ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

از انوری تا نوسترآداموس !

دیروز (پنج شنبه 30 آذر/ 20دسامبر) با دانشجویان گروه رفته بودیم نیشابور. هوا بسیار خوب بود و بناهای تاریخی زیادی را دیدیم. نهار را در دانشکده هنر دانشگاه نیشابور خوردیم و بعد از نهار در هوای آفتابی، در حیاط دانشکده جمع شدیم و با هم صحبت کردیم. سرانجام حرف ها کشید به این شوخی که اگر شنبه همدیگر را ندیدیم و کلاس ها تشکیل نشد، همدیگر را حلال کنیم.


دلیل این حلالیت طلبی، پیشگویی نوسترآداموس (م 1566م) بود که بر اساس آن روز 21 دسامبر (اول دی ماه) همه چیز نابود خواهد شد. اما دیشب 21 دسامبر رسید وچیزی نابود نشد.

واقعیت این است که چنین پیش بینی هایی چندان هم تازه و استثنایی نیستند. موضوع پیش بینی پایان عمر هستی پس از طی مراحلی گوناگون، در بعضی ادیان و روزگاران سابقه دارد و تاکنون هم تحقق نیافته است. در تاریخ خود ما در این باره ماجرای جالبی هست که به شاعر مشهور سده 6ق، انوری ابیوردی، مربوط است.

اوحدالدین انوری ابیوردی که دستی هم در نجوم  و ستاره شناسی داشت و در مرو با سلطان سنجر سلجوقی نیز پیوسته بود، گاهی با بررسی حرکت کواکب و ستارگان برای سلطان سنجر پیش بینی هایی می کرد. قدما این مهارت را علم احکام النجوم می نامیدند. یک بار او و گروهی دیگر از منجمان پیش بینی کردند که در روزی معین، باد و طوفانی سهگین برخواهد خاست؛ درختان را از جا خواهد کند و خانه ها را خراب و ویران خواهد نمود. از میان این منجمان، انوری اصرار زیادی بر این موضوع داشت و این طوفان را حتمی می دانست.

با اعلان این خبر، ترس و وحشت مردم را فراگرفت. آنها در خانه های خود، زیرزمین ها و سرداب هایی کندند و در روز موعود در آنها پنهان شدند مبادا بر اثر طوفان و ویرانی به آنها آسیبی برسد. اما هیچ خبری از باد و طوفان نشد. می گویند آن شب بر سر مناره شهر چراغی روشن کرده بودند، ولی حتی نسیمی نیز نمی وزید که آن را خاموش کند.

روز بعد، سلطان سنجر، انوری را احضار کرد و او را مورد بازخواست قرار داد. ولی انوری بهانه آورد و گفت همه آن بلایا یک دفعه رخ نخواهد داد، بلکه بتدریج اتفاق خواهد افتاد. روزها و ماهها گذشت ولی طوفان و خرابی رخ نداد. این موضوع باعث شد مردم و بخصوص شاعران، انوری را مورد سرزنش قرار دادند و در این باره شعرهایی نیز سرودند. از آن میان شاعری به نام مزید کاتب سرود:

گفت انوری که از جهت بادهای سخت

ویران شود عمارت و ملک سکندری

در روز حکم او نوزیده است هیچ باد

ای مرسل الرّیاح! تو دانی و انوری

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ دی ۱۳٩۱
تگ ها :