ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

گفتگو در وبلاگ

راه اندازی یک وبلاگ و نوشتن و منتشر کردن مطلب در آن، به معنی پا گذاشتن به عرصه یک گفتگو است؛ شما می نویسید و دیگران می خوانند و متقابلا آنان نیز می توانند از طریق نوشتن نظرات خود و ارسال آنها، در این گفتگوی مکتوب فعالانه شرکت کنند. این شیوه ای مقبول و مطلوب است و اصولا خاصیت درآمدن از دنیای محدود « فردیت » و قرار گرفتن در دنیای وسیع « جمعیت » همین است.


من شخصا از دریافت نظرات خوانندگان محترم در باره مطالبی که می نویسم بسیار خرسند می شوم و تمامی آنها را جدی می گیرم و در حد امکان به آنها پاسخ هایی نیز می دهم. اما در این مسیر کم و بیش مشکلاتی نیز وجود دارد که به بعضی از آنها اشاره می کنم: 

١. بعضی از مراجعه کنندگان محترم حرف ها و نظراتی دارند که ممکن است مربوط به محتوای مطالب نویسنده وبلاگ نباشد اما اصرار دارند که حتما آنها را به عنوان کامنت پای مطالب بگذارند. این یعنی بی توجهی به مبانی گفتگو. مثل این می ماند که کسی دارد در باره جنگل حرف می زند، ولی در پایان حرف های او، یکی از شنوندگان به طرح مطالبی در باره مشکلات پزشکی یک جامعه بپردازد. ممکن است تمام حرف هایی که این فرد مطرح می کند درست باشد، اما واقعیت این است که که مقام آن سخن اینجا نیست، که گفته اند: « هر سخن جایی و هر نکته مکانی (یا مقامی ) دارد ».

٢. بعضی ها اصولا در گفتگو رعایت حرمت و ادب را نمی کنند. هر چه را بر زبانشان بیاید یا بر قلم شان، بلافاصله منتشر می کنند. حتی یک بار دیگر و قبل از ارسال آن، بر نمی گردند و کلام خود را مرور نمی کنند. لذا گاهی پیام هایی می رسد که نمی توان آنها را منتشر کرد. در اینجا تعارض حق فرد و جمع پیش می آید؛ حق هر فردی است که سخنش منتشر شود، اما شایسته نیست که هر سخنی با هر درجه ای از ادب و نزاکت به میان جمع برده شود. 

٣. بعضی در نوشتن و ارسال نظر خود، به مطلب کاری ندارند بلکه با نویسنده کار دارند. از دست او ناراحت اند یا از قیافه او خوششان نمی آید و بر همین اساس به جای نقد مطلب، نویسنده را مورد هجوم و حمله قرار می دهند و می کوشند با زدن نیش و کنایه و توهین های ضمنی و صریح به او، به مقصود خود برسند. 

۴. طرح سخنان و سؤالات کلی نیز یکی دیگر از مشکلات پیام هایی است که در ذیل مطالب وبلاگ می رسد. گاهی بعضی از مراجعه کنندگان محترم سؤالی می پرسند که پاسخ آن محتاج مطالعه چند کتاب و مقاله و نوشتن چند صفحه مطلب است. متاسفانه باید گفت طرح اینگونه سؤالات که بدترین نوع سؤالات هستند، در میان ما بسیار رواج دارد. اینکه کسی سؤالی کوتاه بپرسد که پاسخ دهنده مجبور باشد روزها به دنبال یافتن پاسخ آن و نوشتن جواب بگذراند، به هیچ وجه کاری علمی نیست. من البته به بسیاری از سؤالاتی که دوستان مطرح می کنند پاسخ می دهم و حتی در جستجو برای یافتن پاسخ مورد نظر، گاه مطالب تازه ای می آموزم و از این بابت از آنان سپاسگزارم، ولی حدیث بعضی پرسش های کلی، فراتر از این حرف هاست.

۵. بعضی مراجعه کنندگان محترم از اسامی مستعار استفاده می کنند. این کار به دلیل بعضی ویژگی های جامعه ما چندان عجیب نیست. اما عجیب آن است که بعضی ها استفاده از نام مستعار را تبدیل به پوشش و وسیله ای برای بیرون ریختن خشم و عصبانیت خود و توهین به نویسنده یا دیگران می کنند. جالب است که این افراد در حالی که حاضر نیستند حداقل مشخصات خود، یعنی نام و فامیل شان را به خوانندگان اعلام کنند، عدم انتشار بعضی نوشته های نه چندان مناسب خود را در وبلاگ کسی دیگر، بر نمی تابند و این کار را بر او خورده می گیرند. 

۶. گاهی بعضی آدمها فضای یک وبلاگ را با جلسه دادگاه اشتباه می گیرند. آنان تصور می کنند یک بحث و نظر را باید تا بدانجا ادامه داد که حتما کسی ( آن هم مخاطب آنان ) محکوم و از صحنه خارج شود. آنان فراموش کرده اند که آنچه در یک وبلاگ جریان دارد، یک گفتگوست نه یک دعوا، و قاضی نیز هیچ یک از طرفین این گفتگو نیستند بلکه تمامی مراجعه کنندگان محترمی هستند که با دقت و انصاف این گفتگو را دنبال می کنند و ممکن است تعداد رأی ها نیز به تعداد مراجعه کنندگان، متنوع و متفاوت باشد.

در ابتدای کار وبلاگ نویسی بخش کامنت ها را باز گذاشته بودم، ولی دریافت بعضی پیام های نامناسب باعث شد که آن را ببندم و پیام ها را پس از دریافت، بررسی و بعد منتشر کنم. خوشبختانه باید بگویم که اکثریت قریب به اتفاق مراجعه کنندگان محترم، آداب گفتگو در این دنیای مجازی را رعایت می کنند و در این مدت شمار پیام هایی که به هر دلیل، مناسب انتشار تشخیص نداده ام بسیار اندک بوده است ولی از آنجایی که بعضی نویسندگان معمولا ناشناس این گونه پیام ها گاهی گله می کنند که چرا مطالبشان منتشر نشده، عرض می کنم که تاریخچه یک وبلاگ شخصی است، بنابراین بنده این حق را برای خود قائلم که هر پیامی را مناسب تشخیص ندهم تأیید نکنم. نویسندگان محترمی که از این کار گله مندند، می توانند شخصا و در طول چند دقیقه و بدون پرداخت هیچ هزینه ای، یک وبلاگ راه اندازی کنند و با اسم یا بی اسم هر چه را مناسب دانستند بنویسند و در آن منتشر کنند. ولی اینکه به جای انجام این کار ساده ، بخواهند در خانه دیگران دعوا به راه بیندازند، به لحاظ اخلاقی کاری پسندیده و شیوه ای مقبول نیست.  

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها :