ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

چهارگانه

در مرو، پریر، لاله آتش انگیخت

دی نیلوفر، به بلخ، در آب گریخت

در خاک نشابور، گل امروز آمد

فردا به هری، باد، سمن خواهد بیخت

مهستی گنجوی

گاهی که در حین مطالعه به مطلب جالبی، سخنی، شعری و یا برداشت تازه ای می رسم، دوست دارم  آن را به بهانه ای با دیگران هم در میان بگذارم. کلاس ها جای خوبی برای این کار هستند. به هر حال در طول یکی دو ساعت حرف زدن در کلاس، فرصتی پیش می آید که به بهانه ای آن را مطرح کنم. اما گاهی هم دلم می خواهد آن را در وبلاگ بنویسم. بعضی وقت ها هم این کار را می کنم. رباعی را که در بالا آمد، دوسه روز پیش در کتاب مار در بتکده کهنه دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی دیدم.

این رباعی از مهستی گنجوی شاعره سده 6ق و معاصر سلجوقیان است. از زندگانی او اطلاعات دقیقی در دست نیست. حتی دیوان او هم باقی نمانده است. آنچه از او مانده، اشعار پراکنده ای در میان کتب و تذکره هاست. مهستی در این چهارگانه (رباعی) زیبا، از چهار مکان (مرو، بلخ، نیشابور و هری یا همان هرات) نام برده، به چهار زمان (پریر یا همان پریروز، دی یا همان دیروز، امروز و فردا) اشاره کرده و چهار عنصر (آتش، آب، خاک و باد) را که اساس هستی اند، بر شمرده است.  

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها :