ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

شاهان ما و شاهان آنها !

تاکنون بارها از طرف برخی از دست اندرکاران تألیف کتاب های درسی آموزش و پرورش اظهار شده که باید نام و نشان شاهان را از کتاب های درسی تاریخ پاک کرد. چنین سخنانی که ناشی از نشناختن علم تاریخ و نیز نشناختن شاهان و نقش خوب و بد آنان در تاریخ است، البته هیچ گاه امکان عملی شدن نیافته و نخواهد یافت، زیرا این تصور که بتوان تاریخ را از نام ها و وقایعی که گروهی به هر دلیل آنها را نپسندند، بکلی پیراست، نادرست و غیرعملی است و هیچ مبنای علمی ندارد. اکنون البته سخن ما در باره درستی و نادرستی این نظر نیست؛ این جانب یک بار دیگر در پاسخ درخواست دوست گرامی، هادی صباغ، در باره این موضوع، مطلبی نوشته ام (برای دسترسی به آن، می توانید اینجا را کلیک کنید) اما اکنون قصد دارم به نکته ای دیگر اشاره کنم:

در حالی که هر چندگاه یک بار مسؤولین تعلیم و تربیت چنین سخنانی بر زبان می آورند ، در بخشی دیگر از فرهنگ و هنر، کار به گونه ای دیگر پیش می رود؛ از چندسال پیش کانال های مختلف تلویزیون به پخش سریال هایی طولانی از تاریخ شاهان کشور کره پرداخته اند؛ فیلم هایی که داستان آنها در قصر شاهان می گذرد و شخصیت های اصلی آنها، مردان خوب و بد دربار سلاطین و امپراتوران این کشور است. اخیرا کار از شخصیت ها و پادشاهان واقعی نیز فراتر رفته و افسانه های شاهان و درباریان سوژه کار قرار گرفته و کانال های مختلف تلویزیون به پخش و بازپخش این فیلم ها مشغول اند (مثل افسانه جومونگ و بتازگی افسانه دونگ ئی). اینچنین معلوم نیست که این دوگانگی ها را چگونه باید حل کرد؟ آیا تلویزیون و آموزش و پرورش دو روش متفاوت دارند، یا اینکه طرح  نام و تاریخ شاهان کشورهای دیگر - خلاف شاهان تاریخ ما -  مشکلی ندارد؟

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱
تگ ها :