ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

روزها گر رفت گو رو باک نیست

پنج شنبه و جمعه گذشته ( 25 و 26 شهریور) افتخار مصاحبت و همراهی با استادم دکتر عالم زاده را داشتم. آقای دکتر برای شرکت در جلسه هیأت تحریریه مجله علمی پژوهشی « تاریخ و فرهنگ » (مجله گروه تاریخ و تمدن اسلامی دانشگاه فردوسی) به مشهد سفر کرده بودند.


این جلسه، صبح پنج شنبه برگزار شد. حضور مؤثر و مفید آقای دکتر در این نشست کاملا مشهود بود. با دقتی شگفت در باره مقالات نظر می دادند. نظراتی که برای تمامی کسانی که در این وادی ها قدمی و قلمی می زنند، ارزشمند و مغتنم است. من در آن جلسه از آقای دکتر عالم زاده بسیار آموختم و نکته ها به خاطر سپردم. آقای دکتر عالم زاده در کار علم با احدی تعارف ندارد و با صداقت و صراحتی مثال زدنی نقدها و نظرات علمی خود را بیان می کند و خود معتقد است در جامعه پر از مشکل ما، هنوز هم بهترین روش صداقت و یک رویی و صراحت است. جز این باید به طنز شیرین و آمیخته با نکات علمی آقای دکتر اشاره کنم که شنوندگان را علاوه بر آموزش، بساطتت خاطر نیز می دهد.

بعد از پایان جلسه هیات تحریریه به دعوت آقای مجتهدی که دانشجوی آقای دکتر عالم زاده بوده است، همراه ایشان و دو تن دیگر از همکاران برای بازدید از کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین به محل این کتابخانه درکوچه شاهین فر رفتیم. کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین که به همت آقای مجتهدی تأسیس شده است، به گردآوری کتب و رساله هایی می پردازد که در باره امام علی (ع) نوشته شده اند. آقای مجتهدی که خود فارغ التحصیل دانشکده الهیات است، با استفاده از بخشی از میراث پدری خود، از حدود 12 سال پیش این کتابخانه را تأسیس کرده است. ایشان معتقد است شمار آثاری که در باره امام علی نوشته شده بالغ بر 50000عنوان است. با تلاش ایشان و فرزندشان، آقای مهدی مجتهدی، تاکنون حدود یک سوم این آثار در این کتابخانه فراهم آمده و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است. شور و شوقی که این پدر و پسر در راه گردآوری کتب از فروشگاه ها و نمایشگاه های داخلی و خارجی نشان می دهند، واقعا مثال زدنی است. کتابخانه به تجهیزات بسیار خوبی نیز برای کپی و اسکن کردن آثار نایاب مجهز شده و مسلما به مرکزی ماندگار تبدیل خواهد شد. آقای مهدی مجتهدی، در دوره لیسانس دانشجوی من بود و اکنون دانشجوی دوره دکتری تاریخ و تمدن اسلامی است. در کنار آقای دکتر و دیگر همکاران و نیز خانواده مجتهدی ساعات خوبی را در کتابخانه گذراندیم. آقای مجتهدی اکرام را به اتمام رسانیدند و نهار نیز ما را میهمان کردند که با چاشنی سخنان شیرین آقای دکتر عالم زاده صرف کردیم.

دکتر عالم زاده - کتابخانه تخصص امیرالمومنین

از راست: آقای مجتهدی، دکتر عالم زاده، من و حسن عالم زاده (فرزند استاد) 

پنج شنبه شب نیز این بار همراه همسرم به دیدن آقای دکتر رفتیم. همسرم که همیشه وصف آقای دکتر عالم زاده را از من شنیده، خواسته بود که از آقای دکتر اجازه بگیرم و با هم به دیدن ایشان برویم. آقای دکتر هم لطف کردند و با وجود خستگی، یکی دو ساعتی را به ما اختصاص دادند. در این دیدار نیز عمدتا از درس، کتاب، کلاس و مقاله سخن گفتیم و شنیدیم. بعد از آن هم آقای دکتر و فرزندشان را که همراه ایشان به مشهد آمده بود، برای زیارت تا حرم رساندیم. ترافیک شدید اطراف حرم هم خود فرصتی فراهم کرد تا دقایق بیشتری را در مصاحبت دکتر سپری کنیم. بخصوص که من قول نصف و نیمه ای گرفتم که جمعه صبح را نیز در خدمت ایشان باشم.

خوشبختانه این قول قطعی شد و صبح جمعه با آقای دکتر و فرزندشان به دیدن آرامگاه فردوسی و دیگر بناهای تاریخی موجود در محدوده شهر قدیم توس رفتیم. در توس دوست عزیزم آقای دکتر حیدری، عضو هیات علمی دانشگاه کاشان، که همراه خانواده به مشهد آمده بودند نیز به ما ملحق شدند. نخست به دیدار میل اخنگان رفتیم. بعد از آرامگاه فردوسی با فراغ بال دیدن کردیم. یکی از لذت بخش ترین بخش های این دیدار، قرائت اشعار نوشته شده بر دیوار آرامگاه توسط دکتر عالم زاده بود. از ایشان درخواست کردم  اشعار را بخوانند تا من صدایشان را ضبط کنم. پذیرفتند و خواندند:

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد...

هوای مطبوع و معتدل توس برای همه ما لذتبخش بود. بخصوص برای آقای دکتر که از هوای پر دود و دم تهران فاصله گرفته بودند. به همین بهانه خدمتشان عرض کردم که شما باید بیشتر به مشهد بیایید و امیدوارم که ایشان این درخواست را اجابت کنند. اگر بشود کارگاه چند روزه ای در باره نگارش مقالات علمی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی ترتیب دهیم و ایشان مسؤولیت آن را بپذیرند، بسیار خوب خواهد بود.

از آرامگاه فردوسی راهی هارونیه شدیم و علاوه بر بنای مشهور هارونیه، از مسجد – مدرسه سلجوقی در غرب هارونیه نیز بازدید کردیم. بعد راهی مشهد شدیم تا ایشان بتوانند به موقع به فرودگاه بروند و به تهران برگردند.  

این دو روز برای من روزهایی سرشار از لذت آموختن بود. آموختن از استادی که تمامی توش و توان خود را وقف کار علمی و آموزش شاگردان خود کرده است. استادی که وقتی با او می نشینی بجز از تاریخ و ادب و فرهنگ و کتاب و رساله و مقاله چیزی نمی گوید و نمی شنود، مانند بعضی ها از اینکه عمری را به این کار اختصاص داده اظهار پشیمانی نمی کند. از مال و خانه و ماشین و اضافه کار و این جور حرف ها در محضر دکتر عالم زاده خبری نیست. او همچون آیینه ای شفاف روبروی مخاطب خود قرار می گیرد و قوت ها و ضعف هایش را راست می نمایاند؛ با صداقتی تمام و با صراحتی مثال زدنی. آری این روزها گذشت اما چه باک، مهم بودن استاد است. استادی کم نظیر که به بودن بسیاری از  دانشجویانش معنی داده است:

روزها گر رفت گو رو باک نیست

تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

میل اخنگان: دکتر حیدری، دکتر عالم زاده و بنده

میل اخنگان: از راست دکتر حیدری، دکتر عالم زاده و من

 

 

برای نوشته ای دیگر در باره دکتر عالم زاده اینجا را کلیک کنید.

  
نویسنده : ; ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :