ماهروز

برای شناخت خصیصه و سرشت یک جامعه، هیچ نموداری بهتر از نوع تاریخی که می نویسد یا نمی نویسد نیست (ای. ایچ. کار).

فلسفه تاریخ محلی

فلسفه تاریخ دو نوع است: فلسفه نظری تاریخ که در آن به کلیات وقایع تاریخی در طول دوره های طولانی حیات بشر پرداخته می شود و فلسفه نقدی/ انتقادی/ تحلیلی تاریخ که در آن به کلیات تاریخ به عنوان یک علم پرداخته می شود. در این رشته، تاریخ تعریف می شود، مبانی و مسائل آن مورد بررسی قرار می گیرد، روش های تحقیق در آن تبیین می شود، ارتباط، مشترکات و مختلفات آن با دیگر علوم تشریح می شود، مشکلات آن مورد بحث واقع می شود و...

متاسفانه در جامعه علمی ما، به میزانی که به تاریخ (به معنی وقایع گذشته) پرداخته شده، به فلسفه تحلیلی/ انتقادی تاریخ توجه نشده است. این نقیصه لطماتی اساسی به دانش تاریخ و تاریخنگاری حتی در محیط های دانشگاهی و آکادمیک وارد کرده است.

همان گونه که در پست قبلی اشاره شد، اکنون تاریخنگاری محلی، به عنوان شاخه ای از تاریخنگاری، در میان ما رواج یافته است. سالانه پایان نامه ها، کتب، مقالات و طرح های پژوهشی بسیاری در باره روستاها، شهرها و نواحی مختلف کشور تدوین و منتشر می شود، اما موضوعی مهم همچنان مغفول مانده و آن پرداختن به «فلسفه تاریخ محلی» است. من که به اقتضای رشته ام شماری از این متون را ملاحظه می کنم و گاه  در نشست هایی مربوط به این موضوع شرکت می کنم و با کسانی که در این رشته فعالند، گفتگوهایی دور و نزدیک دارم، مشکلی را احساس می کنم و آن این که در بین ما هنوز فلسفه تاریخ محلی بروشنی تبیین نشده است؛ هنوز تعریفی جامع و مانع از آثار تاریخنگاری محلی در دست نیست و گاه تعاریفی سلیقه ای ارائه و مبنای کار برخی از فعالین در این عرصه قرار می گیرد. معانی برخی واژه ها در این رشته هنوز روشن نیست. بر سر روش های تحقیق توافقی وجود ندارد و ...

بر این اساس، این جانب معتقدم؛ ضروری تر از گسترش تاریخنگاری محلی، پرداختن به فلسفه تاریخ محلی است. به همین دلیل قصد دارم پیشنهاد دهم؛ یکی از نشست های آینده تاریخنگاری محلی، به موضوع «فلسفه تاریخ محلی» اختصاص پیدا کند. بی توجهی به این موضوع مهم، آینده این رشته را بشدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.

  
نویسنده : ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳٩٢
تگ ها :