ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

عدالت

 هشت سال پیش در کشور ما کسی بر مسند مهم رئیس جمهوری نشست که شعار عدالت می داد. او معتقد بود آنچه تاکنون پیشینیان مرتکب شده اند، تبعیض و رانت خواری و دست کردن در جیب مردم بوده است. بر همین اساس کثیری از گذشتگان را طعن زد و مورد حمله و هجوم قرار داد و مرتب شعار داد که فهرست دزدان و رشوه گیران و رانت خواران را در جیب خود دارد و آن را افشا خواهد کرد.


این رئیس جمهور عدالت طلب، مدتی بعد بدرستی اعلام کرد که پایتخت یعنی شهر تهران بیش از حد شلوغ شده و باید از جمعیت آن کاست. راهی که او برای خلوت کردن شهر تهران برگزید، انتقال بعضی ادارات به استانهای دیگر و دادن وعده هایی به کارمندان برای انتقال به شهرهای کوچکتر بود. در همین جهت، دولت ایشان اعلام کرد که مجوز تاسیس هیچ دانشگاه غیرانتفاعی، نه تنها در تهران بلکه حتی در مراکز استانهای بزرگ نیز صادر نخواهد شد. رئیس جمهور معتقد بود همه جای ایران رشد متوازنی نکرده و ایران تنها تهران نیست. لذا به سفرهای استانی رفت و گرد ایران گشت و برای توسعه استانها و شهرها و روستاهای دور از مرکز تصمیمات متعدد گرفت و مصوبات فراوان اعلام کرد.

جناب رئیس جمهور سابق، اخیرا و پس از این که کاندیدای مورد نظرش برای انتخابات ریاست جمهوری مورد تأیید قرار نگرفت و در بر پاشنه ای دیگر چرخید، در آخرین روزهای کار خود، طرح تاسیس دانشگاهی خصوصی در تهران را که متعلق به خود ایشان و دوستانشان بود، به شورای عالی انقلاب فرهنگی برد و در شورایی که خود رئیس آن بود، این طرح را تصویب کرد، در حالی که گویا از یاد برده بود نباید به دانشگاه های خصوصی در شهر تهران مجوز داد و نیز به خاطر نداشت که شهر تهران بیش از حد شلوغ است، و نیز مد نظر نداشت که تمامی استانها و شهرهای ما از رشد متوازنی برخوردار نبوده اند و مردم استانها و شهرهای دیگر می توانند علاوه بر دویدن به دنبال ماشین ایشان، میزبان دانشگاه ایشان نیز باشند.

از اینها همه می گذریم؛ در کشور ما از این قبیل مسائل کم نبوده و نیست و به هرحال می توان از کنار آنها گذشت. اما خبری که چندی پیش در کمال ناباوری اعلام شد، آب پاکی بود بر تمامی ادعاهای پیشین. خبر این بود که به دستور رئیس جمهور، 16000000000 تومان(شانزده میلیارد تومان) از پول بیت المال به حساب دانشگاه شخصی ایشان واریز شده است. خبر باورکردنی نبود، ولی اندک اندک که تکذیب نشد، معلوم شد راست است. اینچنین آن ادعاهای عدالت طلبی  و مخالفت با رانت خواری، به اینجا ختم شد.

اما ختم کلام را ذکر خاطره ای قرار می دهم از هشت سال پیش و یکی دو ماه اولی که ایشان بر مسند ریاست جمهوری نشسته بودند:

آن موقع مشغول تحصیل در دانشگاه اصفهان بودم. وزارت علوم، برای دانشگاه اصفهان رئیس جدیدی برگزیده بود. این رئیس جدید، در همان روزهای اول کار خود، حدود چهل حکم انتصاب جدید داده بود و همانند رئیس جمهور درانداخته بود که مسوؤلین قبلی دانشگاه همه رانت خوار بوده اند و دست در جیب بیت المال داشته اند و ... . یعنی اتهاماتی که هیچ گاه در هیچ محکمه ای مطرح و اثبات نشد و از حد یک تهمت فراتر نرفت. یادم می آید، روزهای اول مهرماه و شروع ترم بود. یک روز غروب در حالی که از در دانشکده ادبیات بیرون می آمدم، برخوردم به یکی از اساتید آن دانشکده که از سالهای دور او را می شناختم. حال و احوالی کردیم و چند دقیقه ای همان جلو در ایستادیم به گفتگو. از من پرسید: نظرت در باره این مسائل چیست؟ گفتم: ما در آموزه های دینی آموخته ایم که عدالت نقشی مهم در تمامی هستی دارد؛ خداوند عادل است و هستی که تجلی اراده اوست، با عدالت برپا شده و با عدالت پابرجاست (بالعدل قامت السماوات والارض). از آن طرف در علم کلام آموخته ایم که عدالت یعنی قرار دادن هرچیز در جای خود (العدل وضع الشیء فی موضعه) و ظلم در مقابل عدالت، عبارت است از قرار دادن هر چیز در غیر جای خود (الظلم وضع الشیء فی غیر موضعه). گفتم: بر این اساس، اگر این آقایان بتوانند با آنچه این روزها می گویند و می کنند، اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه را تدبیر کنند، برای من چاره ای باقی نمی ماند مگر این که در عدالت موجود در جزء جزء هستی تردید کنم و بگویم هرآنچه تاکنون در باره عدالت خداوندی و نیز عدالت موجود در اجزای هستی خوانده ایم و باور داشته ایم، نادرست بوده است. گویا آن دوست، این سخن را پسندید، چون مدتی بعد که باز همدیگر را دیدیم، گفت: آن حرف شما را چند جا بدون ذکر نام گوینده، نقل کرده ام.

اما اکنون پس از هشت سال، من به نوعی خوشحالم که سیر حوادث به گونه ای پیش رفت و نتایج آن خبط و خطاها آنچنان عیان شد که اثبات شد خداوند عادل است؛ هستی را عادلانه خلق کرده و در جزء جزء آن عدالتی همه جانبه به ودیعت نهاده است. خوشحالم که روشن شد کسی که در جای مناسب خود ننشسته، نمی تواند منشأ تناسب باشد، و همه به تجربه مشاهده کردند که با رفتارهای غیرعادلانه، نمی توان عدالت را در جامعه رواج داد. خوشحالم که نه تنها در عدالت خالق هستی و آسمان و زمین تردیدی برایم حاصل نشد، بلکه صد درجه بیشتر به آن ایمان آوردم. من نیز تعریف ساده متکلمان از عدل و ظلم را قبول دارم و معتقدم عدالت آن است که هرچیز در جای خود قرار گیرد و در مقابل، ظلم آن است که چیزی در جای خود نباشد.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢
تگ ها :