ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

« اندر فواید خاموشی »

از دفتر یک مجله تاریخی، مقاله ای فرستاده اند تا آن را داوری کنم. نثر و نیز محتوای مقاله چندان ضعیف است که نمی توان توصیف کرد. ای کاش می شد بخش هایی از آن را منتشر می کردم تا معلوم شود که گاهی خواندن چنین متونی تا چه حد سخت و جانکاه است.


روال کار در دانشگاههای ما اینچنین است که اساتید برای ترفیع و گرفتن پایه سالیانه و نیز ارتقاء رتبه دانشگاهی خود حتما باید به تعداد کافی مقاله بنویسند و در مجلات معتبر منتشر کنند. دانشجویان دوره دکترا نیز تنها وقتی می توانند از پایان نامه خود دفاع کنند که یک و گاه دو مقاله از متن پایان نامه استخراج کنند و در مجلاتی که دارای درجه علمی- پژوهشی هستند چاپ کنند. این اجبارها باعث شده که همه ناچار به مقاله نویسی روی بیاورند و این اگرچه ظاهرا بد نیست اما نتیجه آن همیشه هم مطلوب نیست. نویسندگی عرصه ای است جدا از سخن و تدریس و شرایط و لوازم خاص خود را می طلبد. ممکن است فردی معلم خوبی باشد، اما نویسنده خوبی نباشد یا اینکه نویسنده خوبی باشد که توانایی معلمی نداشته باشد. در این میان، حدیث مقالات مستخرج از پایان نامه ها به قول بیهقی « حکایتی است پر آب چشم »...

به هر حال گره زدن ترفیع و ارتقاء اساتید و نیز فارغ التحصیل شدن دانشجویان دوره دکترا به نوشتن و چاپ مقاله، شرایط نامناسبی را به وجود آورده است که وارد جزئیات آن نمی شوم و می گذرم. اما مناسب می دانم در این باره به سخن یکی از اساتید دانشمند و نکته سنج اشاره کنم که در این باره جمله ای گفته است شنیدنی. این جمله بهترین توصیف از این سبک مقاله نویسی است. این استاد ارجمند یک بار گفته بود:

« کار بعضی ها که مقاله می نویسند تا امتیاز بگیرند، به اندازه ای ضعیف است که بهتر است به آنها امتیاز بدهیم به شرط اینکه تعهد کنند دیگر مقاله ننویسند ».

این سخن حکیمانه گویی نسخه جدیدی از حکایت مشهور سعدی است در کتاب گلستان؛ در باب « اندر فواید خاموشی »:

« ناخوش آوازی ببانگ بلند قرآن همی خواند. صاحبدلی برو بگذشت. گفت: ترا مشاهره [( حقوق ماهیانه)] چندست؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمت خود چندین چرا همی دهی؟ گفت: از بهر خدا می خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.

گر تو قرآن برین نَمَط خوانی

ببری رونق مسلمانی ».  

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸٩
تگ ها :