ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

کاریکاتور

این روزها خبری عجیب در رسانه ها منتشر شد. خبر این بود که یک کاریکاتوریست به اتهام کشیدن تصویری از یک نماینده مجلس، محاکمه و به خوردن 25 ضربه شلاق محکوم شده است.


از بازتاب های خارجی این خبر که بگذریم، صدور این حکم به اندازه ای عجیب بود که در داخل نیز بسیاری از سر خیرخواهی با آن مخالفت کردند و صدور و اجرای چنین حکمی را غیرقابل قبول دانستند. واقعیت هم همین است؛ اگر بنا را بر این بگذاریم که کشیدن کاریکاتوری معمولی از افراد و اشخاص، توهین به آنهاست، دیگر هیچ کاریکاتوریستی فرصت نخواهد یافت تا از کسی تصویری بکشد و منتشر کند. این ممکن است که یک کارتونیست پیام و یا انتقادی داشته باشد و بخواهد آن را به این وسیله بیان کند، ولی تصور توهین و استهزاء از چنین طرح هایی ساده و معمولی داشتن، به هیچ وجه درست نمی نماید.

من بر این اساس تصمیم گرفتم کاریکاتوری از خودم را در این پست بگذارم. سالهایی که در دانشکده هنر خدمت می کردم، یک بار در جلسه ای که با دانشجویان داشتم، متوجه شدم که یکی از آنان در حال کشیدن تصویری از من است. بعدا از او خواستم نسخه ای از آن را به من بدهد. ابتدا از این کار خودداری کرد، چون تصور می کرد ممکن است فکر کنم قصد توهین و استهزاء داشته است. به او اطمینان دادم که چنین تصوری ندارم. پذیرفت و نسخه ای از آن را آورد، پشتش را امضاء کرد و به من هدیه داد. از او تشکر کردم و آن را به یادگار نگه داشتم. اکنون آن را در این پست می گذارم. ضمنا آن دانشجو بعدها ادامه تحصیل داد و اکنون عضو هیات علمی گروه گرافیک دانشکده هنر نیشابور است. نامش هم فرید است؛ آقای فرید یاحقی. باز هم از او تشکر می کنم.

اثر فرید یاحقی

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱
تگ ها :