ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

باغ آفت زده

یکی دو هفته پیش، فرصتی پیش آمد که همراه چند تن از دوستان سفری برویم کاشان. صبح اولین روز اقامتمان در این شهر همراه میزبان بزرگوارمان که تمامی زحمت این سفر به گردن او افتاد، رفتیم به دیدن باغ فین.


 در حین قدم زدن در باغ، در باره راه افتادن رشته باستانشناسی در دانشگاه کاشان سخن می گفتیم. یکی از همراهان ابراز داشت که تا پیش از انقلاب، باستاشناسانی که در ایران به انجام کاوش مشغول بودند، به این رشته و متخصصان داخلی آن اجازه رشد نمی دادند، به این دلیل که قصد داشتند کار کاوش در محوطه های باستانی ایران را خود انجام دهند و آثار به دست آمده را نیز به کشورهای خود منتقل نمایند. من گفتم: باید به آن باستانشناسان خارجی آفرین گفت که آمدند در کشور ما کاوش کردند و بسیاری از آثار ما را نیز با خود بردند. اگر آنان این کار را نمی کردند، امروز، همان آثاری هم که از ایران خارج شده و در موزه ها و مجموعه های خارج از کشور موجود است، به دست ما از بین رفته بود. اکنون این سخن خود را تکرار و با ذکر یک نمونه تکمیل می کنم:

گفتم که ما در حال قدم زدن در باغ فین، با هم از این سخنان می گفتیم. سرنوشت این باغ خود نمونه ای از برخورد ناشیانه و مخرب ما با آثار و اماکن تاریخی است. باغ فین یکی از مهم ترین و مشهورترین اماکن تاریخی کاشان است. فین نام یکی از روستاهای بزرگ کاشان است که در دامنه کرکس کوه واقع شده است. از دل کوه کرکس چشمه پرآبی فوران می کند به نام چشمه سلیمانیه. باغ مشهور فین در دوره شاه عباس صفوی در قریه فین و با استفاده از آب سرشار این چشمه احداث شده است. باغ و بناهای آن در دوره زندیه و نیز قاجاریه مرمت و تکمیل شده اند و در حال حاضر از دوره این سه حکومت و حکام آنها، آثار و ابنیه ای در باغ فین موجود است که بعضی از آنها نیز به سختی آسیب دیده اند. یکی از مشهورترین بناهای این باغ، حمام کوچک آن است که در سال 1268ق/1852م حاج علی خان فراش باشی (اعتمادالسلطنه)، میرزا محمد تقی خان امیر کبیر را به دستور ناصرالدین شاه در آن رگ زد.

باغ فین در طول سال بازدید کنندگانی دارد که کثرت آنها در اردی بهشت ماه که ایام گلاب گیران است، به نهایت می رسد. یکی از عوامل زیبایی و جذابیت باغ فین، سروهای بلند، قطور و کهن سال این باغ است. فین دارای سروهایی است که بیش از صد سال از عمر آنها می گذرد. نهرهای جاری در زیر این درختان کهنسال در بهار و تابستان و پاییز و زمستان زییا و دیدنی است. من خود چند سال پیش که مدتی را در دانشکده ادبیات دانشگاه کاشان تدریس می کردم، این فرصت را داشتم تا گاه و بیگاه، در روزهای معتدل پاییز کاشان، به باغ فین که معمولا در چنین ایامی خلوت است، سر بزنم و دقایق و گاه ساعاتی را در کنار این سروها و نهر آب چشمه سلیمانیه بگذرانم. بعد از آن نیز بارها به کاشان و باغ فین سر زده ام. اما این بار دیدار از فین نه تنها خوش نگذشت و لذتی نداشت بلکه موجب دلتنگی و ملالت شد. به این خاطر که تقریبا تمام آن سروهای صد ساله و سرسبز و زیبای فین خشکیده اند. من مدتی قبل خبر خشک شدن سروها را شنیده بودم، اما تصور نمی کردم تعداد درختان خشکیده این قدر زیاد باشد. قبلا در گزارشی خوانده بودم که دلیل خشک شدن این درختان کهنسال، خاک دهی نامناسب بوده است؛ آمده اند و چند متری پای درختان را کنده اند تا خاک آنها را تعویض کنند، ولی به دلیل ریختن خاک نامناسب در پای درختان، موجب خشک شدن آنها شده اند. البته میزبان محترم ما گناه خشک شدن سروها را به سرمای سخت دو سه سال گذشته نسبت می داد. اما ایشان خود به مشکل دیگری هم اشاره می کردند و آن اینکه نهرهای آب جاری در فین که با موزاییک فرش شده اند، در طول سال جرم می گیرند، آن وقت حضرات آمده اند و برای تمییز کردن جرم ها، آهک – یا به قولی مواد شوینده شیمیایی – در نهرها ریخته اند. به هر حال هر چه بوده و هر چه شده نتیجه اش خشکیدن درختان صد ساله فین بوده است.

حالا اگر چه خنده دار است، اما آیا جای آن ندارد که آدمی بگوید: چه خوب می شد اگر گیرشمن فرانسوی که هشتاد سال پیش تپه های تاریخی سیلک را در یکی دو کیلومتری فین کاوش کرده و حتما چیزهایی را هم با خود به فرانسه برده، می توانست همین باغ فین را هم بار بزند و ببرد در گوشه ای از خاک فرانسه قرارش دهد؟ به نظر شما اگر این اتفاق می افتاد، امروز سروهای سرسبز صدساله فین اینچنین به چوب خشک تبدیل می شدند؟  

  
نویسنده : ; ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها :