ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

«ما دوره می کنیم شب را و روز را، هنوز را»

دیشب در اخبار تلویزیون شنیدم که رئیس میراث فرهنگی استان اصفهان اعلام کرده است؛ اگر مسیر کانال مترو اصفهان از زیر بناهای میدان تاریخی نقش جهان بگذرد، به احتمال زیاد سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) نام این میدان را از فهرست آثار تاریخی ثبت شده خود حذف خواهد کرد. یادم آمد در آذرماه 1389 در همین باره مطلبی نوشته بودم با عنوان «هر دم ازین باغ ...» که در ماهروز منتشر شده بود. فکر کردم حالا که روند تخریب بناهای تاریخی در کشور ما به روندی جاری و تکراری تبدیل شده، همان پست را اینجا تکرار کنم.   


در خبرها آمده بود که

« شهردار اصفهان می‌گوید براساس «مصوبه قانونی شورای عالی ترافیک»، مسیر پیشنهادی متروی شهر اصفهان از زیر میدان تاریخی نقش جهان عبور می کند » .

حکایت اصفهان و آثار تاریخی آن و میزان اهتمام مسؤولان این شهر به حفظ این آثار و ابنیه حکایتی است شگفت:

 اصفهان شهری است تاریخی. این شهر دو بار پایتخت سلسله های مهمی شده است. بار اول در سده پنجم هجری پایتخت سلاجقه شد و بار دیگر در آغاز سده 11 هجری صفویان آن را به عنوان پایتخت خود برگزیدند. از هر دو دوره بناهایی بسیار زیبا در این شهر باقی مانده است: از عصر سلجوقی می توان به مسجد جامع عتیق و بعضی میل ها و مناره ها مانند منار کاروان و چهل دختران اشاره کرد. از عصر صفوی نیز بناهای متعددی مانند کاخ های چهل ستون و هشت بهشت و پل های الله وردیخان و خواجو و بخصوص میدان نقش جهان در این شهر باقی است. البته شمار آثار تاریخی اصفهان بسیار بیش از اینهاست؛ هم از پیش از اسلام و هم از دوره های متعدد بعد از آن، آثاری در اصفهان بر جا مانده است. به همین دلیل و بدون هیچ مبالغه ای می توان اصفهان را یک شهر تاریخی قلمداد کرد. اینچنین بود که این شهر در سال 1385 از طرف سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام برگزیده شد. مزید اطلاع باید عرض کنم که این عنوان قبلا به شهر مکه داده شده بود و قرار بود در سال 1385 به بغداد داده شود، ولی به دلیل جنگ و درگیری در عراق و عدم امکان برگزاری مراسم در بغداد، اصفهان جایگزین بغداد شد. کسانی که جایگاه سیاسی، علمی و فرهنگی بغداد را در تاریخ اسلام می شناسند، بخوبی درک می کنند که بر جای بغداد نشستن یعنی چه و به چه درجه غنای تاریخی، فرهنگی و هنری محتاج است.

مردم اصفهان و بخصوص طبقات فرهنگی و تحصیلکرده این شهر بخوبی نسبت به موقعیت خاص شهر خود مطلع اند و در این باره بسیار حساس و پر شور و فعالند، اما متاسفانه مسؤولان شهری اصفهان بخصوص شهرداری این شهر گویی از این عوالم به دورند. به یاد می آورم در سال 1385 که مراسم و برنامه های متعددی برای بزرگداشت اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی دنیای اسلام در جریان بود، دو خبر ناگوار مدام در فضای این شهر طنین انداز بود و ذهن و اندیشه دوستداران تاریخ و هنر و فرهنگ را آزرده می ساخت: نخست عبور مترو از زیر خیابان تاریخی چهار باغ عباسی و دوم تهدید یونسکو به خارج کردن میدان نقش جهان از فهرست آثار جهانی به دلیل نقض حریم هوایی آن توسط برج جهان نما. حکایت عجیبی بود؛ از یک طرف همه خوشحال بودند که شهرشان به چنین موقعیتی دست یافته و از سوی دیگر، این امکان وجود داشت که در همین سال به حیثیت تاریخی، هنری و فرهنگی اصفهان ضربه جبران ناپذیری وارد شود. از این دو منازعه، نبرد میدان نقش جهان به نفع تاریخ و فرهنگ و هنر خاتمه یافت؛ تهدیدات یونسکو کارگر افتاد و شهرداری مجبور شد 30-40 متر از نوک برج جهان نما را بردارد تا حریم هوایی میدان نقش جهان آسیب نبیند. اما نبرد خیابان چهار باغ را شهرداری برد. آنها از اول خیابان چهار باغ نقب زدند و ناگهان از آن سر خیابان سر برآوردند. من در این باره جایی نوشته بودم که این مسیر وقتی از خیابان چهار باغ بگذرد، به بستر زاینده رود می رسد و درست از کنار 33 پل سر برخواهد آورد. چنین هم شد، تونل شهرداری در بستر زاینده رود درست در 40 متری 33 پل حفر شد و چندی پیش هم خبر رسید که مته عظیم مترو یک بار هم منحرف شده و 7 متر به طرف پل پیش روی کرده است. از گذشته ها بگذریم و به امروز بیاییم.

شهرداری اصفهان گویی خشمگین از باخت نبرد بر سر حریم هوایی میدان نقش جهان، این بار زمین این میدان عظیم و زیبا و تاریخی را نشانه گرفته است. شهردار اصفهان گفته است که شورای ترافیک تصمیم گرفته که خط دیگر مترو از زیر این میدان بگذرد. اما نگفته است که مسؤولان محترم این شورا و متخصصان امر ترافیک، آیا از یک تاریخ و هنر و فرهنگ 400 ساله هم چیزی می دانند؟ و اصلا آن همه هنرمند، مورخ، ادیب، و اصفهانی هایی که به تاریخ و آثار تاریخی خود بی دریغ عشق می ورزند، کجای این تصمیم گیری قرار دارند؟ مگر قرار نیست از این مترو، مردم اصفهان استفاده کنند. آیا کسی نظر مردم را پرسیده است؟ آیا این همه مخالفت مردم این شهر با چنین اقداماتی اصلا دیده یا شنیده می شود؟

میدان نقش جهان تنها اثر تاریخی ایران در دوره اسلامی است که در فهرست آثار تاریخی جهانی ثبت شده است: برای اینکه عظمت و اهمیت این موضوع روشن شود، باید اشاره کنم که دو بنای دیگر ایرانی که در این فهرست به ثبت رسیده اند، یکی معبد چغازنبیل است؛ اثری منحصر به فرد از دوره ایلامی که در خوزستان قرار دارد و دومی تخت جمشید هخامنشیان در فارس.

 میدان نقش جهان نمادی از فرهنگ اسلامی- ایرانی ماست. این میدان را می توان یک گالری هنری عظیم به شمار آورد. اکنون شهرداری اصفهان اسب خود را زین کرده و مته مترو را در دست گرفته تا آن را درست از زیر این میدان بگذراند. این در حالی است که ما مرتب به اقوام مهاجمی که در طول تاریخ، آثار و ابنیه ما را کوبیده و از بین برده اند، لعن و نفرین می کنیم و حتی عمل معاصران را در تغییر بعضی نام های تاریخی، بحق بر آنان خرده می گیریم. اما گویی فراموش کرده ایم که آنان نه ایرانی بوده اند، نه به آثار و گذشته ما افتخار می کرده اند، و نه از بابت این آثار برای خود نام و نانی فراهم می آورده اند. اما ما خود با وجود این همه ادعا و تفاخر و کسب نام و نان از این آثار، کمر به نابودی آنها بسته ایم.

این سخنان تلخ و ناخوشایند را با سخنی بسیار تلخ تر از مورخ بزرگ معاصر، دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی ختم می کنم. دکتر باستانی در کتاب حماسه کویر (ص641) آورده است:

"همه تعجب می کنند که چرا کتاب و نوشته های قبل از مغول در ایران پیدا نمی شود و یا بسیار کم است. تقصیر را به گردن مغول می اندازیم. مغول همین ما مردم هستیم که به دست خود هر اثری را که با مذاق ما سازگار نیست از میان برمی داریم".

  
نویسنده : ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩۱
تگ ها :