ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

ایام محنت

ایام محنت نامی است که در تاریخ به سالهایی از دوران حکومت مأمون عباسی و جانشینان او معتصم و واثق داده اند. مأمون و دو خلیفه پس از او که از اندیشه معتزله حمایت می کردند، در باره موضوع مناقشه برانگیز خلق قرآن بر مخالفین فکری خود سخت گرفتند و آنان را برای دست برداشتن از عقیده خویش تحت فشار قرار دادند. بسیاری از علما و دانشمندان در این باره مورد امتحان قرار گرفتند و شماری از آنها گرفتار حبس و تنبیه شدند. حتی آن دسته از مأموران دولتی که حاضر به این کار نشدند، به قول امروزی ها تصفیه شدند. در این دوران اعتقاد به موضوع خلق قرآن یکی از معیارهای گزینش افراد برای تصدی مناصبی مانند قضاوت قرار گرفت. این سخت گیری ها باعث شد تا این دوره را که ٢٠ سال طول کشید، « ایام المحنة » ( دوران سختی ) بنامند ...


اما من اکنون با آن دوران و واقعه تاریخی کاری ندارم. بلکه از این اصطلاح برای توضیح روزهایی که اکنون دانشجویان و اساتید در آن قرار دارند یعنی ایام امتحانات استفاده می کنم. این روزها در دانشگاههای سراسر کشور تب امتحانات پایان ترم بالا گرفته و همه چیز تحت الشّعاع این موضوع قرار دارد. واقعیت این است که ایام امتحانات و روزهای قبل و بعد از آن روزهای سختی هستند. پیش از شروع امتحانات، دانشجویان باید تمامی درسها را بخوانند و تکالیف و تحقیق های عقب مانده را بنویسند. بعد در حدود دو هفته مشغول امتحان دادن شوند، با تمامی سختی ها و اضطراب های معهود آن، و در روزهای بعد هم در حالتی میان خوف و رجاء منتظر اعلام نمرات بمانند.

شاید چنین تصور شد که سختی این روزها فقط مخصوص دانشجویان است، ولی واقعیت این است که حال و روز اساتید نیز چندان بهتر نیست. پاسخ گفتن به سؤالات متعدد دانشجویان در باره چند و چون امتحان و اینکه آیا سؤالات سخت است یا آسان؟ تشریحی است یا تستی؟ جزئی و دقیق است یا کلی؟ و التماس دعاهای آنان که « استاد آسان بگیرید »، « استاد ما را نیندازید » و حرفهایی از این دست، طرح سؤالات، تایپ و تکثیر آنها، برگزاری جلسه عذاب آور امتحان که معمولا در آن با افرادی مضطرب و نگران روبرو  هستی، و از همه بدتر  ایفا کردن نقش یک پاسبان و  پاییدن آنان همانند « رقیبی عتیب » که یاداشتی رد و بدل نکنند، یا چشمی نچرانند، اشک و آه بعد از جلسه بعضی از همین افراد، کار کسل کننده تصحیح اوراق، جمع و تفریق نمرات، اعلام آنها و سرانجام بدترین بخش کار یعنی مراجعه مکرر و کلافه کننده دانشجویانی که نمره قبولی نگرفته و یا گرفته اند ولی نیاز به نمره بیشتری دارند و چک و چانه زدن با این افراد افتاده و درمانده، بدترین روزهای یک ترم تحصیلی را رقم می زنند. من مطمئنم بسیاری از کسانی که سالهایی از عمر خود را به عنوان دانشجو  سپری کرده اند، از این ایام محنت خاطراتی ماندگار دارند. با وجود این باید به این نکته اشاره کرد که در سیستم آموزشی ما امتحان کاری است ناگزیر که در حال حاضر جایگزینی برای آن وجود ندارد. به همین خاطر تنها می توان آرزو کرد که تمامی دانشجویان و اساتید در تحمل این روزهای سخت صبوری ورزند.

اکنون که سخن به اینجا رسید، شاید بد نباشد این نوشته را با یکی دو خاطره از ایام امتحانات به پایان برسانم: یادم می آید ترم دوم دوره لیسانس که بودم، شبی که فردایش امتحان زبان  داشتم، تا صبح خوابم نبرد. نه اینکه درس بخوانم؛ خوابیده بودم اما از اضطراب کارزار فردا خواب به چشمانم نمی آمد. خوشبختانه کار آن امتحان زار نشد و من صبح فردا با چشمانی خمار آلود توانستم آن تعداد پاسخ صحیح را علامت بزنم که نمره قبولی بگیرم. اما خاطره دوم را یکی از همکاران در دانشکده ادبیات نقل می کرد. ایشان تعریف می کرد که یک بار در امتحانات پایان ترم دوم که حدود تیرماه برگزار می شود، دیده که دانشجویی به دلیل اینکه در جایی نشسته که تهویه مناسبی ندارد، مرتب عرق می ریزد. می گفت وقتی بعضی از صندلی های اطراف خالی شدند، از او خواستم برخیزد و چند متر آن طرفتر در مکانی خنک بنشیند، ولی جو امتحان چنان او را گرفته و از خود بی خودش کرده بود که وقتی برخواست صندلی زیر پایش را نیز با خود بلند کرد؛ دستانش را زیر صندلی زد و در حالتی نیم خیز آن را چند متر با خود برد. در مکانی که به او نشان داده بودم، آن را زمین گذاشت و رویش نشست و به نوشتن جواب سؤالات ادامه داد.

راستی شما از این ایام محنت چه خاطره ای دارید؟

  
نویسنده : ; ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٧
تگ ها :