ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

حجر بن عدی

در خبرها آمده بود که گروه های تندرو و سلفی، قبر حجر بن عدی را در نزدیکی شام تخریب و جنازه او را خارج و به مکانی نامعلوم منتقل کرده اند. زشتی این کار - که با هیچ یک از مبانی و آموزه های انسانی و دینی سازگار نیست - به اندازه ای است که هم علمای شیعه و هم دانشمندان اهل سنت آن را نکوهش کردند.


جای تأسف است که این روزها در دنیای اسلام، به جای اینکه عالمان و عاقلان مصدر امور باشند و کارها حول محور وحدت و پیشرفت و تعالی پیش رود، گروه های سلفی و بنیادگرایان افراطی رشته کار را به دست گرفته، اهل معرفت و نظر را به حاشیه رانده اند و بر اسب جهالت جسته و چهارنعل می تازند و میدان داری می کنند.

چند سال پیش، در جریان تألیف اثری ناتمام، نوشته کوتاهی در شرح حال حجر بن عدی تحریر کرده بودم. فکر کردم آن را در این پست بیاورم. با این امید که خداوند حکیم، ما را از شر چنین جهالت ها مصون دارد و دوگانگی ها و دشمنی ها را به وحدت و محبت مبدّل کند.  

 

حجر بن عدی بن معاویه؛ کنیه‌اش‌ ابوعبدالرّحمن‌، ملقّب‌ به‌ حجرالخیر و از قبیله‌ یمنی کِنده‌ بود. نام درست او حجر بن عَدی است. کلمه عدی در میان تمامی قبایل عرب یمنی، به فتح عین تلفظ می شد و تنها قبیله طیّ آن را به ضم عین تلفظ می کردند و چون حجر از این قبیله نبود، نام پدرش نیز عَدی تلفظ می شده است.

حجر در واپسین‌ سالهای‌ عمر پیامبر(ص) و در حالی‌ که‌ سالهای‌ نوجوانی‌ خود را می‌گذراند به‌ اسلام‌ گروید. در خلافت‌ عمربن‌ خطّاب‌ در جنگ‌ مشهور قادسیه‌ (16ق) که‌ میان‌ اعراب‌ و ایرانیان‌ رخ‌ داد شرکت‌ کرد. در جنگهای‌ صفین‌ (37ـ36ق) و نهروان‌ (38ق) به‌ همراه‌ علی‌ (ع‌) جنگید. درصفین‌، فرمانده‌ مردان‌ قبیله‌ کنده‌ بود و در نهروان‌ فرماندهی‌ جناح‌ چپ‌ سپاه‌ امام علی را بر‌ عهده‌ داشت‌.

وی‌ شیعه‌ای‌ پاکباز و با دولت‌ اموی‌ بشدت‌ مخالف‌ بود و به گفته برخی مورخان به‌ همین‌ دلیل‌ ابتدا در برابر مصالحه‌ امام‌ حسن‌ مجتبی‌ (ع) و معاویه‌ موضعی‌ انتقادی‌ گرفت‌. حجر با معاویه‌ و فرماندار عراق، زیادبن‌ ابیه‌، از در مخالفت‌ درآمد. به‌ همین‌ دلیل‌ در سال‌51ق او و شماری‌ از یارانش‌ را دستگیر و از کوفه‌ به‌ شام‌ فرستادند و سرانجام‌ به دستور معاویه در مکانی‌ به‌ نام‌ مَرج‌ عَذراء، در نزدیکی‌ دمشق،‌ گردن‌ زدند و به‌ خاک‌ سپردند. مقام و منزلت حجر چنان بود که قتل‌ او و همراهانش‌ را، بسیاری‌ - از جمله عایشه همسر پیامبر -  بر معاویه‌ خرده‌ گرفتند. معاویه‌ خود نیز بعدها کلماتی‌ حاکی‌ از ندامت‌ بر زبان‌ می‌آورد و حتی در بستر مرگ به نگرانی خود از روبرو شدن با حجر اشاره می کرد («یومی منک یا حجر یومٌ طویل»).

شرح حال نویسان، حجر را مستجاب‌ الدعوه‌ دانسته اند. او از فضلای‌ صحابه‌ به‌ شمار می‌آمد و‌ از راویان‌ حدیث‌ نبوی‌ بود‌.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :