ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

ویراستاری

این روزها مشغول بازبینی متن یکی از نوشته هایم بودم که قرار است در آینده نزدیکی منتشر شود. ناشر محترم آن را به دست ویراستاری سپرده که متن را ویراستاری ادبی کند. ویراستار کار خود را تمام کرده و حالا ناشر آن را فرستاده که من هم نظر بدهم و بگویم که کدام یک از اصلاحات ویراستار اعمال شود و کدام یک نشود. فکر کردم به همین بهانه در این باره مطلبی بنویسم.


ماجرای ویراستاری و داوری در جامعه علمی ما ماجرای شگفتی است؛ واقعیت اول این است که ما ویراستار حرفه ای نداریم و یا بسیار اندک داریم. اقتصاد ضعیف نشر در کشور ما به بسیاری از ناشرین اجازه نمی دهد که متن کتابی را که می خواهند منتشر کنند، به دست ویراستاری بسپارند که آن را از اغلاط و اشتباهات بپیراید و زیباتر و آراسته تر سازد. در چنین وضعی خودبخود ویراستاری به عنوان یک شغل شکل نمی گیرد و عمدتا افرادی به صورت حاشیه ای به این کار می پردازند. این افراد بیش از آن که تعلیم دیده و قواعد این کار را آموخته باشند، متکی به دانسته ها و تجربیات شخصی خویش اند.

واقعیت دوم این است که ما اصولا شیوه واحدی برای ویراستاری ادبی نداریم و تعداد شیوه نامه ها و رسم الخط ها و آیین نگارش ها به عدد موسسات و مراکز علمی و ناشرین می رسد. در چنین وضعی معلوم است که عبارت یا اصطلاح یا ترکیب و ساختاری، اینجا درست باشد و آنجا غلط. در همین نوشته، ویراستار محترم گاه صرفا بر اساس سلیقه خود عمل کرده و مثلا تمامی " این گونه " ها را به " اینچنین " تبدیل کرده، همه " اول " ها را به " نخست " برگردانده و تمام " کتب " را به " کتاب ها " تغییر داده است. در حالی که هیچ یک از این کلماتی که من یا ایشان به کار برده ایم، غلط نیست و معیار استفاده یا عدم استفاده از آنها صرفا سلیقه این جانب یا ویراستار محترم بوده است.

تعلیم ندیدگی و متکی بودن به دانسته ها و تجارب شخصی نزد ویراستاران، گاه منجر به اتفاقاتی عجیب می شود؛ مثلا ویراستار تصور می کند که نام کتب یا آدم ها را هم باید ویراستاری و اصلاح کرد و یا این که به جای هر کلمه دخیلی باید وا‍ژه ای فارسی به کار برد. سیستم ثبت اعداد کوچک و بزرگ نزد ویراستاران نیز بلبشویی است که تنها باید دعا کرد کسی گرفتار آن نشود. این موارد همه البته ناشی از آشفتگی است که در دستور زبان، رسم الخط و آیین نگارش ما وجود دارد. متاسفانه تلاش های درست یا نادرست فرهنگستان ها هم در این زمینه نتیجه ای نبخشیده و شاید بتوان گفت تنها بر این آشفتگی افزوده است. یک دلیل مهم این است که تصمیمات فرهنگستان ها در این زمینه هیچ ضمانت اجرایی ندارد.

به هر حال خوشبختانه دیروز کار دیدن اصلاحات ویراستار محترم در متن کتاب من به پایان رسید. کار جالبی بود؛ کاری که در حین آن گاه غرغر کردم، گاه به شدت عصبانی شدم، گاه تبسمی کردم و گاه بلند بلند خندیدم. انصاف باید داد؛ گاهی نیز دقت نظر ویراستار محترم مرا ممنون و متشکر ایشان کرد.

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها :