ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

استاد علمی

استاد علی علمی اردبیلی (1320- 1391شمسی) روز چهارشنبه 8 شهریور از دنیا رفت. او استاد من و بسیاری از دانشجویان دانشکده الهیات مشهد در دهه 1360 بود و دروسی مانند فلسفه، کلام جدید، سیره معصومین و ... را تدریس می کرد. مرحوم علمی استاد رسمی دانشگاه نبود و به عنوان استاد میهمان در دانشکده حاضر می شد و به تدریس می پرداخت. او از خانواده ای اهل علم بود و در حوزه های قم و نجف آموزش دیده و دانش آموخته بود. در حالی که با آن درجه از علم و فضل، شرایط پیشرفت های مادی و دنیوی بیش از بسیاری برای او فراهم بود، زندگی بسیار ساده و زاهدانه ای را برگزیده بود. 

مرحوم علمی دانشمند، متواضع، خوش خلق و دارای اندیشه ای روشن بود. در کلاس درس در باره هر چیز منصفانه و مستدل داوری می کرد و با این شیوه خود، به دانشجویان نیز درس تعادل و دوری از افراط و تفریط می آموخت. او نزد دانشجویان بسیار محبوب بود و تواضع و فروتنی بیش از اندازه اش، بر حرمت و جایگاه او می افزود. متاسفانه همکاری ایشان با دانشکده ما چند سالی بیشتر ادامه پیدا نکرد و آن مرحوم به حوزه برگشت و در آنجا به درس و بحث خود ادامه داد. به نظر من، او از جمله روحانیونی بود که این توانایی را داشت تا بر مخاطبان دانشجوی خود تاثیراتی مثبت بر جای بگذارد.

استاد علمی دارای تالیفاتی بسیار در فلسفه و فقه بود. او که در نجف در مجالس درس شهید محمدباقر صدر شرکت کرده بود، دارای بینشی روشن و امروزی بود. من خود علاوه بر شرکت در کلاس های درس او، چند بار گفتگوهای کوتاهی با او داشتم که هر بار از وسعت دید او و نواندیشی و درک درستش از مسائل شگفت زده شدم. آخرین بار سه چهار سال پیش وقتی مادرشان از دنیا رفته بود، به مجلس ختم آن مرحومه رفتم. ایشان را در کنار در ورودی مسجد ملاقات کردم و تسلیت گفتم. اخوی دیگر ایشان، دکتر محمد صادق، که در دانشکده همکار ماست، به آن مرحوم گفت: اخوی! ایشان را به جا می آورید؟ نگاهی کرد و گفت: قیافه شان را بله ولی نامشان را نه. خودم را معرفی کردم. پرسید کجایید و چه می کنید؟ گفتم در دانشکده تدریس می کنم. گفت: در کدام گروه؟ گفتم گروه تاریخ و تمدن اسلامی. بلافاصله در باب اهمیت تاریخ و نقش مخالفان در جلوگیری از پیشرفت آن، جملاتی کوتاه اما فوق العاده جالب و شنیدنی بر زبان آورد. این آخرین دیدار ما بود.

دو سه هفته پیش، از برادر دیگر ایشان، دکتر محمد کاظم، که او نیز در دانشکده همکار ماست، شنیدم که «اخوی سکته کرده اند و حالشان خوب نیست». چند روز بعد نیز خبر درگذشت او رسید. روز جمعه گذشته که به مراسم ختم ایشان در مسجد ملاحیدر رفته بودم، با خود می اندیشیدم که گویی زندگی ما این گونه برنامه ریزی شده که اندک اندک اجزاء و عناصری از گذشته مان را از دست می دهیم تا سرانجام خود نیز به پایان این خط برسیم. استاد علی علمی برای من و بسیاری از هم نسلان من در دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی، دانشمندی روشن اندیش، متواضع و محبوب به شمار می آمد. زندگانی اش با برکت بود و مرگش نیز برای ما شاگردانش مایه آموختن و عبرت.  

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها :