ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

هدیه روز معلم

آخرین روزهای سال گذشته بود. رفته بودم دانشکده. خلوت بود. دانشجویان لیسانس تعطیل کرده بودند، اما بعضی از دانشجویان فوق لیسانس برای استفاده از کتابخانه و انجام تکالیف درسی خود، در دانشکده بودند. چون کلاسی تشکیل نشده بود، قصد کردم زودتر برگردم. دم در خروجی برخوردم به چندتا از دانشجویان. داشتیم با هم حرف می زدیم که یکی دیگرشان هم رسید (خانم حسینی). همراه خانم حسینی پسر خردسالش نیز آمده بود دانشکده. نامش محمد امین بود. دستش مشکلی پیدا کرده بود و به گردنش آویزان بود. دلم خواست این شب عیدی از او دلجویی کنم. خم شدم و او را بوسیدم. چند دقیقه ای گفتگو کردیم و بعد هم خداحافظی. گذشت تا امروز. در کلاس امروز، خانم حسینی کاغذ لوله شده ای را که با روبانی بسته بود، آورد و گفت چون فردا روز معلم است، پسرم برایتان هدیه ای فرستاده. گفتم چیست؟ گفت تصویر شما را کشیده است. آن را باز کردم و به دانشجویان دیگر هم نشان دادم. می دانم که کودکان و هنرمندان به هر کسی این افتخار را نمی دهند که از او تصویری بکشند. به همین دلیل خوشحالم که محمد امین مخبریان به من این افتخار را داده است. نقاشی او را می گذارم در این پست و از همین جا از او تشکر می کنم.  

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :