ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

گزارش سفر (1) ؛ اصفهان

از سه شنبه تا جمعه گذشته (چهارم تا هفتم خرداد ماه 1389) را مسافرت بودم. رفته بودم اصفهان و قم. سفر به اصفهان برای شرکت و ارائه مقاله در اولین کارگاه تاریخنگاری محلی که توسط گروه تاریخ دانشگاه اصفهان برگزار می شد، انجام شد. سه شنبه ساعت 6 صبح با هواپیما راهی اصفهان شدم. معمولا وقتی صبح به این زودی عازم سفر باشم، شب هم نمی توانم راحت بخوابم. 5/4 صبح بیدار شدم که به موقع به فرودگاه برسم.


اما اولین اتفاق جالب این سفر در هواپیما افتاد. داشتم دنبال صندلیم می گشتم که یک دفعه کسی گفت: « سلام استاد ». بلافاصله صدا و صاحب آن را شناختم. خانم اثباتی بود. میهماندار هواپیمای شرکت ایران ایر تور که قبلا دانشجوی من بود. خانم اثباتی سالهایی که درس می خواند هم به همین کار مشغول بود. بسختی کار می کرد و بسختی نیز درس می خواند. آن سالها چند بار همسفر شده بودیم. یک بار هم که نزدیک عید بود و دسترسی به بلیط سخت بود، لطف کرد و برای سفر نوروزی من و خانواده بلیط تهیه کرد. بعد از فارغ التحصیلی او هم چند بار پیش آمد که با هواپیمایی سفر کنم که او میهاندار آن باشد. اما چند سال اخیر از او بی خبر بودم تا آن روز صبح که دوباره او را دیدم. همچنان میهماندار هواپیماست. تمامی اعلام ها به فارسی و انگلیسی را انجام داد و در راهنمایی و پذیرایی مسافران فعال بود. دو سه بار هم به من سر زد و یک بار هم برایم قهوه آورد. آخر پرواز و پیش از پیاده شدن هم فرصتی بود که کمی بیشتر با هم صحبت کنیم. از او خواستم که به رغم گرفتاری های شغلی اش گاهی سری به دانشکده بزند.

کارگاه تاریخنگاری محلی روز چهارشنبه (5 خرداد) برگزار شد و من سه شنبه (چهارم خرداد) این فرصت را داشتم که به کارهای دیگرم برسم. تا حدود ساعت 10 صبح را با دوست قدیمی و بسیار عزیزم آقای علاقمندان گذراندم که لطف کرده بود و مسیر طولانی شهر اصفهان تا فرودگاه را طی کرده بود و آمده بود دنبالم. بعد از آن مطابق قرار قبلی به دفتر جهاد دانشگاهی اصفهان رفتم تا کار یکی از کتابهایم ( ترجمه کتاب ایران و العراق فی العصر السلجوقی ) را که قرار است انتشارات این جهاد منتشر کند، تعقیب کنم. باید در باره فهرست راهنما، طرح جلد، مطالب پشت جلد و این جور موارد گفتگو می کردیم. خوشبختانه به تمامی این موارد رسیدیم و در باره هر کدام قرار هایی گذاشتیم که انجام شود. نهار را همراه چند تن از دوستان دیگر در مهمانسرای دانشگاه علوم پزشکی میهمان دوست گرامیم، آقای فزوه، بودیم. بعد از ظهر را برای دیدن دوست دیگرم آقای ریاحی عازم منزل ایشان شدم. دانشگاه اصفهان در جنوب شهر اصفهان قرار دارد و منزل آقای ریاحی در جاده تهران که شمال شهر اصفهان است، اما با وجود اتوبانها و پل های متعدد و خوب در سطح شهر، طی این مسیر طولانی که بخشی از آن را با ماشین یکی از دوستان و بخش دیگر را با تاکسی  طی کردم، نیم ساعت هم طول نکشید. تقریبا تمام بعد از ظهر را با آقای ریاحی و دوست مشترکمان آقای علی نژاد گذراندم. آقای ریاحی روشندلی است دوست داشتنی. با وجود مشکل جسمی که دارد. اوضاع فرهنگ و هنر و ادبیات و اجتماع و سیاست را پیگیری می کند. بیشتر از بسیاری از ماها کتاب و مجله می خرد و با کمک دیگران می خواند. یعنی دیگران می خوانند و ایشان به دقت گوش می دهد. اصفهان که بودم معمولا هفته ای یک بار همدیگر را می دیدیم. با هم کتاب و مقاله می خواندیم و در باره مطالب آنها گفتگو می کردیم. آن روز البته فرصت نشد که چیزی بخوانیم اما یکی دو کتاب و مقاله را کنار گذاشته بود که به من نشان داد و در باره آنها گفتگو کردیم. شب را منزل آقای علاقمندان میهمان بودم که برای شام یکی دیگر از دوستان و یکی از خویشاوندان نزدیکش را دعوت کرده بود. بعد از شام تا دیر وقت در باره بعضی موضوعات تاریخی حرف زدیم. گفتگوی شیرین و دلپذیری داشتیم و با وجود کم خوابی و خستگی، بسیار خوش گذشت. آن شب را دیر خوابیدم و صبح هم بسیار زود بیدار شدم.

چهارشنبه از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر اولین کارگاه تاریخنگاری محلی در تالار صائب دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان برقرار بود. رشته تاریخنگاری محلی برای اولین بار در سال 1387 در مقطع دکتری در گروه تاریخ دانشگاه اصفهان تأسیس شد و تاکنون دو دوره دانشجو پذیرفته است و هم اکنون چند دانشجو در این دوره در حال تحصیل هستند.

به دانشگاه که رسیدم، چون فرصت بود، مسیر در ورودی تا دانشکده ادبیات را پیاده طی کردم و به دور و اطراف نگاهی انداختم. دانشگاه اصفهان در مکان باغ مشهور هزار جریب قرار دارد و فضای آن حدود 200 هکتار است. نکته جالب اینکه زمینی که دانشگاه در آن ساخته شده، دارای شیب نسبتا تندی است. شیبی که تا دامنه های کوه صفه ادامه دارد. یادم می آید چند سال پیش که اینجا بودم یک ترم با دانشجویان رشته کتابداری کلاسی داشتم به نام « مبانی تاریخ اجتماعی ایران ». مطابق معمول در ابتدای کلاس حضور و غیاب می کردم و دانشجویان هم از سر عادت دقایقی دیر می آمدند و معترض می شدند که چرا برای آنها غیبت گذاشته ام. یک بار گفتم: شما که در خوابگاه های دانشگاه و در همین محوطه ساکن هستید، چرا دیر رسیده اید؟ گفتند: به اتوبوس دانشگاه نرسیدیم. به شوخی گفتم: با توجه به اینکه خوابگاه های دانشگاه در بخش انتهایی محوطه و مرتفع ترین نقطه آن قرار دارد، شما دیگر اتوبوس لازم ندارید. کافی است همان بالا روی زمین بنشینید و سُر بخورید. چند دقیقه بعد، زودتر از اتوبوس به دانشکده خواهید رسید.

یکی از آثار قدیمی که ثابت می کند اینجا باغ و منطقه ای کشاورزی بود است، برج کبوتر زیبایی است که در کنار دیوار شرقی دانشگاه باقی مانده است. ضمنا گمان می کنم به همین دلیل دانشگاه اصفهان دارای آب جاری زیادی است. چون علاوه بر آب زلال و خنکی که گاه و بیگاه در جوی ها و پای درختان جاری است، دریاچه  زیبایی نیز در محوطه دانشگاه و جنب کتابخانه مرکزی آن ساخته اند.

اما کارگاه از صبح تا بعد از ظهر در چهار بخش برگزار شد. من مقاله خود با عنوان « تاریخنگاری محلی ایران، سنت قدیم: انگیزه ها و روش ها » را در اولین بخش کارگاه ارائه دادم. در خلاصه این مقاله آورده بودم که

« آنچه تاکنون در باره آغاز و انگیزه های تاریخنگاری محلی ایرانی گفته شده، عمدتا مشهوراتی هستند مبتنی بر فرضیاتی نادرست. این مشهورات معمولا ناشی از نگاهی سیاست محور به تاریخ نگاری محلی ایران هستند و به دلیل عدم بررسی کامل موضوع و نوعی شتابزدگی و ساده انگاری، منجر به مغفول نهادن اجزایی مهم از تاریخ این سبک از تاریخ نگاری گردیده است. تاریخ نگاری محلی ایرانی نه در سده های سوم و چهارم هجری و تحت تأثیر تشکیل دولت های مستقل و نیمه مستقل ایرانی بلکه از سده دوم هجری و توسط اخباریون عراق آغاز شد. در آغاز و استمرار آن، علتی واحد (نهاد سیاست) دخیل نبود، بلکه عوامل متعدد دینی، سیاسی، اجتماعی، آموزشی و... در این مسیر کارگر افتادند. تاریخهای محلی ایران تا سده هفتم هجری در دو رده کلی تاریخنامه های محلی و فرهنگنامه های محلی قرار می گیرند که بیانگر دو سبک و دو شیوه متفاوت در نگارش این آثار هستند » .

یکی از مطالبی که در این مقاله مطرح کردم، پیشنهاد یک تقسیم بندی تازه از تاریخ های محلی ایران و عدم استفاده از تقسیم بندی مشهوری است که نویسنده فرانسوی، فرانتس روزنتال، حدود 65 سال پیش، از تاریخ های محلی در قلمرو اسلام صورت داد و آنها را به دو دسته تاریخهای دینی و دنیوی تقسیم کرد.

بعد از آن نیز افراد دیگری به ارائه مقالات خود پرداختند که نام و عناوین مقالات آنها از این قرار است:‌ آقای عبدالمهدی رجایی، دانشجوی دوره دکتری تاریخ محلی ؛ « تاریخنگاری محلی از دیروز تا امروز »، خانم مولود ستوده، دانشجوی دوره دکتری تاریخ محلی ؛ « معرفی موضوع های درسی در دانشگاه های جهان در حیطه تاریخ محلی »،‌ آقای محمود سادات، دانشجوی دوره دکتری تاریخ محلی ؛ « حیطه های تاریخنگاری محلی نوین »، آقای سجاد حسینی، دانشجوی دوره دکتری تاریخ محلی ؛ « فلسفه تاریخ محلی »، آقای دکتر مرتضی نورایی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان؛ « بررسی سر فصل های تاریخ محلی در مقطع دکتری ».

بعد از سخنرانی آقای دکتر نورایی، جلسه برای صرف نهار و نماز و استراحت تعطیل شد. نهار را تمامی شرکت کنندگان در رستوران مهمانسرای دانشگاه اصفهان صرف کردند و جلسه بعد از ظهر، از حدود ساعت 2 آغاز شد.

اولین مقاله ای که در برنامه بعد از ظهر ارائه شد از خانم مهناز شعربافچی زاده بود. با این عنوان: « تاریخنگاری محلی مصر: سنت قدیم: انگیزه ها و روش ها ». این مقاله مستخرج از پایان نامه تحصیلی ایشان بود که در دانشگاه الزهراء نوشته شده است. در ادامه آقای ابوالفضل حسن آبادی دانشجوی دوره دکتری تاریخ محلی، مقاله خود را با عنوان « تاریخ محلی و جغرافیای تاریخی » ارائه دادند. آخرین بخش کارگاه نیز به ارائه آزاد نظرات اختصاص داشت در این بخش نیز چند نفر صحبت کردند: آقای دکتر نورایی، که مسؤول این کارگاه بودند، ضمن تبیین نظر خود در باره تأثیرات تاریخنگاری محلی قدیم و جدید در واگرایی و همگرایی جوامع، از من خواستند در باره یکی از آسیب های تاریخنگاری محلی سنتی یعنی ایجاد تفرقه در میان مردم نظر خود را اعلام کنم و تقسیم بندی خود از تاریخ های محلی ایران را نیز با تفصیلی بیشتر توضیح دهم. نظراتم در باره این موضوعات را در زمانی حدود 10 دقیقه توضیح دادم . بعد از آن چند تن دیگر از شرکت کنندگان نیز سخن گفتند. هر یک از بخش های کارگاه را نیز یکی از اساتید گروه تاریخ ( بترتیب: دکتر منتظر القائم، دکتر نورایی، دکتر دهقان نژاد، دکتر چلونگر و دکتر کجباف ) مدیریت کردند که هر کدام، سخنرانی کوتاهی نیز ایراد کردند.

یکی از ویژگی های خوب این کارگاه حضور گسترده دانشجویان دوره تحصیلات تکمیلی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان بود. علاوه بر کسانی که به صورت آزاد برای شرکت در کارگاه ثبت نام کرده بودند، گروه تاریخ، همه دانشجویان تحصیلات تکمیلی را ملزم به حضور در کارگاه کرده بود. این الزام البته ملال آور نبود و مشارکت فعال حاضران در مباحث مطرح شده نشان از علاقه و تمایل آنان به این مباحث می داد. بعد از ارائه هر مقاله، میکروفون سیاری در اختیار شرکت کنندگان قرار داده می شد تا آنان نقدها، نظرات و سؤالات خود را مطرح کنند. در جنب برنامه های کارگاه، این فرصت را یافتم که با تعدادی از اساتید گروه تاریخ و نیز برخی از دانشجویانی که با آنان سابقه دوستی و آشنایی داشتم، دیدار کنم. شماری از دانشجویان جدید را نیز شناختم. به نظرم رسید دانشجویان مقطع دکتری تاریخ محلی دانشگاه اصفهان جملگی مبرز و اهل نقد و تحلیل و نظرند. در کل گروه تاریخ دانشگاه اصفهان در زمینه برگزاری سمینارها و برنامه هایی از این دست بسیار فعال و موفق بوده است و در طول سال تحصیلی معمولا برنامه های متنوعی را اجرا می کند که در بالا بردن دانش و تجربه علمی دانشجویان بسیار مفید و کار ساز است.

کارگاه در ساعت مقرر (5 بعد از ظهر) پایان یافت و من بسرعت راه افتادم به طرف ترمینال مسافربری کاوه که راهی قم شوم. قرار بود روز پنج شنبه را در قم باشم و باید شب به قم می رسیدم که فردا با فراغ بال به کارهایی که در این شهر داشتم برسم. البته در کار حرکت اتوبوس به سمت قم تأخیری پیش آمد، به همین دلیل حدود ساعت 5/12 شب بود که به مقصد رسیدم...

 

برج کبوتر در محوطه دانشگاه اصفهانبرج کبوتر در در محوطه دانشگاه اصفهان ( باغ هزار جریب ) 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :