ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

... کلام تلخ ...

ویژگی ها و خصوصیات دانشجویان تاریخ در دوره های مختلف یکسان نیست. من که اکنون درآستانه سی امین سال ورود به دانشگاه قرار دارم، در طول تحصیل و تدریس خود، دانشجویان بسیاری را در دوره های مختلف دیده و درک کرده ام.


در این پست قصد پرداختن به گذشتگان را ندارم، بلکه آنچه را در طی سالهای اخیر از شخصیت و منش علمی دانشجویان تاریخ درک کرده ام، بیان می کنم. این موارد تنها اختصاص به دانشجویان دانشکده ما ندارد؛ گفتگو با همکاران و گاه مواجهه با برخی دانشجویان دانشگاه های دیگر، حاکی از این است که تقریبا همه جا وضع بدین منوال است. البته استثناء ها همیشه بوده اند و اکنون نیز هستند ولی وضعیت غالب، کم و بیش همانی است که به آن اشاره می شود.

پیش از پرداختن به اصل موضوع، به چند نکته اشاره می کنم:

- ریشه یابی این وضع و نیز شناخت راه حل ها، موضوع این پست نیست. بنابراین دوستانی که قصد ارسال پیام دارند، فعلا از اظهار نظر در باره ریشه ها و عوامل و راه حل ها خودداری کنند و تنها اگر در باره این موارد نظری دارند و کم و زیادی به نظرشان می رسد، مطرح کنند. شاید فرصتی دست داد و در آینده به این موضوعات نیز پرداختیم.

- جهت رفع سوء تفاهم های احتمالی، عرض می کنم که من مسبب این موارد را تنها دانشجویان نمی دانم، بلکه سیستم آموزش و پرورش، برنامه ریزی آموزشی در دانشگاه، معلمان و اساتید و فضای عمومی علمی و فرهنگی جامعه را نیز در این وضع مؤثر می دانم.

-ضرورت دارد یادآوری کنم که این موضوع، موضوعی شخصی نیست. در این نوشته قصد این نبوده که شخص یا گروهی تخریب شوند؛ هدف تنها شناسایی مشکلات بوده است. بنابراین خوب است خوانندگان محترم، بخصوص دانشجویان گرامی، از برخورد شخصی و احساسی با آن خودداری کنند.

- معنی سخنان من این نیست که دانشجویان تاریخ هیچ خصوصیت و ویژگی مثبتی ندارند. در این پست به اقتضای شرایط، تنها از مشکلات سخن گفته شده. امیدوارم  فرصتی دست دهد و بتوان به نقاط قوت هم اشاره کرد.

- دانشجویان عزیز تلخی و تندی این سخنان را بر این جانب ببخشند. من در این پست در جایگاه یک طبیب نشسته ام و ناچار باید به عیوب و علل اشاره کنم. قصد من از به رخ کشیدن این مشکلات، رفع آنهاست، نه تحقیر و  تخفیف دوستان. این سخن مولوی بزرگ را اگر بشنویم کار ما و شما آسانتر خواهد شد. آن جا که فرمود: « زان کلام تلخ می گویم تو را / تا ز تلخی ها فرو شویم تو را».

از این تذکرات گذشته باید عرض کنم که من در یک نگاه کلی به دانشجویان تاریخ در سالهای اخیر، اغلب آنان را واجد این ویژگی ها تشخیص داده ام:

الف. بی علاقگی به تاریخ. شاید عجیب به نظر برسد ولی نزد بسیاری از دانشجویان تاریخ، علاقه ای برای مطالعه تاریخ و شناخت دوره ها و اشخاص و دیگر جزئیات حوادث تاریخی، مشاهده نمی شود. هفته گذشته در یکی از کلاس هایم پرسیدم: «چند نفر به رشته خود علاقه ندارند؟» پاسخ بسیار کوبنده بود؛ تقریبا نیمی از دانشجویان کلاس دستشان را بالا بردند.

ب.کاربرد تاریخ و یا به تعبیر دیگر فایده آن را نمی دانند. لذا اغلب در گفتگو با دیگران قادر به توجیه کار خود (تحصیل تاریخ) نیستند و این موجب سرخوردگی آنان می شود.

ج.از عنصر زمان که مهم ترین رکن تاریخ است، غافلند. به همین دلیل توالی رویدادهای تاریخی را که نقشی بسیار مهم در فهم و تحلیل حوادث دارد، درک نمی کنند و لذا قادر به ارزیابی، نقد و تحلیل نیستند.

د. جز گروهی بسیار اندک، اهل مطالعه کتاب های غیر درسی - حتی کتاب های تاریخی غیردرسی - نیستند. تاکنون ندیده ام کسی از میان آنان به طور مرتب روزنامه بخواند. اغلب اصلا روزنامه نمی خوانند. هیچ کدام از آنان را ندیده ام که اخبار رسانه ها، مثلا رادیو یا تلویزیون را به طور مرتب پیگیری کند. بر این اساس «دانش اضافی» بسیار ناچیزی دارند و به همین دلیل قادر به درک کامل متون تاریخی و  احیانا برقراری ارتباط میان حوادث مختلف و تحلیل و ریشه یابی آنها نیستند.

ذ.تا وقتی به جبر نمره مجبور نشوند، کتاب یا مقاله ای را که به آنها معرفی نکرده ای، نمی خوانند.

ر.انشاء و نویسندگی شان، ضعیف و در مواردی بسیار ضعیف است. گاه حتی املایشان نقص دارد.

ز.درک درستی از پژوهش علمی و لوازم آن ندارند. به همین دلیل کمتر اتفاق می افتد که چیزی - اعم از مقاله یا پایان نامه – بنویسند که قابلیت چاپ پیدا کند.

 س.امیدی به کارکردن در این رشته ندارند و شاید به همین دلیل به کسب مهارت های لازم برای فعالیت در این رشته اقبال نشان نمی دهند.  

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٢
تگ ها :