ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

آن سالها

یکی دو هفته  پیش که استاد دکتر دشتی از دنیا رفتند، چند بار با خود فکر کردم که آیا من از ایشان عکسی دارم یا نه؟ هر چه فکر کردم به یاد نیاوردم که از ایشان عکسی گرفته باشم یا اینکه با هم عکسی گرفته باشیم. تا اینکه چند شب پیش، مطابق معمول پیش از خواب فکر و خیال می کردم. باز این سؤال به ذهنم رسید و جالب اینکه این بارپاسخ مثبت آن هم بلافاصله به یادم آمد.

اردی بهشت ماه سال 1368 که مصادف با ماه رمضان بود، بعد از ظهر همراه دانشجویان گروه (که آن موقع شمارشان 12-10 نفر بیشتر نبود) و اساتید با یک دستگاه اتوبوس دانشگاه به بازدید مقبره ارسلان جاذب در جاده مشهد - فریمان رفته بودیم. یادم آمد که آقای دکتر دشتی هم همراه ما آمدند. بلافاصله یادم افتاد که از آن اردو یک عکس دارم. عکسی که اتفاقا کیفیت چندان مناسبی ندارد، ولی تنها یادگاری آن اردوست. بنابراین مطمئن شدم که آقای دکتر دشتی هم در آن عکس حاضر بودند. فردایش گشتم  و آن عکس را پیدا کردم. این همان عکس است.

  

 

ردیف ایستاده از راست: 1- ؟ راننده اتوبوس دانشگاه، 2- فسنقری، 3- حیدرنیا، 4- قنوات، 5- سزاوار، 6- مرحوم سلطان زاده مدیر امور عمومی دانشکده، 7- دکتر سعیدی، 8- گلوی ، 9- سیدی، 10- بیک

ردیف نشسته از راست: 1- ؟ راهنمای میراث فرهنگی، 2- دکتر جلیلی، 3- طراوتی، 4- کمالی کارشناس آموزشی دانشکده، 5- مرحوم دکتر دشتی

 

 

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها :