ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

اندر فایده مختارنامه

مدتی پیش پستی را به سریال مختارنامه اختصاص دادم. این هفته این سریال با پخش چهلمین قسمت آن به پایان رسید. اکنون باز هم می خواهم در باره این سریال حرف بزنم؛ البته قصد نقد و بررسی آن را ندارم بلکه از منظری دیگر در باره این فیلم سخن خواهم گفت. راستش من به یک دلیل خاص از ساخت و پخش این سریال بسیار خوشحال شدم. لازم است برای توضیح این خوشحالی مدتی به عقب برگردم:


من کار وبلاگ نویسی را به صورت جدی از سال 1386 شروع کردم و وبلاگی به نام «ماهروز» به راه انداختم. آن اوایل پست ها را با فاصله کمی می نوشتم و منتشر می کردم. نوشته های نسبتا کوتاهی نیز به صورت آماده داشتم که این کار را برایم میسر می کرد. فکر می کنم در دومین یا شاید سومین پست وبلاگ ماهروز، مقاله کوتاهی گذاشته بودم در باره مردم کوفه. در آن مقاله بر اساس منابع متعدد تاریخی گفته بودم که جمعیت کوفه ترکیبی از اعراب شمالی، اعراب جنوبی و ایرانیان بود. آنجا توضیح داده بودم که این ایرانیان و نسل دوم و سوم آنان همانند اعراب در کلیه حوادث سده اول هجری در شهر کوفه حضور داشتند و این حضور نه یکسره مثبت بود و نه یکسره منفی. عده ای از ایشان از یاران امام علی بودند. عناصری از این قوم در کربلا در کنار امام حسین بودند و گروهی قابل توجه از ایشان در سپاه مختار بن ابی عبیده ثقفی حضور داشتند. از آن سو در جناح مقابل نیز گاه عناصر و افرادی از ایرانیان حضور داشتند. به نمونه هایی نیز اشاره کرده بودم. مقاله کوتاه من مقاله ای کاملا علمی و مستند بود و هیچ نسبتی با دعواهای قومی و مذهبی نداشت. مستنداتش هم به اندازه ای قوی بود، که به هیچ وجه نمی شد در باره آنها تردید کرد.

این مقاله در اولین روزهای راه اندازی وبلاگ ماهروز اتفاقا خواننده چندانی هم نیافت زیرا آن اوایل شمار بازدید کنندگان از وبلاگ من در هر روز به 10 نفر هم نمی رسید. حدود یک سال بعد، یکی از دوستان قدیمی ام را بعد از سالها بی خبری به دلالت یکی دیگر از دوستان در اینترنت یافتم. دیدم که ایشان هم سایتی دارند چندساله و در آن مرتب و مفید مطالبی می نویسند. به هم لینک دادیم و پیوسته مطالب همدیگر را می خواندیم و در باره آنها گفتگوی اینترنتی می کردیم. مدتی بعد ایشان که به پست های قبلی من هم مراجعه کرده و این مقاله مختصر را دیده و پسندیده بودند در وب سایت خود که به نسبت وبلاگ من پربیینده تر بود، به آن اشاره ای کرده بودند. این اشاره مختصر باعث شده بود که یکی از سایت های متعلق به ایرانیان خارج از کشور که گرایش های خاصی دارد، با تیتری نسبتا جنجالی به این مقاله لینک بدهد. من خود از این موضوع باخبر نبودم و توسط یکی از همکاران از این ماجرا باخبر شدم. یادم می آید آن روز تعداد مراجعه کنندگان به وبلاگ ماهروز به حدود 750 نفر رسید، اما من از آنجایی که اصولا این گونه برخورد با یک مطلب علمی را قبول نداشتم، بلافاصله آن مقاله را از وبلاگم برداشتم، ولی این پایان ماجرا نبود:

چند روز بعد یکی از سایت های داخلی که آن نیز گرایشهایی خاص و البته مخالف با آن سایت اول دارد، ضمن اشاره به این مقاله و لینک آن در آن سایت، به آن حمله کرده و تهمت های عجیبی را متوجه نویسنده مقاله و افکار او کرده بود. این اتفاق باعث شد که وبلاگ ماهروز را کلا حذف کنم؛ به این دلیل که من اصولا دوست ندارم در معرکه ای حضور داشته باشم که دیگران به پا می کنند و می گردانند. این بود که مدت چند ماه کار وبلاگ نویسی را کنار گذاشم و حتی به دوستانی که مرتب از دلیل این کار می پرسیدند نیز جواب روشنی ندادم. بعد از آن بود که وبلاگ تازه ای به نام «تاریخچه» راه انداختم که بعدا به پیشنهاد استادم آقای دکتر عالم زاده دوباره نام «ماهروز» را بر آن نهادم.

اما اکنون سریال مختار نامه کار مرا راحت کرد. کارگردان فیلم به خوبی نشان داد که اولا در کوفه شمار قابل توجهی ایرانی می زیستند که بسیاری از آنان تمایلات شیعی و علوی داشتند و در حوادثی مانند قیام مختار بسیار تاثیرگذار بودند، اما تمامی این گروه همواره در جبهه شیعه و علویان نبوده اند. در این فیلم نشان داده شد که اگرچه غلام وفادار مختار یک ایرانی است، اما از آن طرف غلام وفادار شمر (رستم) نیز ایرانی است. نیز در بخش پایانی فیلم روشن شد که در یکی از آن بی وفایی های مشهور کوفیان، تنها اعراب شرکت نداشتند بلکه کلاه نمدی های ایرانی نیز به رغم آن همه حمایت از مختار، در آخرین نبرد، سر به زیر انداختند و رهبر خود را یاری نکردند. من در این ماجرا به دنبال اثبات تفاخرات ایرانی یا از آن سو نسبت دادن امور ناروا به ایرانیان کوفه نبوده و نیستم و اصولا به عنوان یک اهل تاریخ چنین حقی ندارم. در آن مقاله نیز تنها به واقعیتی تاریخی اشاره کرده بودم، اما از بد حادثه، آن سخن مستند گرفتار معرکه گیری دو گروه نامعتدل شد. اکنون خوشحالم که آقای میرباقری این واقعیت تاریخی را به خوبی در این فیلم به تصویر کشید و کار را بر ما آسان کرد. سریال مختارنامه اگر صد عیب هم داشته باشد، من از بابت این حسن و فایده آن را تحسین می کنم.

  
نویسنده : ; ساعت ۳:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :