ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

تکرار تاریخ ؟!

جملاتی مانند « تاریخ تکرار می شود » ، « باز هم تاریخ تکرار شد » و یا برخی گزاره های مشابه را گاهی هنگام رخ دادن واقعه ای از زبان این و آن می شنویم. معمولا در این موارد، گویندگان چنین جملاتی، واقعه ای را که بعد از واقعه ای دیگر رخ داده، و به نظر آنان منطبق با واقعه قبلی است، مصداق تکرار تاریخ معرفی می کنند، اما واقعیت این است که این سخن مشهور، اصل و پایه ای ندارد و تنها ناشی از یک خطای معرفتی است. به این دلیل که


الف. اگر یک واقعه تاریخی را اتفاقی بدانیم که به علل و دلایلی خاص، به دست فاعلانی  مشخص، در زمان و مکانی معین رخ داده است و تأثیراتی ویژه بر جای نهاده است، باید گفت امکان تکرار چنین واقعه ای هرگز وجود ندارد، زیرا در واقعه دوم، نه علتها و دلایل عینا تکرار می شوند، نه  فاعلان واقعه پیشین حضور دارند، نه زمان حادثه، زمان واقعه قبلی است و نه معمولا مکان واقعه اول، کاملا دست نخورده باقی مانده است. مسلما کمیت و کیفیت تأثیرات دو واقعه نیز نمی توانند مانند هم باشند.

ب. نکته دوم اینکه حکم دادن به تکرار واقعه ای تاریخی، مستلزم این است که قائلین به آن ادعا کنند؛ حقیقت واقعه اول و دوم را کاملا دریافته اند و مقایسه کامل آنها با هم نشان داده است که این دو واقعه از هر نظر منطبق برهم هستند. اما این ادعایی است که هیچ مورخی ( به معنی دقیق کلمه ) توان مطرح کردن آن را ندارد. زیرا درک تمامی ابعاد یک واقعه تاریخی نه منطقا و نه در عمل  ممکن نیست .

ظاهرا آنچه منجر به صدور چنین جملات و ادعاهایی می شود، تنها مشابهت هایی است که گاه میان دو واقعه وجود دارد. این مشابهت ها ممکن است کم نباشند، ولی هیچ گاه بیشتر از تفاوتهای موجود میان آن دو واقعه نیستند. نتیجه آنکه  این تنها نوعی ساده اندیشی است که از وجود شباهت هایی کلی  میان دو واقعه، چنین نتیجه گرفته شود که واقعه دوم تکرار واقعه اول است.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :