ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

خانه های تاریخی کاشان

 در پست قبلی عکسی گذاشته بودم از یکی از خانه های تاریخی کاشان. بعضی از مراجعه کنندگان پیغام داده بودند که نمی توانند عکس را ببیند (به دلیل فیلتر بعضی از سایت های تصویری). فکر کردم به همین بهانه و تقدیم به این دسته از دوستان، بخشی از یکی از سفرنامه های خودم را که حاوی گزارشی است از این خانه های تاریخی در محله امیراحمد کاشان در این پست منتشر کنم. این سفرنامه متعلق است به یک اردوی ده روزه دانشجویی که در سال 1381 برگزار شده است.

 


یکشنبه 29 اردی بهشت 1381

 

بعد از ظهر- محله‌سلطان‌امیر احمد، خانه‌بروجردی‌ها

تقریباً تمامی‌خانه‌های‌تاریخی‌کاشان‌در این‌محله‌قرار دارند که‌محله‌اعیان‌نشین‌شهر بوده‌و خانه‌حاکم‌هم‌همین‌جا قرار داشته‌است‌. اما خانه‌بروجردی‌ها که‌اکنون محل‌اداره‌میراث‌فرهنگی‌است، در دوره‌ناصرالدّین‌شاه‌بنا شده‌و ازآغاز تا اتمام‌آن‌18 سال‌طول‌کشیده‌است‌. صاحب‌خانه‌تاجری‌نطنزی‌بوده‌نه‌بروجردی‌ولی‌به‌دلیل‌داشتن‌داد وستد با بروجردی‌ها، خانه‌اش‌به‌طور مرتب‌محل‌رفت‌و آمد آنان‌بوده‌است‌و به‌همین‌دلیل‌این‌خانه‌به‌خانه‌ بروجردی‌ها مشهور شده‌است‌. این‌را آقای‌پرنیان‌که‌راهنمای‌میراث‌فرهنگی‌است‌، می‌گفت‌.

در ورودی‌، دو کوبه‌ زنانه‌و مردانه‌دارد. بعد هشتی‌است‌که‌در بالا گرد می‌شود و روی‌آن‌گنبدی‌قرار دارد. در این‌قسمت‌تمامی‌پایه‌ها وسقف‌دو جداره‌است. از هشتی،‌دری‌است‌به‌اندرونی‌و دری‌به‌بیرونی‌و جالب‌تزئینات‌بالای‌این‌در است‌که ‌تصویری‌است‌از شیری‌که‌گوزنی‌را شکار کرده‌و دو روباه‌در طرفین،‌تسبیح‌می‌چرخانند و خوشحالند که‌آنان‌نیز به‌ نوایی‌می‌رسند‌. دهلیز خانه‌که‌در حقیقت‌نوعی‌حجاب‌برای‌فضای‌داخلی‌بناست‌به‌یک‌مهتابی‌ختم‌می‌شود. بعد با پایین‌آمدن‌از دو ردیف‌پله‌به‌صحن‌می‌رسیم. پایین‌بودن‌بنا به‌خاطر این‌بوده‌که‌بتوانند آب‌را از بیرون‌به‌داخل‌خانه‌هدایت‌کنند. اما صحن‌حوضی‌دارد در وسط‌و یک‌طرف‌آن‌ایوان‌است‌و در طرف‌دیگر یک‌ردیف‌اتاق و عجیب‌این‌که‌دراین‌جا قرینه‌سازی‌را رعایت‌نکرده‌اند. آن‌سوی‌صحن‌یعنی روبروی‌ورودی‌، شاه‌نشین‌است‌که‌وصفش‌مفصل تر از آن‌ است‌که‌در این‌مختصر بیاورم‌. اما یک‌چیز جالب‌تزئینات‌گچبری‌شده‌پیشانی‌شاه‌نشین‌است‌که‌در آن‌با نقوش‌برجسته‌ای‌اشکال‌سماور و ساعت‌و این‌جور چیزها را درآورده‌اند و این‌نشانه‌تاجر بودن‌ صاحب‌خانه است. در تزئینات‌بالای‌مهتابی‌هم‌شکل‌گلابی‌بود و این‌هم‌سند نطنزی‌بودنش‌. آخر گلابی تحفه نطنز است. راهنمای میراث فرهنگی، آقای‌پرنیان،‌می‌گفت‌بعضی‌نقاشی‌های‌بنا کار صنیع‌الدوله‌و کمال‌الملک‌است‌. آخرین‌بخشی‌که‌از این‌خانه‌دیدیم‌زیر زمین‌آن‌بود که‌نسیمی‌که‌از بادگیرها می‌وزید هوایش‌را حدود 15 تا 20 درجه‌نسبت‌به‌صحن خانه خنک‌تر کرده‌بود. خنکی‌زیر زمین‌را که‌چشیدم‌، افسوس‌خوردم‌بر این ‌همه‌سنت‌خوب‌که‌امروزه‌فراموششان‌کرده‌ایم‌و به‌فکر این‌افتادم‌که‌اگر آمدی‌و گذشته‌را صرفاً موزه‌ای‌کردی‌، مثل ‌این‌است‌که‌آن‌را مانند مرده‌ای‌دفن‌کرده‌باشی‌و بعد مدام  قبرش‌را تزئین‌کنی‌و بر آن‌حاضر شوی‌و مویه‌کنی‌و ... و از اینها همه‌، نه‌تو را سودی‌می‌رسد و نه‌آن‌را که‌زیر خاک‌خفته‌. پس‌تقدیر درست‌سنت‌یعنی‌زنده‌نگه ‌داشتن‌خود آن‌و نه‌یاد آن‌. و یک‌نکته‌دیگر این‌که‌وقتی‌راهنمای‌میراث‌فرهنگی‌ داشت در حیاط‌برایمان‌توضیح‌می‌داد، مسافری‌که‌مردی‌میان‌سال‌بود پرید وسط‌حرفش‌و سؤالی‌کرد و راهنما را خوش‌نیامد و درآمد که‌« بگذار من‌روضه‌ام‌را بخوانم‌بعد شما گریه‌کن !» و یک‌نکته‌جالب‌دیگر این‌که‌دو تا از خانم های همسفر گمان‌کرده‌بودند این‌خانه‌اعیانی‌متعلق‌بوده‌به‌آیت‌اللّه‌بروجردی‌و در جمع‌دخترها گفته بودند که این آخوندها چه ‌طور مردم‌را به‌قناعت‌و سادگی‌سفارش‌می‌کرده‌اند و خود چنین‌خانه‌هایی‌داشته‌اند؟ و از این‌جور حرفها. مجبور شدم بروم در جمع‌خانم ها به‌رفع‌اشتباه‌. گفتم‌: خانم ها! این‌قضیه‌مانند آن‌شد که‌کسی‌گفت‌: خسن‌و خسین‌دو دختران‌معاویه‌بودند که‌بالای‌مناره‌مصر گرگ‌آنان‌را درید. و کسی‌که‌شنید گفت: ‌خسن‌و خسین‌نبودند و حسن‌و حسین‌بودند، دختر نبودند و پسر بودند، بچه‌های‌علی‌بودند نه‌فرزندان‌معاویه‌، آن ‌ماجرا هم‌در مصر نبود و در کنعان‌بود، بالای‌مناره‌نبود و ته‌چاه‌بود و اصلاً گرگی‌در کار نبود و اصل‌داستان‌ساختگی‌ بود. بعد گفتم‌اولاً که‌صاحب‌این‌خانه‌در دوره‌ناصرالدین‌شاه‌بوده‌و مرحوم‌بروجردی‌معاصر است‌، ثانیاً صاحب‌ این‌خانه‌تاجر بوده‌و بروجردی‌روحانی‌، ثالثاً مرحوم‌بروجردی‌در قم‌زندگی‌می‌کرده‌و این‌خانه‌در کاشان‌است‌و دست‌آخر این‌که‌صاحب‌این‌خانه‌اصلاً بروجردی‌نبوده‌و نطنزی‌بوده‌است‌. عجیب‌است؛‌دانشجوی‌تاریخ‌باشی‌و این‌قدر پرت؟

 

همان‌محله‌، خانه‌طباطبایی‌

سر راه‌، مرقد امامزاده‌سلطان‌امیر احمد را دیدیم‌که‌می‌گویند نواده‌امام‌جواد است‌. اصل‌بنا ایلخانی‌به‌نظر می‌رسد و گنبد مخروطی‌آن‌درست‌شبیه‌گنبد ابولؤلؤ است‌ولی‌تزئینات‌پیشانی‌بنا قجری‌است‌با شیری‌و خورشید خانومی‌و چه‌خنک‌. آخر چه‌ارتباطی‌است‌میان‌امامزاده‌و شیر و خورشید؟ جلوی‌امامزاده‌هم‌قبرستان‌کوچکی‌است‌و ما که‌از آن‌می‌گذشتیم‌« ناله‌و افغان‌و آهی ‌» از آن‌بلند نبود و یحتمل‌که‌از زمان‌دفن‌آخرین‌اموات‌ـ رحمة‌اللّه‌علیهم‌اجمعین‌ـ در آن‌مدت ها گذشته‌باشد.   

اما طباطبایی‌تاجر فرش‌بوده‌است‌و خانه‌او 110 سال‌قدمت‌دارد و کار بنای‌آن‌هم‌10 سال‌طول‌کشیده‌است‌. این‌خانه‌هم‌طبق‌معمول‌اندرونی‌دارد و بیرونی‌و بهارخواب‌و شاه‌نشین‌و گوشواره‌ها و حوضخانه‌و... پنجره‌های‌گچی‌ ـ شیشه‌ای‌شاه‌نشین‌معرکه‌است‌در زیبایی‌و ظرافت‌، و اُرسی‌ها همچنین‌. یک‌طرف‌هم‌خدمه‌نشین‌و مطبخ‌است‌وجالب ترین‌دیدنی‌این‌خانه‌فضای‌زیر بادگیر بود که‌ورودی‌اش‌کوتاه‌بود و آقای‌پرنیان‌بردمان‌تو، البته‌دو سه‌نفرمان را،‌چون ‌محوطه‌کوچکی‌است‌. بالایش‌فضایی‌استوانه‌ای‌است‌که‌باد را پایین‌می‌آورد و در پائین‌دو کانال‌، مانند دو دست‌باز آدم‌کشیده‌اند که‌باد خنک‌را به‌طرفین‌محوطه‌زیر زمین‌هدایت‌می‌کند. و خانه‌ای‌این‌چنین‌، تا سال‌1372 در اختیار افغانی‌ها بوده‌است‌. در یکی‌دو تا از اتاق ها هم‌فروشگاه‌کتاب‌و عکس‌و صنایع‌دستی‌است‌که‌در آنها چرخی‌زدم‌وجالب‌کتابی‌بود به‌نام‌« تاریخ‌اشرار کاشان‌ » اثر آیت‌اللّه‌عبدالرسول‌مدنی‌کاشانی‌. از قسمت‌صنایع‌دستی‌هم‌یک ‌روسری‌خریدم‌برای‌خانمم‌. بعد همه‌جمع‌شدند در حیاط‌و از زور خستگی‌وا رفتند و از اتاقی‌که‌تبدیل‌شده‌به ‌بستنی‌فروشی‌و این‌جور چیزها، کیم‌خریدیم‌و نشستیم‌به‌کیم‌خوردن‌.

 

همان‌محله‌، خانه‌عباسیان‌

این‌خانه‌منزل‌شخصی‌سید ابراهیم‌تاجر کاشانی‌بوده‌است‌که‌180 سال‌پیش‌ساخته‌شده‌ولی‌حدود 100 سال‌ پیش‌فردی‌به‌نام‌عباسی‌بیرونی‌خانه‌را خریده‌و از آن‌پس‌خانه‌به‌نام‌او و خانواده‌اش‌مشهور شده‌است‌. سطح‌خانه‌ طبق‌معمول‌پست‌تر از بیرون‌است‌. خانه‌عباسیان‌درندشت‌و بزرگ‌است‌و خانم‌راهنما به‌سرعت‌فقط‌توانست‌ بخش هایی‌از آن‌را نشانمان‌دهد؛ پنج‌دری‌و تالار سرپوشیده‌با نورگیر کلاه‌فرنگی‌و حجاب‌بالا و پایین‌و آشپزخانه‌وتالاری‌دیگر با تزئینات‌خاص‌گچی‌روی‌کاهگل‌با پنجره‌ها و نورگیرهای‌گچبری‌شده‌ای‌که‌معرکه‌است‌در ظرافت‌وزیبایی‌و اندرونی‌و زیرزمین‌که‌رختشوی خانه‌آنجا قرار دارد و سرداب‌و پس‌سرداب ها و حوضخانه‌با غرفه‌کوچکی‌درجنب‌آن‌که‌کار یخچال‌را می‌کرده‌است‌و اینها بخش‌کوچکی‌از بنا بود که‌دیدیم‌و زدیم‌بیرون‌تا به‌خانه‌عامری‌ها برسیم‌.

 

همان‌محله‌، خانه‌عامری‌ها

جوان‌راهنما می‌گوید اصل‌بنای‌خانه‌عامری‌ها متعلق‌است‌به‌دوره‌زندیه‌و 330 سال‌قدمت‌دارد. خانه‌آسیب‌فراوانی‌دیده‌است‌و فعلاً به‌صورت‌گسترده‌ای‌به‌بازسازی‌آن‌مشغول‌اند و قصدشان‌این‌که‌آن‌را به‌هتلی‌تاریخی‌ تبدیل‌کنند. در این‌خانه‌دو چیز جالب‌و اختصاصی‌وجود  دارد که‌در سایر خانه‌های‌تاریخی‌کاشان‌نیست‌؛ یکی‌گریزگاهی‌حفر شده‌در زمین‌که‌اهالی‌می‌توانسته‌اند از طریق‌آن‌به‌بیرون‌بگریزند و دیگری‌حمام‌اختصاصی‌‌خانه‌که‌هم‌زنانه‌دارد و هم‌مردانه‌. در کنار خانه‌عامری‌ها خانه‌یوسفیان‌قرار دارد که‌آن‌را هم‌به‌سرعت‌بازدیدی‌ کردیم‌و اینچنین‌دیدار ما از خانه‌های‌کاشان‌به‌پایان‌رسید.

اما در مورد این‌خانه‌ها یک‌نکته‌جالب‌این‌است‌که‌سازندگان‌هیچ‌یک‌مشخص‌نیستند و اسم‌و رسمی‌از آنان‌درجایی‌از بنا به‌جا نمانده‌است‌و یک‌نکته‌دیگر این‌که‌ما در حین‌بازدید، هیچ‌جا از دستشویی‌ها بازدید نکردیم‌؛ نه‌خودمان‌یادمان‌بود و نه‌راهنماها چیزی‌گفتند. این‌را از این‌بابت‌می‌گویم‌که‌آقای‌مختاران‌که‌در دوران‌دبیرستان‌دبیرجامعه‌ شناسی‌ما بود می‌گفت: برای‌این‌که‌بدانیم‌در خانه‌ای‌نظافت‌رعایت‌می‌شود یانه‌، نباید به‌دیدن‌اتاق پذیرایی‌ آن‌بسنده‌کنیم‌بلکه‌باید دستشویی‌خانه‌را هم‌دید.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩
تگ ها :