پیش خود برای هارون و مأمون، سلطان محمود غزنوی، خواجه نصیرالدین توسی، سعدی، مولوی، چنگیزخان مغول و... قیافه ای تصور می کنیم، اما اگر یک عکس پرسنلی از آنان در اختیار داشتیم، ‌نیاز به این تصورات و تخیلات - معمولا غیر دقیق - نبود.

اینها همه مربوط به دنیای گذشته است، اما خوشبختانه در دنیای امروز، تکنولوژی ثبت تصویر به کمک مورخان آمده است؛ امروزه از جنگ های جهانی اول و دوم فیلم و عکس های فراوانی در اختیار داریم. از صحنه ترور برخی شخصیت ها مانند انورسادات، بی نظیر بوتو، راجیو گاندی و... فیلم هایی در اختیار ماست. از بعضی تصادفات، نطق شخصیت های تاریخ ساز، جلسات مهم و سرنوشت ساز و... عکس  ها و فیلم های فراوانی در آرشیوها موجود است. تازه اینها همه تا وقتی بود،‌ که دوربین های دیجیتالی و بخصوص دوربین های نصب شده بر روی گوشی های موبایل، این صنعت را این گونه عمومی نکرده بود. امروزه می توان گفت که هر کس یک گوشی موبایل مجهز به یک دوربین در اختیار داشته باشد، در حقیقت خود یک مورخ است. او تصویری از حادثه، انسان یا مکانی را  ثبت می کند که ساعت، روز، ماه و سال آن نیز دقیقا بر روی آن ثبت شده است. در این تصویر جزئیاتی ثبت و ضبط می شود که در هیچ گزارش مکتوبی نمی توان از آنها سراغی گرفت. عکسی که در پست گذشته مشاهده کردید، یکی از این موارد است. این عکس را مقایسه کنید با گزارش های مکتوب این حادثه. اصلا دست به قلم شوید و سعی کنید این حادثه را بر اساس همین عکسی که روبروی شماست، مکتوب کنید. بعد، آن گزارش مکتوب را با همین عکس مقایسه کنید. براستی کدام گزارش مکتوب می تواند تا به این حد واقع نما باشد؟

تکنولوژی در دنیای معاصر مخالفینی هم دارد. من به نظرات و دیدگاههای مخالفان تکنولوژی کاری ندارم، اصلا در این گونه امور سررشته ای هم ندارم، اما به عنوان کسی که کار و حرفه ام تحقیق و تدریس تاریخ است، معتقدم تکنولوژی بیشترین خدمت را به تاریخ (به عنوان یک علم ) کرده است. عکاسی،‌ فرصتی بی نظیر برای ثبت و ماندگار کردن شواهد تاریخی فراهم آورده و به این وسیله مورخان را مرهون خویش ساخته است (البته صنعت ضبط صدا و تکنولوژی های مشابه نیز جای خود دارند). به نظر من، مورخ امروزی کسی است که علاوه بر کاغذ و قلم به یک دوربین تصویربرداری هم مجهز باشد.

این نوشته را با جملاتی از مورخ بزرگ معاصر، دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی، به پایان می برم:

« بنده نمی دانم اگر اسکندر به ویدئو و فیلم و عکاسی و دستگاه ضبط صوت دست یافته بود، آیا باز هم به دنبال آب حیات می دوید یا خیر؟ حقیقت آن است که اینروزها در ظلمات « تاریک خانه » عکاسی، این فیلم ها و نوارهای ضبط، برای آدمیزاد عمر دوباره داده اند. واقعا امکان آن هست که زندگی یک تن را از لحظه شروع تولد تا دمادم مرگ دقیقا ضبط کرد، و تمام آن را برای آیندگان تکرار کرد. ما می میریم ولی فیلم باقی می ماند. آیا این یک نوع جاودان ساختن حیات نیست؟ ».

 از کتاب نون جو، دوغ گو (چاپ ششم، ص 23).

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :