ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

روزگار قریب

چند سال پیش، کارگردان مشهور سینما،‌ کیانوش عیاری، سریالی ساخت به نام «روزگار قریب». این سریال به نمایش زندگی پزشک مشهور، متخصص و متعهد، دکتر محمد قریب، پرداخته بود. در طی چند سال گذشته، این سریال چند بار دیگر از شبکه های مختلف تلویزیون پخش شد و هم اکنون نیز از یکی از شبکه های تلویزیون در حال پخش مجدد است.


یکی از قسمت های این سریال که هفته گذشته پخش شد، به ماجرای امضاء و انتشار بیانیه ای توسط دوازده تن از استادان دانشگاه تهران علیه لایحه عقد قرارداد با کنسرسیوم نفتی و ماجراهای پس از آن می پردازد. ماجرا از این قرار است که پس از کودتای 28 مرداد 1332، وقتی دولت کودتا، لایحه عقد قرارداد با کنسرسیوم نفتی را به مجلس شورای ملی پیشنهاد داد، دوازده تن از استادان دانشگاه تهران بیانیه ای منتشر کردند. آنان در این بیانیه لایحه پیشنهادی را به ضرر منافع ملت ایران دانسته و کودتای 28مرداد را صحنه سازی اعلام کردند که در جریان آن، خارجیان دولت ملی دکتر مصدق را ساقط کرده و دولت دست نشانده خود را بر سر کار آوردند. مشهورترین امضاء کنندگان نامه عبارت بودند از دکتر عبدالله معظمی، دکتر یدالله سحابی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر سنجابی، مهندس حسیبی، دکتر عابدی، دکتر محمد قریب و... . شاه به نخست وزیر کودتا دستور داده بود؛ به رئیس دانشگاه تهران، دکتر علی اکبر سیاسی، ابلاغ کند که این دوازده تن باید از دانشگاه اخراج شوند. دکتر سیاسی کوشید تا با شیوه ای کدخدا منشانه غائله را فیصله دهد. او از این دوازده تن خواست تا صورت مجلسی تنظیم کنند مبنی بر این که سوءتفاهمی رخ داده و آنان قصد اهانت به مقامات بالا را نداشته اند. دکتر سیاسی با زحمت بسیار موفق شد استادان را قانع کند که این صورت مجلس را بنویسند و امضاء کنند. اما شاه صورت مجلس را نپذیرفت و به رغم مخالفت دکتر سیاسی که گفته بود «من اگر دستم را قطع کنند با ابلاغ اخراج این استادان موافقت نخواهم کرد»، توسط وزیر فرهنگ وقت، این گروه را از دانشگاه اخراج کرد. البته بعدها این اساتید را - بجز دکتر معظمی - به دانشگاه برگرداندند.

از این واقعه تاریخی یک گزارش دست اول در دست است. گزارشی که دکتر علی اکبر سیاسی در کتاب خاطرات خود با عنوان گزارش یک زندگی در صفحات 250 تا 253 آورده است و کیانوش عیاری در ساخت این قسمت از سریال روزگار قریب، به همین صفحات کتاب دکتر سیاسی اتکاء کرده و حتی بسیاری از دیالوگ های آن، عینا همان جملاتی است که ایشان در صفحات مزبور  نوشته است.

آنگونه که دکتر سیاسی نوشته و در سریال روزگار قریب هم نشان داده می شود، نخست وزیر وقت، سپهد زاهدی، تلفنی دکتر سیاسی را به دفترش فرا می خواند. در آنجا بیانیه دوازده استاد را به وی نشان می دهد و دستور شاه مبنی بر اخراج آنان را ابلاغ می کند. دکتر سیاسی بیانیه را می خواند و از زاهدی برای بررسی موضوع، دو روز وقت می خواهد. به دانشگاه می آید و اساتید را دعوت می کند که فردای آن روز در دفترش حاضر شوند. در آن جلسه میان دکتر سیاسی و اساتید گفتگوی مفصلی در می گیرد. سرانجام دکتر سیاسی پیشنهاد تنظیم صورت مجلسی را می دهد که ذکر آن گذشت.

تا اینجا، روایت کیانوش عیاری در سریال روزگار قریب، با خاطرات دکتر علی اکبر سیاسی منطبق است. اما آن چه در پایان ماجرا در خصوص تنظیم صورت مجلس اتفاق می افتد، حاوی یک تحریف آشکار تاریخی است که سازنده فیلم صورت داده است. در سریال روزگار قریب چنین نمایش داده می شود که به محض اینکه دکتر سیاسی پیشنهاد تنظیم صورت مجلس را می دهد، اولین کسی که با این کار اعلام موافقت می کند، مهندس مهدی بازرگان است. بازرگان بلافاصله این پیشنهاد را می پذیرد و در پاسخ اعتراض دکتر قریب، می گوید که جز این چاره ای باقی نمانده است و سپس از دکتر سیاسی می پرسد که در این صورت مجلس چه باید نوشت؟ اما واقعیت چیزی خلاف این بوده است و این واقعیت را اتفاقا دکتر علی اکبر سیاسی، یعنی منبع اصلی کارگردان در ساخت این قسمت سریال، بروشنی توضیح داده است. دکتر سیاسی در باره تنظیم صورت مجلس آورده است:

«این صورت مجلس به زحمت فراوان تهیه شد. روی هر کلمه آن بحث و گفتگو می شد. کسی که در این باب از همه سخت گیرتر بود مهندس بازرگان بود» (ص 251-252).

استفاده کارگردان روزگار قریب از همین صفحات کتاب دکتر سیاسی، این احتمال که وی این جملات را ندیده باشد، منتفی می سازد. بنابراین راهی باقی نمی ماند مگر اینکه به صراحت بگوییم: کارگردان روزگار قریب، به رغم گزارش صریح دکتر سیاسی که چهره ای سخت و سازش ناپذیر از مهندس بازرگان ارائه داده است، به یک تحریف تاریخی دست زده و بازرگان را عنصری سست و سازش کار معرفی کرده است.

انجام چنین تحریفاتی در منابع و آثار تاریخی البته بی سابقه نیست و در دوره های مختلف روی داده و حتما باز هم رخ خواهد داد. تفاوت قصه در این است که در روزگاران دور، به دلیل محدودیت منابع، انحصاری بودن آنها و عوامل دیگر، می شد چنین کارهایی مرتکب شد بدون اینکه قضیه روشن شود. در آن فضا و شرایط، تحریفات تاریخی رخ می داد، منتشر می شد، باور می شد و باقی می ماند. اما در این روزگار قریب، به دلیل کثرت و تنوع منابع و انحصاری نبودن آنها و نیز بالا رفتن سطح سواد و آگاهی های تخصصی و عمومی و فراهم بودن امکان انتشار مطالب برای همگان، این قبیل تحریفات بسیار زود روشن می شوند و شانسی برای باقی ماندن نمی یابند.

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ آبان ۱۳٩٢
تگ ها :