ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

تاریخ شفاهی 28 مرداد

سال 1376 در دانشکده ادبیات دانشگاه کاشان تدریس می کردم. آبدارچی پیری داشتیم که اساتید در ساعات مختلف برای نوشیدن چای به آبدارخانه کوچکش مراجعه می کردند. همانجا چای می نوشیدند و کم و بیش با پیرمرد گفتگو می کردند.


آبدارچی ما روحیات خاصی داشت؛ مذهبی نبود، خشن هم نبود، اما هرکسی را تحویل نمی گرفت. جالب اینکه به تاریخ معاصر علاقه داشت و چند بار به شوخی به من گفت: یک بار اجازه بدهید من بروم سر کلاس برای دانشجویان تاریخ بگویم. می گفت دوره 9 نخست وزیر را به یاد می آورد. مدتی که گذشت و باهم بیشتر آشنا شدیم، برایم تعریف کرد که در سال های آغازین دهه 1330 شمسی در تهران زندگی می کرده و در ماجرای 28 مرداد حضور داشته و از جمله لمپن هایی بوده که به نفع شاه کودتا کرده اند. گفت یکی از جاهل های مشهور با او تماس گرفته و به او پولی داده و گفته که صبح 28 مرداد یک گروه از دوستانش را با خود به خیابان بیاورد. او هم این کار را کرده و ظهر بعد از پایان مأموریت، اعضای گروهش را به یک چلوکبابی برده، آنها را نهار داده، دست مزدشان را پرداخت کرده و آنها رفته اند دنبال کارشان. از او پرسیدم آیا راست است عده ای که صبح آن روز « زنده باد مصدق » می گفتند، بعد از ظهر همان روز شعار « مرده باد مصدق » دادند؟ گفت: فاصله تغییر « زنده باد » به « مرده باد »، از صبح تا بعد از ظهر نبود. از این سر تا آن سر خیابان بود. گفتم چطور؟ گفت: گروهی که ته خیابان شعار « زنده باد مصدق » می دادند، وقتی سر پیچ خیابان با دسته ما روبرو شدند، بلافاصله شعار خود را عوض کردند و شعار دادند « مرده باد مصدق ».

اکنون که سخن به اینجا رسید، باید اشاره کنم که هنگام استفاده از اطلاعات این افراد در تحقیقات تاریخی باید به نکاتی توجه داشت و نسبت به درستی اطلاعات ارائه شده توسط آنان تا حد ممکن اطمینان یافت. به عنوان مثال کسی که با این پیرمرد مصاحبه می کند، باید به این سؤالات پاسخ دهد:

1.             آیا این آبدارچی پیر واقعا در سال های اولیه دهه 1330شمسی در تهران زندگی می کرده است؟ در این باره باید از خود او خواست تا سند و مدرکی قانع کننده ارائه کند و یا از طریق پرس و جو و تحقیق از کسانی که او را می شناسند و از حوادث زندگی او با اطلاع هستند، نسبت به این موضوع اطمینان یافت.  

2.             آیا او واقعا در حادثه کودتای 28 مرداد حضور داشته است و یا اینکه چیزهایی را که از دیگران شنیده به خود می بندد؟ واقعیت این است که چنین کاری که در اصطلاح عوام  آن را خالی بندی می گویند، معمولا در میان چنین آدم هایی رواج دارد. بنابراین به هر نحو ممکن باید اطمینان یافت که راوی – به قول مردم کوچه و بازار – لاف نمی زند و خالی بندی نمی کند.

3.             به فرض حضور او در این حادثه، آیا آنچه می گوید مطابق واقع، یا آمیخته ای از مطالب درست و نادرست است؟ بعضی اصولا عادت دارند، حوادث و وقایع را پر و بال دهند و بزرگ نمایی کنند. باید عناصر راست و دروغ را در چنین روایت هایی از هم تفکیک کرد.

4.             با توجه به گذراندن سنین پیری، آیا می توان به حافظه چنین فردی اطمینان کرد و مطمئن شد که او جزئیات را همانگونه که بوده است، به خاطر می آورد؟

به هر حال محققی که از طریق مطالب شفاهی راویان، تاریخ را گزارش و تحلیل می کند، باید به چنین سؤالات و سؤالاتی مشابه پاسخ دهد تا بتواند گزارش و تحلیلی حتی المقدور درست از حادثه مورد نظر  ارائه کند.  

گاهی فکر می کنم چرا نویسندگان تاریخ کودتای 28 مرداد تا کنون این ماجرا را از زبان چنین افرادی ثبت نکرده اند. مسلما تعدادی از این آدم ها از دنیا رفته اند و سایرین هم سنین پیری را طی می کنند. بنابراین باید پیش از مرگ آنان دست به کار شد. در هر چه تأخیر جایز باشد، در ثبت حوادث تاریخی از زبان شاهدان و بخصوص کنشگران آن، تأخیر جایز نیست. 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩
تگ ها :