ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

هوا پس است !

 روزهای آخر هفته گذشته را همراه همسرم به یک مسافرت پیش بینی نشده رفتیم. بلیط رفت و برگشت اهواز گرفتیم؛ سه شنبه غروب رفت، و پنج شنبه غروب برگشت. رفتن بی مشکلی انجام شد و از اهواز هم به راحتی رفتیم بهبهان. اما برای برگشتن؛ بسی افتاد مشکل ها؛


پنج شنبه صبح از آژانسی که از آن بلیط گرفته بودیم، زنگ زدند که پرواز اهواز به مشهد کنسل شده است به این دلیل که هواشناسی گفته است برای نشستن هواپیما در مشهد هوا مناسب نیست. گفتیم خوب چه باید کرد؟ گفتند به جای غروب باید بلیط پروازی را که آخر شب انجام می شود بگیرید و زودتر هم اقدام کنید که پر نشود. گفتم خودتان این کار را برای ما انجام دهید. منشی آژانس گفت: ما بلیط آن شرکت خاص را نمی فروشیم. پرسیدم از کجا می توان بلیط آن را تهیه کرد؟ گفت: متعلق به شرکت خاصی است و دفاتر فروش آن نیز بسیار محدود است. گفتم آیا برایتان مقدور نیست که بلیط دو سره از اهواز به تهران و از تهران به مشهد برایمان رزرو کنید؟ گفت: چرا؛ 4 بعد از ظهر می توانید از اهواز به تهران بروید و 11 شب از تهران به مشهد. گفتم پس این کار را بکنید. گفت: مقدور نیست به این دلیل که شما مشهد نیستید و بلیط به دست تان نمی رسد. گفتم. لابد در این دنیای ارتباطات و اینترنت باید راهی باشد. گفت: هیچ راهی نیست و من هم بیش از این نمی توانم برایتان کاری انجام دهم. گفتم: ببخشید بیش از کدام " این "؟ مگر شما برای ما چه کاری کرده اید؟ تماس با بگو مگویی نه چندان مهربانانه ختم شد.

فوری دست به کار شدم که بلکه بتوانم بلیط دیگری تهیه کنم. سالهاست که در شهر زادگاهم (بهبهان) سکونت ندارم و چم و خم انجام کاری را در آنجا بلد نیستم. با یکی از خویشاوندان نزدیک تماس گرفتم. گفت: در شهر تنها یک دفتر فروش بلیط هست و خوشبختانه مسؤول آن هم آشناست. تماس گرفت و خبر داد که برای فردای آن روز یعنی جمعه صبح بلیط اهواز – مشهد موجود است. تلفنی بلیط رزرو کردیم و راه افتادیم برویم بلیط ها را تحویل بگیریم، اما سر راه تا از خودپرداز پول برداشت کنم، از آژانس مشهد زنگ زدند که پرواز کنسل شده دوباره برقرار شده است. گفتم: من برای فردا بلیط خریداری کرده ام، اگر آن را پس دادم و شما دو سه ساعت بعد دوباره تماس گرفتید که بازهم هوا پس است و پرواز امروز کنسل شده چه باید کرد؟ منشی آژانس گفت: نمی دانم؛ هر جور خودتان صلاح می دانید عمل کنید. به هر حال دل به دریا زدم و به امید انجام پرواز خودمان، بلیط صادر شده را به محض تحویل گرفتن باطل کردم و البته 10 درصد زیان آن را هم از جیب مبارک پرداخت نمودم. غروب پرواز بدون مشکل انجام شد و هوای مشهد هم خوب بود و هواپیما راحت نشست.

صبح در آن هول و ولا یادم نبود، ولی بین راه که می آمدیم با خودم فکر کردم که آیا اگر هوا مشکل داشت، نمی توانستند پرواز را با تأخیر انجام دهند؟ مگر خانم منشی آژانس نمی گفت که یک پرواز ساعت 11 شب از اهواز به مشهد می رود و یک پرواز نیز در همین ساعت از تهران به مشهد خواهد رفت؟ خوب پرواز غروب اهواز به مشهد را هم می توانستند با سه چهارساعتی تأخیر برگزار کنند. آیا واقعا سیستم هواشناسی ما اینچین ناکارآمد است که الآن اوضاع جوی را پیش بینی می کند و دو سه ساعت بعد، نظرش عوض می شود؟ عقلم البته به جایی قد نداد و از راز این ماجرا سر در نیاوردم. به هر حال آخرین روز سفر ما به خوف و رجاء پس بودن هوا و لغو پرواز و خرید بلیط و کنسل کردن آن و پرداخت جریمه گذشت، بدون اینکه کسی از ما و دیگر کسانی که احتمال مانند ما گرفتار این مسأله شده بودند، عذرخواهی کند یا از دلمان در بیاورد. من یک بار دیگر به مناسبتی در همین وبلاگ نوشته بودم که به نظر من: احترام به انسان و کرامت و حقوق او، از عرصه سیاست و قضاء و این قبیل امور شروع نمی شود بلکه از خانه و کوچه و خیابان و اتوبوس و آژانس و سفر و اداره و چنین جاها باید آغاز شود. ما تا احترام گذاشتن به یکدیگر و حقوق مشترکمان را در این گونه موارد به ظاهر ساده نیاموزیم و به کار نبندیم، نباید انتظار داشته باشیم در عرصه های کلان به چنین ارزش ها و رفتارهایی خو کنیم.     

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها :