ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

ما و مدرنیته

حکایت ورود فرآورده های دنیای مدرن به کشور ما حکایت عجیبی است. آشنایی ما با فرهنگ و تمدن غرب چندان دقیق و درست نبود؛ واقعیت این است که ما در مسیر تماس با تمدن غرب، پیش از آنکه با اندیشه و فلسفه دنیای متمدن آشنا شویم، با فرآورده های مادی آن آشنا شدیم و پیش از یادگیری فرهنگ استفاده از این فرآورده ها، به استفاده از آنها پرداختیم.


رجال و شخصیت هایی که از ایران به غرب رفتند، عمدتا شیفته ابزار و آلات ساخته شده در این تمدن شدند و آنها را وارد کشور کردند. اینگونه بود که انواع و اقسام فرآورده های خارجی بسرعت وارد کشور ما شدند و استفاده از آنها رواج یافت. در این ماجرا مشکلی که بروز کرد این بود که به دلیل عدم آگاهی از فرهنگ صحیح استفاده از این ابزار و آلات، در بسیاری از موارد کاربرد این دستگاهها منجر به بروز مشکلاتی کوچک و بزرگ در جامعه ما گردید. به عنوان مثال؛ ما بیش از صد سال است که اتومبیل را وارد کرده ایم و از آن استفاده می کنیم، اما به دلیل ناآگاهی از فرهنگ درست اتومبیل رانی، آن را به قاتلی خطرناک تبدیل کرده ایم. قاتلی که سالیانه حدود 30000نفر از هموطنان ما را در جاده ها به کام مرگ می کشد و صدها هزار نفر را مجروح می کند و در درون شهرها نیز دود و سرب به حلق ما فرو می کند و با ترافیک وحشتناک خود، وقت و اعصاب ما را از بین می برد.

دیروز صبح (چهارشنبه 26 اسفند) مجبور شدم برای دریافت پول به بانک مراجعه کنم. مدتی است که در بعضی از شعب بانک ها با قرار دادن دستگاهی و فشار دادن دکمه ای، فیشی در اختیار مشتریان قرار داده می شود که بر روی آن شماره ای ثبت شده است. این کار باعث شده که مشتری تا فرا رسیدن نوبت خود که توسط بلندگو اعلام می شود، براحتی بر روی صندلی بنشیند و از ایستادن در صفی که قبلا جلو باجه ها تشکیل می شد، فارغ باشد. ظاهرا این کار بسیار خوب و مفیدی است و باید امیدوار بود که در تمامی شعب بانک ها رواج یابد. اما به نظر می رسد این سیستم عملا منجر به کم کاری کارمندان محترم بانک ها شده است. در توضیح این نکته باید اشاره کنم که قبلا مشتریان جلو باجه ها صف می کشیدند و کارمند مربوطه مجبور بود بسرعت کار آنان را راه بیندازد. او فرصتی برای وقت گذرانی نداشت و شلوغی جلو باجه، یک وسیله کنترل خوب برای واداشتن کارمندان بانک به فعالیت بیشتر بود. من خود بارها در جاهای مختلف به این نکته اشاره کرده بودم که کارمندان بانک از پرکارترین کارمندان کشور ما به شمار می آیند و ساعات کار مفید آنان از ساعات کار کارمندان دیگر ادارات بسیار بیشتر است. اما اکنون به نظر می رسد، در شعبی که این دستگاه را نصب کرده اند و به مشتریان شماره می دهند، وضع عوض شده و کارمندان فرصت یافته اند تا به جای راه اندازی سریع کار مشتریان، آنان را روی صندلی بنشانند و با تأخیر در فراخواندن آنها به پای باجه ها، خود به وقت گذرانی بپردازند. شعبه ای که دیروز صبح من به آن رفته بودم، 6 باجه برای دریافت و پرداخت پول داشت، اما در حدود نیم ساعتی که من روی صندلی منتظر رسیدن نوبتم بودم، تنها یک باجه آن خدمات ارائه می داد و کارمندان به جای نشستن در پشت باجه ها، در محوطه بانک رفت و آمد می کردند.

این وضع، نمونه ای دیگر از همان مشکل تاریخی ما در استفاده نادرست از ماشین و تکنولوژی است. علی القاعده هدف از نوبت دهی ماشینی و عمل به این شیوه آن بوده که مشتریان در صف نایستند و کارمندان نیز در محیطی آرامتر کار خود را انجام دهند تا راندمان کار بالا برود و حرمت مراجعه کنندگان حفظ شود. اما واقعیت این است که چون فرهنگ مشتری مداری در میان ما رواج نیافته، در مواردی این سیستم به وسیله مأموران محترم بانک قلب ماهیت یافته و تبدیل به وسیله ای برای وقت گذرانی شده است. در این شرایط، پرسنل محترم بانک کمتر کار می کنند و مشتریان نیز بیشتر از گذشته منتظر انجام کار خود باقی می مانند. با این تفاوت که به جای ایستادن، روی صندلی لم داده اند.

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :