ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

ماه روزه

دو سه سال پیش که در وبلاگی دیگر مطلب می نوشتم، یکی از دوستانم در آستانه ماه رمضان از من خواسته بود تا در این باره مطلبی بنویسم. پستی نوشتم تحت عنوان « ماه روزه ». این روزها و در آغاز ماه رمضان و ایام روزه داری با خود فکر می کردم که در این باره چیزی بنویسم. فرصتی دست نداد، این بود که فکر کردم همان پست را بار دیگر  تکرار کنم.


دوست گرامی، جناب آقای دکتر حاتمی، از من خواسته بودند تا در باره تاریخچه روزه داری و اهداف این عبادت، مطلبی بنویسم. از آنجا که عدم اجابت درخواست دوستان صواب نیست، این پست را به این موضوع اختصاص داده ام.

اولا باید بگویم که  اصطلاح " روزه "  و  " روزه گرفتن " که ما در زبان فارسی به کار می بریم، معادل های خوبی برای واژه عربی و قرآنی " صوم " به معنی امساک کردن از خوردن و آشامیدن و برخی امور دیگر نیستند. " روزه گرفتن " یعنی حساب روزهای ماه را نگاه داشتن. و ظاهرا به این دلیل رایج شده که مردم در ماه رمضان حساب روزها را نگاه می دارند. ماه رمضان را هم به همین دلیل " ماه روزه " گفته اند.

دوم اینکه رسم روزه به عنوان یک فریضه دینی در ادیان دیگر نیز سابقه دارد. قرآن هم به این موضوع اشاره کرده است که " کتب علیکم الصّیام کما کتب علی الذین من قبلکم " – روزه گرفتن بر شما واجب شد همانگونه که بر کسانی که پیش از شما بودند، نیز واجب شده بود (سوره بقره، آیه 183). البته جزئیات این فریضه دینی در همه ادیان یکسان نبوده است: اصولا در ادیان دیگر، به عنوان مثال در میان یهود، رسم بوده است که هنگام رخ دادن اندوه یا مصیبتی بزرگ و غیر مترقبه روزه می گرفته اند. ظاهرا فلسفه چنین روزه گرفتنی اظهار عجز و تواضع در برابر خداوند، اعتراف به گناهان و کسب رضایت پرودگار بوده است. آنان در چنین مواقعی گاه حتی اطفال را از خوردن غذا و چهارپایان را از چرا باز می داشته اند. زمان این روزه نیز یک روز تمام ( از غروب خورشید تا غروب روز بعد ) بوده است. این نوع روزه داری را " تعنیت " می خوانده اند. مثلا می توان به تعنیت 17 تموز اشاره کرده که در سالگرد سقوط اورشلیم یا به قولی به مناسبت شکسته شدن دو لوح از 10 فرمان خداوندی رواج یافته بوده است. نیز می توان به تعنیت نهم آو اشاره کرد که یهودیان در سالروز ویرانی برخی معابد بیت المقدس می گرفتند. برگزاری مجالس مرثیه خوانی و عزاداری، از جمله شعائر روزه داری در میان یهود بوده است. البته در دوره های بعد، یهودیان روزهای دوم و پنجم هفته را به صورت منظم روزه می گرفته اند. مقارن میلاد حضرت مسیح نوعی دیگر از روزه رواج داشته است و آن روزه صمت ( سکوت ) بوده است. به این معنی که فرد روزه دار مدت زمان معینی را از سخن گفتن خودداری می کرده است. در داستان حضرت مریم آمده است که خداوند به او فرمود " فقولی انی نذرت للرحمن صوما فلن اکلّم الیوم انسیا – بگو من نذر کرده ام تا برای خداوند روزه بگیرم و امروز با هیچکس سخن نخواهم گفت - ( سوره مریم، آیه 26 ). روزه سکوت را اصطلاحا " روزه مریم " نیز نامیده اند. اگرچه معلوم نیست که در دوره عیسی مسیح روزه به معنایی که اکنون می شناسیم رواج داشته یا نه، اما این رسم بعدها در میان حواریون و مومنان مسیحی رایج گردید.  

اما روزه در اسلام به لحاظ فرم و محتوا با ادیان دیگر تفاوت هایی دارد: نخست اینکه ماه خاصی به آن اختصاص یافته و مسلمانان باید روزهای این ماه را روزه بگیرند. دیگر اینکه روزه گرفتن در اسلام نسبتی با بلایا و مصائب ندارد؛ میهمانی خداست و با نوعی سرور و شادی آمیخته است. اما به لحاظ هدف از وضع این عبادت، ظاهرا تفاوتی میان اسلام و دیگر ادیان وجود ندارد. زیرا به نظر می رسد هدف از روزه گرفتن در همه ادیان الهی، پرهیز از جنبه های مادی زندگی و پرداختن به معنویات است. بر همین اساس است که خداوند در ادامه آیه صوم ( سوره بقره،آیه  183) می فرماید: " لعلکم تتقون " – باشد که تقوی پیشه کنید - و یا اینکه آن را " خیر " تلقی می کند و می فرماید " ان تصوموا خیر لکم " – اگر روزه بگیرید برای شما خیر و نیکی است - ( سوره بقره، آیه  184). در هر حال، به نظر این جانب فارغ از هرگونه تحلیل اجتماعی و سیاسی، هدف از روزه و روزه داری، تأکید بر معنویت است و تقدس و تعالی و فراهم آوردن زمینه ارتقاء روحی و معنوی انسان روزه دار. گویی ماه مبارک رمضان تمرینی است برای اینکه انسان روزه دار، اعمال خود را اصلاح کند، از دنیا و امور دنیوی کم و بیش فاصله بگیرد و اینگونه جان خود را پذیرای دریافت پیام معنوی حق تعالی کند. بر همین اساس است که حضرت مولانا می فرماید: گر تو این انبان ز نان خالی کنی / پر ز گوهرهای اجلالی کنی. و شیخ شیرازی سروده است: اندرون از طعام خالی دار / تا در آن نور معرفت بینی.

جز این می ماند ویژگی هایی که روزه و روزه داری در خرده فرهنگ های مختلف داشته و دارد. در این باره می توان تحقیق میدانی گسترده ای صورت داد و نتایج جالب آن را منتشر کرد. اما حتی نگاهی سطحی به محیط دور و بر نشان می دهد که چگونه روزه داری و ماه مبارک رمضان از این شهر به آن شهر و حتی از این روستا به آن روستا، ویژگی های خاصی را به دست آورده و رنگ و بوی محیط را به خود گرفته است. ویژگی هایی متنوع  که شامل آداب و رسوم سحری، افطاری، اعلام وقت، نوع غذاها، دعاها و دهها مورد دیگر می گردد: به عنوان نمونه باید گفت: این که روزه گرفتن ضیافه الله نام گرفته ناشی از اهمیت ضیافت و پذیرایی از میهمان در میان اعراب است. رسم اطعام گرسنگان از رسوم رایج در میان اعراب و نشانه شرف و افتخار و بزرگی بوده است. بزرگان عرب روز یا روزهایی را سفره می انداختند و از هرکس بر آنان وارد می شد، پذیرایی می کردند، اما در تلقی موجود از ماه رمضان در فرهنگ و سنت اسلامی، خداوند یک ماه تمام به اطعام میهمانان خود می پردازد و از این نظر بر همه اطعام کنندگان پیشی گرفته است. به عنوان یک مورد دیگر می توان به موضوع شبهای قدر در میان ما شیعیان اشاره کرد که به دلیل تقارن با ایام شهادت امام علی (ع) و برگزاری مجالس عزاداری به این مناسبت، حال و هوایی خاص یافته است. این در حالی است که در کشورهای عربی شبهای ماه رمضان آمیخته با جشن و سرور است. نسل قدیم تر جامعه ما، همواره با اذان موذن زاده اردبیلی افطار می کرد و امروزه گویی افطار کردن بدون ربنای شجریان ممکن نباشد. شاید بد نباشد به یکی دو مورد دیگر هم اشاره کنم: در حالی که در سحرهای ماه مبارک رمضان، خوردن و آشامیدن تا اذان صبح مجاز است، به یاد می آورم که در شهر ما (بهبهان)  حدود 10 دقیقه قبل از اذان صبح آژیری نواخته می شد، و از آن پس روزه داران حق خوردن غذا را نداشتند ولی مجاز بودند تا دقایقی بعد که اذان صبح گفته می شد، آب بیاشامند. در اصفهان مردم روزه دار وقتی همدیگر را می بینند، به جای اینکه بگویند " طاعات شما قبول "  یا " نماز و روزه شما قبول "، می گویند: " خوش نماز، خوش روزه " و فرد مخاطب نیز پاسخ می دهد که " با شمای دوست ". بر این نمونه ها می توان صدها مورد دیگر را افزود. می دانم که در این باره حق مطلب ادا نشد، اما خوشحالم که به بهانه پاسخ به دوست عزیزم، زمینه ای فراهم آمد که در این باره مطلبی بنویسم. حلول ماه رمضان را به همه مراجعه کنندگان محترم تبریک می گویم. التماس دعا.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٩
تگ ها :