ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

روان سرهنگ

از اواخر سال گذشته، دانشگاه فردوسی رستورانی برای اساتید و پرسنل دانشگاه راه اندازی کرده است که ظهرها با قیمت و کیفیت قابل قبولی نهار عرضه می کند.


این کار برای حل مشکل اساتیدی که ظهرها در دانشگاه می مانند، بسیار مفید است. اما از این گذشته، راه اندازی این رستوران فواید دیگری هم داشته است که یکی از مهم ترین آنها فراهم آمدن فرصت دیدار دوستان با یکدیگر است. بسیاری از اساتید دانشگاه با هم دوستی ها و آشنایی های دور و نزدیکی دارند، اما به دلیل فعالیت در دانشکده های مختلف، معمولا کمتر همدیگر را دیدار می کنند. اکنون این رستوران این مشکل را تا اندازه ای حل کرده است؛ چون هنگام مراجعه برای صرف نهار، دوستان و همکاران در این مکان محدود به هم می رسند، حال و احوالی می کنند و گاه فرصت می یابند تا نهار را بر روی یک میز و در کنار هم صرف کنند. در این دیدارهای کوتاه و بلند حرف ها و صحبت های مختلفی رد و بدل می شود.

دو سه روز پیش در رستوران یکی از دوستانم را که متخصص روانشناسی است، دیدم. همراه دو تن از همکاران دیگر دور یک میز نشستیم و نهار خوردیم. هنگام صرف نهار، سخن کشید به دنیای سیاست و رفتار سیاستمداران و حوادث اخیر در کشورهای عربی. حرف از رهبر لیبی، سرهنگ معمر قذافی، به میان آمد که مردمی را که در خیابان های این کشور علیه او تظاهرات می کنند به گلوله می بندد و اخیرا هم اعلام کرده است که مردم به دلیل مصرف قرص های روان گردان به خیابانها آمده اند. دوست روانشناسم به این مناسب به بیماری روانی بعضی آدم ها اشاره کرد؛ ایشان معتقد بودند اینکه سیاستمداری خود را به تجاهل بزند و برای کوبیدن مخالفان خود، نسبت هایی غیرواقعی به آنان بدهد، امری معمول است و تعجب برانگیز نیست؛ همیشه عده ای هستند که با علم و آگاهی به غیرواقعی بودن سخنان خود، با هدفی معین به مخالفان خود نسبت هایی می دهند. من هم تأیید کردم که بله در طول تاریخ از این گونه اتفاقات زیاد افتاده است. اما دوست روانشناس ادامه داد؛ آنچه فراتر از این و بسیار خطرناک است، این است که آدم دروغی را که می گوید، خودش هم باور داشته باشد. یعنی وقتی چنین حرف های نادرستی را به زبان می آورد، یقین داشته باشد که آنها راست اند. ایشان معتقد بود هیچ انسان سالمی نمی تواند روبروی دوربین هایی که تصویر او را در تمامی دنیا پخش می کنند، بنشیند و خطاب به میلیونها نفر، به این راحتی دروغ بگوید. او معتقد بود که این دیگر سیاست و سیاستمداری نیست بلکه نوعی اختلال روانی است. براین اساس نتیجه گرفتیم که بحث قرص های روان گردان منتفی است، باید فکری به حال روان سرهنگ کرد.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩
تگ ها :