ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

چاپ و تجدید چاپ !

چند سال پیش، وقتی یکی از کتابهایم تازه از زیر چاپ درآمده بود، کسی – شاید یکی از دانشجویان – پرسید: «اکنون چه احساسی دارید؟». گفتم: «هیچ». تعجب کرد. گفتم: ببین! روند چاپ و انتشار کتاب در کشور ما به اندازه ای کند و غیرحرفه ای و طاقت فرساست و نویسنده در این جریان به اندازه ای درگیر می شود که در اواخر، خسته و سرخورده، فقط منتظر است کار به گونه ای تمام شود و او نفسی راحت بکشد. به همین دلیل، وقتی اثری از زیر چاپ درمی آید و نسخه ای از آن به دست نویسنده می دهند، او با دیدن هر بخش و قسمتی از کار خود، به یاد سختی هایی می افتد که در مرحله چاپ از آن بابت نصیبش شده است و دیگر جایی برای احساس لذت باقی نمی ماند. من خود الان کتابی را زیر چاپ دارم که از زمان آغاز مراحل چاپ آن، درست پنج سال گذشته است و هنوز هم معلوم نیست عاقبت کار به کجا خواهد انجامید؛ «الهی عاقبت محمود گردان».

با وجود آن چه گفتم، این روزها فکر می کردم که حکایت تجدید چاپ کتب، حکایتی دیگر است. بهانه این فکر، تجدید چاپ همزمان دو کتاب خودم: «تاریخ اسلام از آغاز تا سال یازدهم هجری» و «تاریخ هنر در سرزمینهای اسلامی» بود. چاپ ششم این دو کتاب هفته گذشته توسط انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد منتشر و روانه بازار کتاب شد. در تجدید چاپ کتاب، اگر بنا بر تغییر متن و ویراستاری تازه ای نباشد، کار براحتی انجام می شود. اصلا نیاز به دخالت نویسنده نیست؛ ناشر امور فنی چاپ را به انجام می رساند و بعد از اتمام کار، چند نسخه  از کتاب را برای او می فرستد و کار تمام است. البته اگر بنا بر انجام ویراستاری جدید باشد، همه چیز باید از نو شروع شود و داستان چاپ اول تکرار خواهد شد.

قرار بود چاپ جدید «تاریخ هنر در سرزمینهای اسلامی» با تجدید نظر و اصلاحات تازه منتشر شود و من در حال انجام آن بودم، اما ناگهان معلوم شد تیراژ کتاب به پایان رسیده و فرصت برای انجام اصلاحات در متن نیست. این بود که ناشر، کتاب را با همان متن سابق زیر چاپ برد و ویراستاری و اضافات ماند برای چاپ بعد. ضمنا دوست دارم در چاپ هفتم «تاریخ اسلام» نیز اصلاحاتی صورت دهم، اما این کار را هنوز شروع هم نکرده ام.  

  
نویسنده : ; ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ آذر ۱۳٩٢
تگ ها :