ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

نظر و عمل

در پست پیشین به بهانه فیلم طلا و مس اشاراتی به موضوع نظر و عمل کرده بودیم. در این باره گویا دو نظر وجود دارد؛


بعضی معتقدند غور در علوم و به دست آوردن تخصص در یک رشته علمی، دیگر وقت و فرصتی برای پرداختن به کاری دیگر باقی نمی گذارد، اما بعضی نیز بر آنند که کار و عمل فی نفسه ارزشمند است و بر همگان از جمله اهل علم لازم است که در کنار مشغله های علمی به زیور فن و کاری دیگر نیز آراسته باشند. قصد ما فعلا داوری کردن در این باره نیست، اما فکر کردم شاید بد نباشد در باره یکی از افراد گروه دوم مطلبی بنویسم:

حجة الاسلام حسنی، امام جمعه ارومیه، یکی از روحانیون مشهور کشور است. شهرت ایشان به دلیل اظهار نظرهای صریحی است که معمولا در زمینه های سیاسی و فرهنگی صورت می دهند. کسانی که ایشان را می شناسند، ابراز می کنند که تفاوت وی با بسیاری دیگر این است که از صمیم دل سخن می گوید و به آنچه بر زبان می راند باور دارد و اهل ریا و نفاق و دورویی هم نیست. من در این نوشته کاری به این اظهار نظرها ندارم ولی قصد دارم با وجودی که شخصا از نزدیک آقای حسنی را ندیده ام به یک ویژگی مثبت دیگر ایشان اشاره کنم. در این باره خاطره ای دارم:

تابستان سال 1368 بعد از پایان امتحانات ترم دوم، در جریان یک اردوی دانشجویی همراه 60-70 نفر از دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه فردوسی به ارومیه رفتیم. از برنامه های جالب آن سفر دیدن دشت چالدران، قصر سردار ماکو، مرز بازرگان، رودخانه و سد ارس و همین دریاچه به این حال و روز افتاده ارومیه بود. یکی از برنامه های ما نیز دیدار با امام جمعه ارومیه یعنی آقای حسنی بود.

وقتی که برای ملاقات تعیین شده بود، به گمانم حدود 7 صبح بود. یادم می آید، صبح، جماعت ما که ساکن خوابگاهی در دانشگاه ارومیه بودیم، تا از خواب بیدار شدیم و صبحانه خوردیم، از قرار ملاقات نیم ساعتی گذشته بود، اما فکر نمی کردیم مشکلی پیش بیاید. بروز این تاخیرها و بی نظمی ها متاسفانه در میان عوام و خواص ما اتفاق عجیبی نیست، اما آن روز وقتی به منزل آقای حسنی رسیدیم، با کمال تعجب شنیدیم که «ایشان به دلیل تاخیر شما رفته اند و اکنون نیستند که با شما دیدار و برایتان سخنرانی کنند». شگفت زده پرسیدیم؛ ایشان این ساعت صبح کجا و با چه کسی قرار داشته اند؟‌ گفتند: آقای حسنی مزرعه ای دارند و کشاورزی می کنند و چون امور مزرعه را باید منظم و به موقع انجام داد، اکنون نیز برای رسیدگی به کار مزرعه به بیرون شهر رفته اند.

برگشتیم بدون اینکه آقای حسنی را دیده باشیم و پای صحبت ایشان نشسته باشیم، اما ایشان با آن رفتار خود اولا درس نظم و انضباط به ما دادند و گفتند که آدمی علاوه بر وقت خود باید به وقت دیگران هم احترام بگذارد. ثانیا گفتند که علاوه بر نظر و حرف و تحلیل و این جور چیزها باید اهل عمل و مرد کار هم بود و حتی اگر پست و مقام داشته باشی و شأن و جایگاه علمی و اجتماعی، بازهم می توانی به مزرعه بروی و کشت و زرع کنی.   

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :