ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

تاریخ و کلام

کلام علم اثبات اعتقادات و دفاع از درستی باورهای دینی است. از آنجایی که همه ادیان و مذاهب تعالیم خود را مطابق با حقیقت و پیروان آنها خود را مکلف به دفاع از عقاید خویش می دانند، معمولا در تمامی ادیان و مذاهب یک سیستم کلامی شکل گرفته است تا به این وسیله عقاید و تعالیم آن دین و مذهب اثبات شود و به سؤالات و شکوک و شبهات مطرح شده توسط مخالفان پاسخ داده شود. اما تاریخ به عنوان یک علم عبارت است از گزارش و روایت وقایع پیشین. بر این اساس تاریخ و کلام از یکدیگر متفاوت و متمایزند و این تفاوت و تمایز حداقل دراین موارد برجسته است:


١.  موضوع

موضوع علم کلام عقاید و باورهای دینی و مذهبی است ولی موضوع تاریخ وقایع گذشته است.

٢.  زبان

از نظر زبان باید به این نکته اشاره کرد که ادبیات و لحن کلام قطعی است و اصولا اثبات عقاید و دفاع از شبهات دینی با زبانی صریح و قاطع صورت می گیرد. بر این اساس متکلمین با « اما » و « اگر » و « شاید » و « احتمالا » و کلماتی مشابه این کلمات سخن نمی گویند؛  قطعی سخن می گویند تا تکلیف مخاطبان خود را نیز روشن سازند. اما در تاریخ بخصوص در دوره های اخیر، لحن سخن جز این است و گزاره ها معمولا قطعی نیستند به این دلیل که روایت های مختلف تاریخی اطمینانی تام برای مورخان ایجاد نمی کنند و به قول یکی از مورخان می توان آنها را به خاطره ای مبهم از حادثه ای که اتفاق افتاده تشبیه کرد. بر این اساس مورخان بر خلاف متکلمان بیشتر از واژه های « اما » و « اگر » و « احتمالا » و « شاید » بهره می برند. جالب اینکه ابراز گزاره های قطعی نقطه قوت کار متکلمین قلمداد می گردد، اما در عرصه تاریخ به کار بردن گزاره های قطعی با نقد و خرده گیری روبرو می شود.

٣.  عینیت

کلام مدعی آن است که گزاره های آن کاملا عینی هستند. یعنی گزاره هایی که متکلمان مطرح می کنند، گزاره هایی منطبق بر واقعیت هستند. مثلا مفهوم خداوند همان است که در کلام مطرح شده است، معنی واقعی نبوت همان است که در یک دستگاه کلامی فهم و بیان می گردد یا معاد و حتی جزئیات آن منطبق بر گزاره های متکلمین است. اما در تاریخ بحث عینیت بسیار پردامنه است و مورخان دقیق النظر تمامی گزاره های تاریخی را کاملا عینی نمی دانند. تاریخ گاهی مدعی عینیت است و گاهی نیست و این به دلیل توجه به ماهیت پیچیده حوادث تاریخی است.

۴.  نگاه به وقایع تاریخی

نگاه و رویکرد متکلمین به تاریخ و وقایع تاریخی گزینشی است. به این معنی که آنان در مراجعه به تاریخ، در میان انبوهی از حوادث و رخدادها، آنچه را برای تکمیل پروژه خود لازم می دانند برمی گزینند و مطرح می کنند. اما مورخ بما هو مورخ غالبا جامع نگر است. البته هر مورخی نیز سرانجام دست به انتخاب می زند، اما آنچه کار مورخ را از کار متکلم متمایز می سازد، سبب و هدف این انتخاب است. متکلم در انتخاب خود، به دنبال اثبات یک باور یا عقیده خاص است، اما مورخ بما هو مورخ از چنین انگیزه و هدفی پیروی نمی کند و هرگاه چنین کند، در حقیقت از ماهیت تاریخی خود فاصله گرفته؛ به قلمرو کلام نزدیک شده یا به آن عرصه پا نهاده است.

۵.  نقد روایات تاریخی

کلام و تاریخ از این منظر نیز متفاوت اند: متکلمین روایت های تاریخی را که هماهنگ و یا مؤید استدلال های خود بدانند، چندان مورد بررسی و انتقاد قرار نمی دهند. از آن سو چنانچه گزارشی تاریخی با گزاره های مقبول آنان ناسازگار باشد، تردیدی در انکار آن به خود راه نمی دهند. اما مورخین در صورت پایبندی به ماهیت خود، قادر به پذیرش هیچ روایت تاریخی بدون نقد و ارزیابی نیستند و طبیعتا از نقد گزارش هایی که مبنای اعتقادات قرار گرفته نیز پرهیز نمی کنند ( و این یکی از مشکل آفرین ترین بخش های کار مورخان است ). عمیق ترین دوگانگی میان کلام و تاریخ در همین عرصه بروز می کند. زیرا معمولا میان برخی روایت های تاریخی و برخی گزاره های اعتقادی تفاوت ها و گاه حتی تناقض هایی وجود دارد که معمولا مورخان و متکلمان را رو در روی هم قرار می دهد. یافتن راه حلی فراگیر برای این دو گانگی ظاهرا میسر نباشد ولی شاید بتوان با تمرکز بر روی هر مورد خاص آن را به نحوی توجیه و تأویل کرد.

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :