ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

خاطره نویسی

محققان اسناد تاریخی، این اسناد را از یک منظر به سه دسته تقسیم می کنند: 1. اسناد دولتی 2. اسناد نیمه دولتی 3. اسناد غیردولتی (خصوصی).

منظور از اسناد دولتی آن دسته اسنادی است که در سازمانها و نهادهای دولتی خلق می شود. مثلا تمامی نامه ها، آیین نامه، صورتجلسات، احکام، فرامین و ... .منظور از اسناد نیمه دولتی اسنادی است که دولتی ها و افراد حقیقی مشترکا آنها را ایجاد می کنند؛ مثلا فردی نامه ای به یک اداره دولتی می نویسد و در آن اداره بر روی آن نامه دستوراتی درج می شود و اقداماتی صورت می پذیرد. اما منظور از اسناد خصوصی اسنادی است که دولت را در ایجاد آنها دخالتی نیست؛ این قبیل اسناد تنها توسط افراد حقیقی خلق می شود.

 


یکی از مهم ترین نمونه های اسناد خصوصی، خاطرات شخصی است. خاطرات شخصی، یادداشت های منظم یا نامنظمی است که یک فرد در باره حوادث زندگی خود می نویسد.

خاطره نویسی از نظرگاه تاریخی اهمیت بسیار دارد. تصور کنید از جمعیت یک ملیونی شهری، تنها هزار نفر با سطح تحصیلات متفاوت و جنسیت و علایق و باورهای گوناگون و داشتن شغل و پیشه های مختلف، خاطرات خود را مرتب بنویسند و آن را باقی بگذارند. بدون تردید، آیندگان بر اساس این خاطرات مکتوب، علاوه بر شناخت فرد مورد نظر، می توانند به جنبه هایی مهم از تاریخ اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی این شهر دست یابند.

در باره اعتبار و اهمیت خاطرات شخصی باید به نکته ای دیگر هم اشاره کرد، و آن اینکه خاطرات شخصی گاه حاوی مطالب و جزئیاتی منحصر به فرد از زندگانی افراد است که کسی جز خود آنها از آن آگاهی ندارد. از این منظر، خاطرات یکی از مهم ترین اسناد و مدارک تاریخی به شمار می آید. اما از سوی دیگر باید به این نکته مهم توجه کرد که نویسندگان خاطرات، معمولا بنا به انگیزه ها و عوامل مختلف، بخش هایی مهم از خاطرات خود را سانسور می کنند و از نوشتن همه واقعیت های مربوط به زندگانی خود سرباز می زنند و می کوشند تا چهره ای مقبول از خود در ذهن خوانندگان ترسیم کنند. بر این اساس محققان تاریخ و خوانندگان این قبیل آثار، باید در بررسی خاطرات افراد به این نکته مهم توجه نمایند.

خاطره نویسی در جامعه ما اگرچه کاملا مغفول نمانده اما رواج گسترده ای هم ندارد؛ یعنی شمار کسانی که عادت کرده باشند، خاطرات روزانه خود را مرتب و مستمر بنویسند و نگاه دارند، چندان زیاد نیست. این شاید ناشی از یک ویژگی فرهنگی ما باشد؛ واقعیت این است که فرهنگ ما عمدتا یک فرهنگ شفاهی است. به این معنی که ما عادت کرده ایم بیشتر بگوییم و بشنویم تا اینکه بنویسیم و بخوانیم. بر این اساس چه بسا گسترش خاطره نویسی - که در مقایسه با مقاله و کتاب نویسی، کار بسیار سهل و ساده ای است - بتواند در اصلاح این ویژگی نامقبول فرهنگی به ما کمک کند. بر همین اساس من گاه که مناسبتی پیش می آید، در کلاس درس، به دانشجویان توصیه می کنم برای استوار شدن نثر و قلم شان و ثبت آنچه روزانه با آن سر و کار دارند، خاطره نویسی را جدی بگیرند؛ دفترچه ای تهیه کنند و روزانه در آن یادداشت هایی بنویسند. توصیه می کنم برای این که خسته نشوند، در اوایل کار از پرنویسی پرهیز کنند، مخصتر ولی دقیق و منظم بنویسند. نمی دانم تاکنون چند تن از آنها به این توصیه عمل کرده اند، اما تصور کنید اگر حتی شمار اندکی از دانشجویان یک دانشکده خاطرات روزانه خود را بنویسند، سالها بعد، از این طریق چه اطلاعات ارزشمندی در باره اوضاع مختلف دانشکده مورد نظر باقی خواهد ماند. اطلاعاتی که در هیچ سندی رسمی موجود نیست.  

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱
تگ ها :